eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Masti (Mahboobeh Golzari).mp3
زمان: حجم: 5.3M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر ؛ 🎙 صداخوانی 🎶 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ▫️قطعه ی در سرزمین شعرهایم خاک می شوم با رویشی از نو و لابلای سیاهی ها از دلِ سپیدِ دفترم با قلبی تپنده و دستهایی عاشق روزنه های امید را واژه به واژه چنگ می زنم تا زنده بمانم و زندگی کنم شعرهایم را... ▫️ قطعه ی 🎶 نوازنده ی عود جانا منم ز مستی سر در جهان نهاده چون شمع آتش تو بر فرق جان نهاده تو همچو آفتابی تابنده از همه سو من همچو ذره پیشت جان در میان نهاده من چون طلسم و افسون بیرون گنج مانده تو در میان جانم گنجی نهان نهاده گر یک گهر از آن گنج آید پدید بر من بینی مرا ز شادی سر در جهان نهاده داغ غم تو دارم لیکن چگونه گویم مهری بدین عظیمی بر سر زبان نهاده از روی همچو ماهت بر گیر آستینی سر چند دارم آخر بر آستان نهاده عطار را چو عشقت نقد یقین عطا داد این ساعت است و جانی دل بر عیان نهاده 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
شبانه های مرا می شود سحر باشی و می شود که از این نیز خوبتر باشی تداوم من و دریا و آسمان با تو همیشگی ست، اگر هم، تو رهگذر باشی نیازمند توأم مثل زخم لب بسته خوشاتر آنکه تو گهگاه نیشتر باشی غروب و سوختن ابر و من تماشایی ست ولی مباد تو این گونه شعله ور باشی ببین چه دلخوشی ساده ای: همینم بس که یاد من، به هر اندازه مختصر باشی چقدر دفترکم، رنگ و روح می گیرد تو در حواشی این متن هم اگر باشی دوباره جذبه به پرواز می دهد شعرم کبوتران مرا گر تو بال و پر باشی نگاه می کنی و من ز شوق می میرم همیشه بهر من ای چشم، خوش خبر باشی من عاشق خطری با توأم، خوشا آنروز که بی دریغ تو هم عاشق خطر باشی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 تنها منجی آدم است... 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
دلا تو شهد منه در دهان رنجوران حديث چشم مگو با جماعت کوران اگر چه از رگ گردن به بنده نزديک است خدای دور بود از بر خدادوران درون خويش بپرداز تا برون آيند ز پرده ها به تجلی چو ماه مستوران اگر چه گم شوی از خويش و از جهان اين جا برون خويش و جهان گشته ای ز مشهوران اگر تو ماه وصالی نشان بده از وصل ز ساعد و بر سيمين و چهره حوران وگر چو زر ز فراقي کجاست داغ فراق چنين فسرده بود سکه های مهجوران چو نيست عشق تو را بندگی به جا می آر که حق فرونهلد مزدهای مزدوران بدانک عشق خدا خاتم سليمانی است کجاست دخل سليمان و مکسب موران لباس فکرت و انديشه ها برون انداز که آفتاب نتابد مگر که بر عوران پناه گير تو در زلف شمس تبريزی که مشک بارد تا وارهی ز کافوران ✍️ _ غزل شماره ی 457 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🎤 مداحی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
HayedehHayedeh _ Shohadaye Ghavvas.mp3
زمان: حجم: 16M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🎤 مداحی ننه‌ش می‌گفت: بُواش قنداقه‌شو دید رو بازوش دس کشید مثل همیشه می‌گفت: دستاش مثه بال نهنگه گمونم ای پسر غواص می‌شه ننه‌ش می‌گفت: همه‌ش نزدیک شط بود می‌ترسیدم که دور شه از کنارم به مو‌ می‌گف: ننه می‌خام بزرگ شم بِرم سی لیلا مرواری بیارُم ننه‌ش می‌گفت: نمی‌خاستم بره شط می‌دیدم هی تو قلبم التهابه یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط نفس مو بیشتر از جاسم تو آبه زد و نامردای بعثی رسیدن مثه خرچنگ افتادن تو کارون کهورا سوختن، نخلا شکستن تموم شهر شد غَرقابه‌ی خون ننه‌ش می‌گفت روزی که داشت می‌رفت پسین بود؟ صبح بود؟ یادم نمیاد مو‌ گفتم: بچه‌ای... لبخند زد گفت: دفاع از شط شناسنامه نمی‌خواد رفیقاش می‌گن: از وقتی که اومد تو چشماش یه غرور خاص بوده به فرمانده‌ش می‌گفته: بِل برم شط ماها هف پشتمون غواص بوده ننه‌ش می‌گف: جوون برگ سدرم مثه مرغابیای خسته برگشت شبی که کربلای چاار لو رفت یه گردان زد به خط، یه دسته برگشت ننه‌ش می‌گفت‌: چشام به در سیا شد دوای زخم نمک‌سودم نیومد مسلمونا دلم می‌سوزه از داغ جِوونم، دلبرُم، رودم، نیومد عشیره می‌گن از وقتی که گم شد یه خنده رو لب باباش نیومد تا از موجا جنازه پس بگیره شبای ساحلو دمّام می‌زد یه گردان اومده با دست بسته دوباره شهر غرق یاس می‌شه ننه‌ش بندا رو ‌وا می‌کرد باباش گفت: مو‌ گفتم: "ای پسر غواص می‌شه..." 🎥 به صورت تصویری (شهدای غواص زنجان): https://www.namasha.com/v/8HF1r7Lv 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
📚 🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
HayedehHayedeh _ Edhghe PedarBozorg.mp3
زمان: حجم: 17.6M
📚 🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ▫️ پدر بزرگم از اون مردای کوچه بازاری قدیم بود، تهشم تو سن هفتاد و پنج سالگی دلش بسته شد به دل خانجونم. روزی که خانجونم دمنوشش یخ کرد و از دهن افتاد، همون روز آقاجون فهمید کی رو برای همیشه از دست داد. روز آخری که همه تو خونه جمع شده بودن برای تشییع خانجونم، آقاجون گوشه‌ی خونه کز کرده بود و هیچی نمی گفت، ماتم گرفته به فرش دستبافت زیر پاش زل زده و سیگار بهمن خاموشش لای انگشتاش خشک شده بود، آقاجونم، کسی که تموم روستا جلوش خم و راست می شدن، کمرش خم و شکسته شده بود. دلم طاقت نیاورد با اون وضع تنهاش بزارم، نزدیکش شدم و رو به روش نشستم، نگاهم خیره‌ی رد اشک خشک شده‌ای شد که از چشم چپش تا ریشش رو تصاحب کرده بود. این مرد چطور می خواست دَووم بیاره. بی هوا چاک دهنم وا شد و گفتم: "خیلی دوسش داشتین نه؟" ... 🎥 در مشاهده کنید: https://www.namasha.com/v/TPYsUOTW 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
✍️ ▫️ دستخط شاعر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh