eitaa logo
شعرنوش
180 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
دلا تو شهد منه در دهان رنجوران حديث چشم مگو با جماعت کوران اگر چه از رگ گردن به بنده نزديک است خدای دور بود از بر خدادوران درون خويش بپرداز تا برون آيند ز پرده ها به تجلی چو ماه مستوران اگر چه گم شوی از خويش و از جهان اين جا برون خويش و جهان گشته ای ز مشهوران اگر تو ماه وصالی نشان بده از وصل ز ساعد و بر سيمين و چهره حوران وگر چو زر ز فراقي کجاست داغ فراق چنين فسرده بود سکه های مهجوران چو نيست عشق تو را بندگی به جا می آر که حق فرونهلد مزدهای مزدوران بدانک عشق خدا خاتم سليمانی است کجاست دخل سليمان و مکسب موران لباس فکرت و انديشه ها برون انداز که آفتاب نتابد مگر که بر عوران پناه گير تو در زلف شمس تبريزی که مشک بارد تا وارهی ز کافوران ✍️ _ غزل شماره ی 457 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🎤 مداحی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
HayedehHayedeh _ Shohadaye Ghavvas.mp3
زمان: حجم: 16M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎙 صداخوانی 🎤 مداحی ننه‌ش می‌گفت: بُواش قنداقه‌شو دید رو بازوش دس کشید مثل همیشه می‌گفت: دستاش مثه بال نهنگه گمونم ای پسر غواص می‌شه ننه‌ش می‌گفت: همه‌ش نزدیک شط بود می‌ترسیدم که دور شه از کنارم به مو‌ می‌گف: ننه می‌خام بزرگ شم بِرم سی لیلا مرواری بیارُم ننه‌ش می‌گفت: نمی‌خاستم بره شط می‌دیدم هی تو قلبم التهابه یه روز اومد به مو گفت: بل بِرُم شط نفس مو بیشتر از جاسم تو آبه زد و نامردای بعثی رسیدن مثه خرچنگ افتادن تو کارون کهورا سوختن، نخلا شکستن تموم شهر شد غَرقابه‌ی خون ننه‌ش می‌گفت روزی که داشت می‌رفت پسین بود؟ صبح بود؟ یادم نمیاد مو‌ گفتم: بچه‌ای... لبخند زد گفت: دفاع از شط شناسنامه نمی‌خواد رفیقاش می‌گن: از وقتی که اومد تو چشماش یه غرور خاص بوده به فرمانده‌ش می‌گفته: بِل برم شط ماها هف پشتمون غواص بوده ننه‌ش می‌گف: جوون برگ سدرم مثه مرغابیای خسته برگشت شبی که کربلای چاار لو رفت یه گردان زد به خط، یه دسته برگشت ننه‌ش می‌گفت‌: چشام به در سیا شد دوای زخم نمک‌سودم نیومد مسلمونا دلم می‌سوزه از داغ جِوونم، دلبرُم، رودم، نیومد عشیره می‌گن از وقتی که گم شد یه خنده رو لب باباش نیومد تا از موجا جنازه پس بگیره شبای ساحلو دمّام می‌زد یه گردان اومده با دست بسته دوباره شهر غرق یاس می‌شه ننه‌ش بندا رو ‌وا می‌کرد باباش گفت: مو‌ گفتم: "ای پسر غواص می‌شه..." 🎥 به صورت تصویری (شهدای غواص زنجان): https://www.namasha.com/v/8HF1r7Lv 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
📚 🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
HayedehHayedeh _ Edhghe PedarBozorg.mp3
زمان: حجم: 17.6M
📚 🔹 نام اثر ✍️ نوشته ی 🎙 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال ▫️ پدر بزرگم از اون مردای کوچه بازاری قدیم بود، تهشم تو سن هفتاد و پنج سالگی دلش بسته شد به دل خانجونم. روزی که خانجونم دمنوشش یخ کرد و از دهن افتاد، همون روز آقاجون فهمید کی رو برای همیشه از دست داد. روز آخری که همه تو خونه جمع شده بودن برای تشییع خانجونم، آقاجون گوشه‌ی خونه کز کرده بود و هیچی نمی گفت، ماتم گرفته به فرش دستبافت زیر پاش زل زده و سیگار بهمن خاموشش لای انگشتاش خشک شده بود، آقاجونم، کسی که تموم روستا جلوش خم و راست می شدن، کمرش خم و شکسته شده بود. دلم طاقت نیاورد با اون وضع تنهاش بزارم، نزدیکش شدم و رو به روش نشستم، نگاهم خیره‌ی رد اشک خشک شده‌ای شد که از چشم چپش تا ریشش رو تصاحب کرده بود. این مرد چطور می خواست دَووم بیاره. بی هوا چاک دهنم وا شد و گفتم: "خیلی دوسش داشتین نه؟" ... 🎥 در مشاهده کنید: https://www.namasha.com/v/TPYsUOTW 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
✍️ ▫️ دستخط شاعر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
آنکه ویران شده از یار، مرا می فهمد سرِ بی جُرم سرِ دار، مرا می فهمد سوخت پروانه در آغوشِ گناهی سوزان آن که می سوزد از اسرار، مرا می فهمد تنِ من در تبِ تَردید، به تاوان، می سوخت آن که دل داده به دلدار، مرا می فهمد شعر در پرده ی اوهام به خود می پیچد شهر در حسرتِ این بار، مرا می فهمد باز... آغوشِ نگاهم به تمنّا هر شب گریه می کرد و، دلِ زار، مرا می فهمد تیشه بردار! تمامِ دلِ من فرهاد است آه...! حلاج، سرِ دار، مرا می فهمد ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
حضرت یار! اجازه ست دچارت بشوم؟ دوست دارم همه ی دار و ندارت بشوم آمدم گرد غم از صورت ماهت ببرم سحرِ روشنِ بعد از شب تارت بشوم بعد تنهاییِ یک عمر زمستانِ سیاه رویش عشق شوم،فصل بهارت بشوم حضرت جاذبه! مجذوب حیائت شده ام تو چه کردی که چنین محو وقارت بشوم؟ وارث دلبری از لیلی و شیرین شده ای به فدای خودت و ایل و تبارت بشوم صید دل می کنی و کار خودت را بلدی زن عاشق کش صیاد، شکارت بشوم؟ بغلم کشور امنی ست بیا فتحش کن سفت و محکم بغلم کن که حصارت بشوم از نگاه تو غزل، عشق، حیا می بارد ای به قربان تو و مهره ی مارت بشوم آس دل دارم و دستم پر حکم عشق است وقت آن است که پیروزِ قمارت بشوم آسمان دلت انگار که ابری شده است روشنای دل من! ماه مدارت بشوم؟ کاش یک روز بیاید که تو بی تاب شوی هوس من کنی و میل و ویارت بشوم شانه ی امن پس از گریه ی تلخت باشم صبر و آرامش و سامان و قرارت بشوم وقت خوابیدن تو شعر بخوانم با عشق صحنه ی آخر چشمان خمارت بشوم دلِ من پیشکشِ نازِ نگاهت ملکه! می شود شاهِ دلت باشم و یارت بشوم؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
‌‌‍‌چشم زیبای تو یک "سور" به "آهو" زده است و تب و تاب تنت طعنه به شب بو زده است شک ندارم که پس از خلق تو یک لحظه خدا ناگهان از ته دل بانگ "اَنا الهو" زده است آسمان جای دو خورشید و دو مهتاب نداشت و خدا دست به یک "خلق دو پهلو" زده است! از مورخ نسب اش را که شبی پرسیدم هفت پشت نسب اش را به "پرستو" زده است بخدا روح من از شعر خبردار نبود... او لب پنجره ای شانه به "گیسو" زده است ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh