🔹نام شعر: #ای_کاش...
ای کاش می شد
سفر ی دوباره کرد
به کوچه های خلوت عاشقانه
به بوسه های محرمانه
ای کاش می شد
پیدامی کردم بهونه ای برای
تمامی این بهونه ها
ای کاش می شد
بوسه دریا و آسمان را
در نقطه ای کور
تعریف کرد
ای کاش می شد
عطر آغوش را به آیینه ها سپرد
ای کاش می شد
این خاطره ها رو قبل از شکستن
بند زد
ای کاش می شد
برگشت به ماه های قبل
زیاد دور نه...!
زمانی که عطر رویا را
در آغوش تو یافتم
ای کاش می شد
پاک کرد این روزهای خوب را
عادت بخوبی ندارم
دل شکسته همیشه
دست تمنّا دارد
بی نیازی با من سر ناسازگاری دارد
تنهایی، تنها هم آغوش بی همتاست
ای کاش می شد.
✍فریبانصیری
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍁 @shernosh
🔹نام شعر: #حدیث_نفس
هــــزاران ســال، بــا فطـــرت نشستم
بـه او پیــوسـتم و ، از خـــود گسستم
ولیکن سرگذشتم این سهحرف است؛
تراشــیدم...، پرسـتــیدم...، شکسـتم
✍"اقبال لاهوری"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍂 @shernosh
🔹نام شعر: #بی_وفا
من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی
دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی
ای که گفتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ما کجاییم در این بحر تفکر تو کجایی
آن نه خالاست و زنخدان و سر زلف پریشان
که دل اهل نظر برد که سریست خدایی
پرده بردار که بیگانه خود این روی نبیند
تو بزرگی و در آیینه کوچک ننمایی
حلقه بر در نتوانم زدن از دست رقیبان
این توانم که بیایم به محلت به گدایی
عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهلاست تحمل نکنم بار جدایی
روز صحرا و سماعاست و لب جوی و تماشا
در همه شهر دلی نیست که دیگر بربایی
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
شمع را باید از این خانه به دربردن و کشتن
تا به همسایه نگوید که تو در خانهی مایی
كشتن شمع چه حاجت بود از بيم رقيبان
پرتو روی تو گويد كه تو در خانهی مایی
(سعدی) آن نیست که هرگز ز کمندت بگریزد
چون بدانست که دربند تو خوشتر که رهایی
خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه در ایام اتابک دو هوایی
✍"حضرت سعدی"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍁 @shernosh
🔹نام شعر: #درس_آزادی
درس آزادی به دنیا داد رفتار حسین
بذر همّت در جهان افشاند افکار حسین
جان خود را در ره صدق و صفا از دست داد
زین سبب تا حشر باشد گرم بازار حسین
با قیام خویش بر اهل جهان معلوم کرد
تابع اهل ستم گشتن بوَد عار حسین
حق و باطل را به خون خویش کرد از هم جدا
آری ـ آری تا ابد برجاست آثار حسین
زندگی پیکار باشد در ره اندیشهها
باشد این گفتار شیرین و گهربار حسین
گر نداری دین به عالم لااقل آزاده باش
این کلام نغز میباشد ز گفتار حسین
مرگ با عزّت ز عیشِ در مذلّت بهتر است
نغمهای میباشد از لعل دُرر بار حسین
نی ریاست، نی دورنگی، نی دغل در کار بود
بهر ترویج حقیقت بود ، پیکار حسین
نی هوا خواهش مسلمانان به دوراناند و بس
بلکه هر آزاده میباشد هوادار حسین
جان و مال و یاورانش شد فدای حق، ولی
رادمردان را بود سرمشق ، رفتار حسین
داد درس یاری و جانبازی و مردانگی
بر همه اهل جهان عبّاس سردار حسین
خواهی ار (طوفان) که از دریای محنت وا رهی
سعی کن تا در طریق حق شوی یار حسین
✍دکتر فضل الله صلواتی (طوفان)
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍂 @shernosh
🔹نام شعر: #حضرت_عبدالعظیم_حسنی(ع)
ناگهان قید قیل و قال زدم
پرسه در عالم خیال زدم
به کتاب غزل که فال زدم
تا به اوج کرانه بال زدم
سرخوشم از همین طرب هایم
میخورم یک به یک رطب هایم
ماه روی زمین هویدا شد
خشکسالی بدل به دریا شد
بارور نسل پاک زهرا شد
مایهی افتخار دنیا شد
پسری ذوالنعیم آمده است
شاه عبدالعظیم آمده است
به حضورت سلام یا سید
احترامی مدام یا سید
حرف من یک کلام یا سید
شاهی و من غلام یا سید
سایهات بر سر محبان است
مثل ابری که غرق باران است
آمدی شهر ری گلستان شد
پایگاهی برای قرآن شد
حَرمت کربلای ایران شد
قبلهی مردمان تهران شد
کاش قبرم درین حرم باشد
ضامنم حضرت کرم باشد
سیدی از تبار زهرایی
ری شد از مقدمت مسیحایی
تا تو هستی نمیروم جایی
چون امیر قبیلهی مایی
گفته در شانتان گل زهرا
که تو هستی «وَلیُنا حَقٰا»
با ورودت صفا به پا کردی
حوزهی علمیه بنا کردی
تو مرا بندهی خدا کردی
شهر ری را تو کربلا کردی
شدهام از اهالی شَهرت
میبرم فیض، از یَم بحرت
جان عالم فدای رضوانت
به فدای رواق و ایوانت
علمای زمانه حیرانت
طیب و حقشناس مهمانت
در حریمت چه لذتی بردم
از غذاهای حضرتی خوردم
چه رواقی چه گنبدی داری
خوش به حالت چه مرقدی داری
خادمان زبانزدی داری
سیل زوار بیحدی داری
حرف صحن و سرا شده، ای وای
صحبت از مجتبی شده، ای وای
کاش قبر حسن بنایی داشت
کاش هم صحن و هم سرایی داشت
کاش یک گنبد طلایی داشت
روضه خوانهای باصفایی داشت
ری کجا و بقیع خاک آلود
کاش هیأت مدینه مهمان بود
✍"حبیب باقرزاده"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍁 @shernosh
🔹نام شعر: #مدح_و_میلادیه_حضرت_عبدالعظیم_حسنی (ع)
افق فضل و شرف را قمری پیدا شد
یا که در طور ولایت شجری پیدا شد
باز از بحر ولایت، گهری پیدا شد
نخل سرسبز ولا را ثمری پیدا شد
در سماوات و زمین جشن عظیم است امشب
عید میلاد کریم بن کریم است امشب
در ریاض علوی سرو روان این پسر است
نجل مولای کریمان جهان این پسر است
بهترین زادهی ابنای جهان این پسر است
فخر دین، قبله دل، کعبه جان، این پسر است
اوست سروی که بوَد دامن هستی چمنش
صلوات همه بر حُسن حَسن در حَسنش
اهل فضل و شرف و علم زعیمش خوانند
خیل عبّاد همه عبد عظیمش خوانند
صاحبان کرم و جود، کریمش خوانند
آیت رحمت رحمان و رحیمش خوانند
اوست ماهی که بر ابنای زمان میتابد
نورش از ری به همه خلق جهان میتابد
قامتش سرو و لبش کوثر و رویش ماه است
زائر مرقد او ، زائر ثارالله است
حرمش کعبهی آمال دل آگاه است
حَسنی حُسنش، بر خلق چراغ راه است
خاص و عامند ز هر سوی رهین کرمش
دل صد قافله سرگرم طواف حرمش
نعمت سایهی این دسته گل عترت را
بر شما داده خدا این شرف و رفعت را
اهل ری قدر بدانید چنین نعمت را
فیض همسایگی تربت آن حضرت را
بال جبریل زده سایه به بام و درتان
این شما ، این حرم زادهی پیغمبرتان
یا حجاز است و بُوَد کعبه جاویدانش
جان من، جان همه خلق جهان قربانش
ری سپهر و حرم اوست مه تابانش
برتر از عرش بُوَد بارگه و ایوانش
دوست دارم که شب و روز ز لطف و کرمش
پر زند مرغ دلم یکسره سوی حرمش
آیهی وحی درین خانه کتابت دارد
زیر این قبّه دعا کن که اجابت دارد
زائر او بهخدا فیض قرابت دارد
در و دیوار حرم نقش نجابت دارد
ماه صد انجمن اینجاست خدا میداند
آفتاب حسن اینجاست خدا میداند
خاک درگاه تو بر درد دل خسته شفاست
سر به خاک حرمت گر نگذاریم جفاست
ای گل باغ حسن! عطر تو بر روح صفاست
کرم و جود تو بر ما به عیان و به خفاست
«ما به این در، نه پی حشمت وجاه آمدهایم»
«از بد حادثه اینجا به پناه آمدهایم»
حُسن پیدای حَسن سرّ نهان حسنی
بلکه جانان همه خلق و تو جان حسنی
تو به باغ دل ما سرو روان حسنی
نخل طاها و گل عطرفشان حسنی
ما به خاک حرمت روی نیاز آوردیم
حاجت خویش به درگاه تو بازآوردیم
عصمت فاطمه و عزّت حیدر داری
تو مقام از سخن مدح ، فراتر داری
تو عطا و کرم آل پیمبر (ص) داری
ز حسین و ز حسن جلوهی دیگر داری
جان به قربان تو ای سید پاکیزه سرشت!
شهر ری از تو بهشت است بهشت است بهشت
به تو و عزّت آبای کرامت سوگند
به خدا و به رسول و به امامت سوگند
به جلال و به کمال و به مقامت سوگند
به نماز و به قعودت ، به قیامت سوگند
تو که سایه، به سر خلق دو عالم فکنی
چه شود گر نگهی جانب (میثم) فکنی
✍غلامرضا سازگار (میثم)
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍂 @shernosh
🔹نام شعر: #فقــــر
دوش مست و بیخبر بگذشتم از ویرانهای
در سیاهی، چشم مستم خیره شد بر خانهای
چون نگه کردم درون خانه از آن پنجره
صحنهای دیدم که قلبم سوخت چون پروانهای
کودکی از سوز سرما میزند دندان به هم
مادری مات و پریشان مانده چون دیوانهای
مردکی کور و فلج در گوشهای در حال مرگ
دختری مشغول عیش و نوش با بیگانهای
چونکه فارغ شد ز عیش و نوش، آن مرد پلید
قصد رفتن کرد با سرمستی جانانهای
دست خود در جیب کرد و زآنهمه پول درشت
داد بر آن دختر بیچاره ، اما دانهای...
بر خودم لعنت فرستادم که هر شب تا سحر
میروم مست و شتابان سوی هر میخانهای
من درین میخانهام سرمست و آن دختر ز فقر
میفروشد عصمتش را بهر نان خانهای
✍"کارو دردریان" ۱
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍁 @shernosh
🔹نام شعر: #میلادیه_حضرت_زینب_کبری (س)
امشب خدا به کوثر خود داد کوثری
در بر گرفته فاطمه ، زهرای دیگری
یا اینکه در لباس زن آمد پیمبری
یا اینکه حق به حیدر خود داد حیدری
این شیردختریست که شمشیر حیدر است
سر تا قدم، امام حسینِ مکرّر است
این پاکتر ز هاجر و حوّا و مریم است
سر تا قدم، صحیفهی آیات محکم است
در وصف او مدیحهی جنّ و بشر کم است
اُمّ المصائب است؟ نه! امّ المحرّم است
این سیب سرخ باغ بهشت محمد است
آب و گِلش تمام، سرشت محمد است
زهراست جان احمد و این جان فاطمه است
ریحانهی محمد و ریحان فاطمه است
طاها و قدر و کوثر و فرقان فاطمه است
گویی تمام وحی، به دامان فاطمه است
تنها فهیمهای که ندیده مفهِّمه
از کودکی است عالمهی بی معلِّمه
بی او درختِ سبز ولایت، ثمر نداشت
دریای آرزوی نبوّت، گهر نداشت
انگار روز حادثه کم، از پدر نداشت
الحق که صبر، مادر ازین خوبتر نداشت
وقت سکوت همنفسش انفجار بود
شمشیر اگر نداشت خودش ذوالفقار بود
اُمّ الکتابِ صبر و رضا کیست؟ زینب است
فصل الخطاب کرببلا کیست؟ زینب است
فریاد خونِ خون خدا کیست؟ زینب است
آیینهی حسین نما کیست؟ زینب است
زینب که لحظهلحظه شده غرق، در حسین
در گاهواره چشم گشودهست، بر حسین
زینب که چشم یوسفِ زهرا بهسوی اوست
حبلُ المتین شیر خدا ، تار موی اوست
آیینهی جمال خداوند ، روی اوست
هرجا حسین جلوه کند، گفتگوی اوست
زینِ اَب است و زینِ رسول خداست این
آیینهدار عرصهی کرب و بلاست این
زینب زنی که بوده به مردان امامتش
اعجازِ سیدالشهدا در کرامتش
هر روز هست روز بزرگِ قیامتش
دین سرفراز آمده در ظِلّ قامتش
با خون نوشتهاند شهیدان مکتبی :
زینب حسینی اَست و حسیناست زینبی
از کوثر رسول، بر این کوثر آفرین
از حیدر بزرگ، بر این حیدر آفرین
تا حشر از حسین، بر این خواهر آفرین
از پنج تن، به غیرت این دختر آفرین
از بس مقام و مرتبهی او جلیل بود
گودالِ قتلگاه به چشمش جمیل بود
کوهی به پیش سیل بلا بود از الَست
در قتلگاه ، سیطرهی کفر را شکست
اول گرفت مُصحف خود را بهروی دست
قامت کشیده، بر سر زانوی خود نشست
گفت ای خدا فدایی خود را وصول کن!
این هدیه را ز آل محمد (ص) قبول کن
وقتی گشوده شد لب اسلامپرورش
وقتی خطابه خواند همانند مادرش
وقتی که گفت، از پدر و از برادرش
کوفه دوباره دید علی را به منبرش
فخریه کرد فاطمه اینجا به زینبش
نهج البلاغه بود که میریخت از لبش
ای ذوالفقار فتح ولایت زبان تو
ای رأس سیدالشهدا مدحخوان تو
زهرا به وجد آمده از امتحان تو
هر لحظهی تو یک اثر جاودان تو
تیرِ تکلّمَت جگر خصم را شکافت
گویی دوباره سورهی قرآن نزول یافت
حتی امیر کوفه حضورت اسیر شد
بر اوج تخت، پیش جلالت حقیر شد
حتی سکوتِ تو به دل خلق، تیر شد
دیدند یک اسیر، به دل ها امیر شد
هر حرفِ خطبهی تو هزاران قصیده است
(میثم) به پای نطق تو، شور آفریده است.
✍غلامرضا سازگار (میثم)
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍂 @shernosh
🔹نام شعر: #عشق_و_مستی_و_شور
اگر مَردِ عشقی کمِ خویش گیر
و گرنه رهِ عافیت پیش گیر
مترس از محبت که خاکت کند
که باقی شوی گر هلاکت کند
نروید نبات از حبوبِ درست
مگر حال بر وی بگردد نخست
تو را با حق آن آشنایی دهد
که از دستِ خویشت رهایی دهد
که تا با خودی در خودت راه نیست
وز این نکته جز بیخود آگاه نیست
نه مطرب که آواز پای ستور
سماع است اگر عشق داری و شور
مگس پیشِ شوریدهدل پر نزد
که او چون مگس دست بر سر نزد
نه بم داند آشفتهسامان نه زیر
به آوازِ مرغی بنالد فقیر
سُراینده خود مینگردد خموش
ولیکن نه هر وقت باز است گوش
چو شوریدگان مِیپرستی کنند
به آوازِ دولاب مستی کنند
به چرخ اندر آیند دولابوار
چو دولاب بر خود بِگِریند زار
به تسلیم، سر در گریبان برند
چو طاقت نماند گریبان درند
مکن عیبِ درویشِ مدهوشِ مست
که غرق است از آن میزند پا و دست
نگویم سماع ای برادر که چیست
مگر مستمع را بدانم که کیست
گر از برج معنی پَرد طیرِ او
فرشته فرو ماند از سِیرِ او
وگر مَرد لهو است و بازی و لاغ
قویتر شود دیوش اندر دِماغ
چو مَردِ سماع است شهوتپرست
به آوازِ خوش خفته خیزد، نه مست
پریشان شود گل به بادِ سحر
نه هیزم که نَشکافدش جز تبر
جهان پر سماع است و مستی و شور
ولیکن چه بیند در آیینه کور؟
نبینی شتر بر نوای عرب
که چونش به رقص اندر آرد طرب؟
شتر را چو شورِ طرب در سَر است
اگر آدمی را نباشد ، خَر است.
✍"حضرت سعدی"
💠{ کانال ادبی شعر نوش }
🍁 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
22.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر #پاییز_قشنگ_است
✍️ شاعر #مژگان_عباسلو
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی_نیا
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
▫️ در کانال #آرتا_تی_وی با کیفیت اصلی ببینید
https://aparat.com/v/l1JQp
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 #برنامه_صدای_شاعران (برنامۀ شمارۀ 267)
✍️ شعر و صدا #مهدی_اخوان_ثالث
▫️ اجرای شعر زیبای #پاییز
▫️ از دفتر شعر #زمستان
🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی #شعرنوش
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍁 @shernosh