eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹نام شعر: دروغ، منشأ و سرچشمه‌ی فَساد بوَد که خوی و عادتِ افرادِ بَدنهاد بوَد دروغ، علت پَستی و خوی حیوانی‌است نفاق، حاصل این خلق و خوی حاد بوَد دروغ‌گوی ، اگرچه برادرت باشد ولی برادری‌اش بدتر از شغاد بوَد کسی که بهره‌ور است از دروغ، بی‌تردید دروغ‌گویی او ، رو به ازدیاد بوَد دروغ، عقده‌گشای دل حقیران است شبی بوَد که به دنبال بامداد بوَد دروغ‌گوی چو بر نفع خویش می‌کوشد گمان کند که سوارِ خرِ مُراد بوَد ولی دریغ نداند که راه هموارش چو نیست راه رهایی، در انسداد بوَد اگرچه هست تنور دروغ‌گویان داغ دروغ‌گوی، ولیکن در انجماد بوَد دروغ‌گویی امری قبیح و شیطانی‌‌است که موجبات پلیدی و ارتداد بوَد کسی که در همه حالت دروغ می‌گوید چگونه قابل تأیید و اعتماد بوَد ؟ به دشمنی خدا بسته همت خود را اگر به ظاهر امر ، اهل اعتقاد بوَد دروغ موجب خواری و ذلّت بشر است تفاوتی نکند ، گر کم و زیاد بوَد دروغِ مصلحت‌آمیز هم بدون گمان حرام‌نطفه‌ی در حال انعقاد بوَد خوشا کسی که نگوید دروغ در همه حال اگرچه موجب تحقیر و انتقاد بوَد ولی به نزد خداوند و اولیا و رسول (ص) عزیز هست و رها از غم مَعاد بوَد به صدق کوش و حذر از دروغ کن (ساقی)! که در طریق خدا ، بهترین جِهاد بوَد. ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍂 @shernosh
🔹نام شعر: باید از دیده به داغ دل، دریغا خون گریست خون دل از دیده بر دامان چه گویم چون گریست دل به یاد تشنه کامان لب شطّ فرات چون لبالب شد ز خون از دجله تا جیحون گریست در غروب آفتاب عشق و ایمان از افق چشمه‌ی چشم شفق در گنبد گردون گریست تشنه لب گل‌های عطشان کویر کربلا پرده‌پرده غنچه خون در پهنه‌ی هامون گریست شد پریشان جمع جان، دل در بیابان جنون از غم لیلی‌وشان سرگشته چون مجنون گریست ✍"یاور همدانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: شبی در جاری مهتاب بر چشمان من بنشین گل ناز منی، با ناز در دامان من بنشین چراغ خنده بر لب‌هات هرگه می‌شود روشن به سیل‌ستان اشک و دیده‌ی حیران من بنشین در این ساغرسرا ساقی نمی‌بینم دل‌آگاهی بیا از مرحمت گاهی به جام جان من بنشین شرار شعر شیدایی همه داغ است و رسوایی الا ای یار تنهایی! به داغستان من بنشین به خطّ آن نگارینم بخوان دیوان عشقم را چو نقش جاودان ای جان! به لوح جان من بنشین ز دامان دلم دانم نمی‌گیری نشان ای گل! چو شبنم باش و بر اندیشه‌ی بستان من بنشین درین میخانه (صائم) را شرر در جام باور ریز زرافشان باش چون خورشید و در ایمان من بنشین ✍"صائم کاشانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍂 @shernosh
🔹نام شعر: ﮔﻞ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻬﺎﺭ ﺧﺪﺍ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻪ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ‌ﯼ ﺷﮑﻮﻓﺎﯾﯽ ﺍﺳﯿﺮ ﭘﻨﺠﻪ‌ﯼ ﭘﺎﯾﯿﺰﻡ ﻭ ﺧﺮﻭﺵ ﺧﺰﺍﻥ ﻧﺴﯿﻢ ﺻﺒﺢ ﺭﻫﺎﯾﯽ ﭼﺮﺍ ﻧﻤﯽ‌ﺁﯾﯽ ؟ ﺷﻨﯿﺪﻩ‌ﺍﻡ ﮐﻪ ﺗﻮ ﯾﮏ ﺟﻤﻌﻪ ﻣﯽ‌ﺭﺳﯽ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﯽ‌ﺭﺳﺪ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ‌ﯼ ﻏﺮﯾﺐ ﻋﻠﯽ ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﻫﻞ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﺎﻟﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﻫﺮﺍﯾﯽ ﺑﻪ ﮔﺮﯾﻪ ﭘﺸﺖ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ‌ﺍﺵ ﺻﺪﺍﺕ ﺯﻧﺪ ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺳﯿﻨﻪ‌ﯼ ﻣﺠﺮﻭﺡ ﺭﺍ ﻣﺪﺍﻭﺍﯾﯽ ﺑﯿﺎ ﮐﻪ ﺷﻌﻠﻪ‌ﯼ ﺗﺰﻭﯾﺮ ﺭﺍ ﮐﻨﯽ خاموش ﺯ ﺩﺳﺖ ﺧﺴﺘﻪ ﺣﯿﺪﺭ ﻃﻨﺎﺏ بگشایی ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻋﻄﺶ ﻣﺎ جگرگداﺯ ﺷﺪﻩ‌است « ﻣﺘﯽ ﻧﺮﺍﻭﺣﮏ » ﺍﯼ ﺯﻻﻝ شیدایی ﻋﺼﺎﺭﻩ‌ﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻧﺒﯿﺎ ﺯ ﭘﺎ ﺗﺎ ﺳﺮ ﺧﻼﺻﻪ‌ﯼ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺳﺮﺁﭘﺎﯾﯽ ﺩﺭ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺗﻮ ﻣﯽ‌ﻤﺎﻧﻢ ﺍﯼ ﺗﻤﺎﻣﺖ ﺣﺴﻦ ﮐﻪ ﻫﺴﺖ ﻟﺤﻈﻪ‌ﯼ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ تماشایی ✍"کمیل کاشانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh
من عاشق سکوتم و کم حرف می زنم هر وقت دل شکسته ترم حرف می زنم از تو شنیده ام که حریم خداست دل با تو از آستان حرم حرف می زنم مثل «فروغ» دلخوش یک شام تیره ام وقتی که از نهایت غم حرف می زنم من عاشق سکوتم و رنجی همیشگی با لهجه ی سیاه قلم حرف می زنم دریا تویی و رود منم؛ رود رهگذر یک روز می رسیم به هم حرف می زنم آن وقت در کنار تو آرام می شوم آن وقت با زبان دلم حرف می زنم این نامه چند خط غم هر روزه ی من است من شاعرم... به لحن قلم حرف می زنم ✍️ 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh
دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری؟ خسته از عشقم،بگو این قلب عاشق می خری؟ شاعری دریایی ام، دل را به دریا می زنم غرق دارم می شوم، پاروی قایق می خری؟ گل فروشی می کنم،گلدانِ «گل با شاعری» یک کلامم؛ «شاعری» را با شقایق می خری؟ چون تلف شد زندگی، ساعت نمی بندم به دست سالها را می فروشم، با دقایق می خری؟ سادگی بسیار دارم، می کنم ارزانی ات با صداقت می فروشم، با حقایق می خری؟ با غزل ها می شود هر درد را درمان کنی مرهمش را می فروشم، طبع ِحاذق می خری؟ کوه غم را می شکافد دردهای شاعری شاه بیتی می فروشم، طبعِ خالق می خری؟ ✍️ 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: کــوهِ صـبر و اسـتقامـت زینب است مظهــر شور و شهــامـت زینب است آن کـه از قــدقــامــتِ عشـق حسـین بست قـامـت تـا قیـامـت زینب است آن کـه در دشــت بـــــلای عـــاشــقی داد گــل‌هــا را غــرامـت زینب است آن کــه در راہ اســارت، سـوی شــام کـرد یــاران را زعــامـت زینب است در پـــرســـــتـاری طفــــلان یـتـــیـم اُسـوه‌ی مِهــر و کـرامـت زینب است از غیــوری ، پیـش چشـم دشمنــــان روسپید و راست قـامت زینب است آن کـه با یک خطبــه ی دنـدان‌ شکن کرد دشمــن را مــلامـت زینب است بــــرتــــریـــن راوی دشــتِ نـیــــنـوا با همه رنـج و وخــامـت زینب است بــر پــرســتاران بـا مجـــد و وقــار در پـرســتاری عــلامـت زینب است آن کـه دشمــن می‌شـود از حِلـــم او غــرق دریـــای نــدامــت زینب است آن کـه بــا نــام همــامـش ، (ساقیا)! داده عــزت بـر کــلامـت زینب است آن کـه در این شعـــرِ شــیوا از کــرم خـامـه را کرده غــلامـت زینب است ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍂 @shernosh
🔹نام شعر: (س) تندیس وقار و آیت حلم تدریس وفا حکایت علم مستوره‌ی بزمگاه عرفان منظومه‌ی کهکشان ایمان اثبات حیا ، ثبوت عصمت بینایی چشم قدس و عفت ماه فلک آفرین تقوا همزاد حیا ، قرین تقوا اسطوره‌ی همت و شهامت اعجوبه‌ی کارگاه خلقت ترکیب حیا و جوش مذهب آورده زنی به نام : زینب. ✍محمدعابد تبریزی (عابد) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: (س) بانوی دل سپرده به تقدیر زینب است در بیشه‌ی رضای خدا شیر زینب است بر آیه های صبر که در مصحف آمده شأن نزول و معنی و تعبیر زینب است مردآفرین زنی، که زبان خطابه‌اش دارد شکوه و شوکت شمشیر زینب است در محمل جلال و سیادت نشسته است در قاب نور، صبر به تصویر زینب است دیدند اهل کوفه که با نطق حیدری توحید را نشسته به تفسیر زینب است از عصر روز واقعه در امتداد دهر چون آتشی به خرمن تزویر زینب است غمدیده خواهری که فقط نصف روز دید اندوه شش برادر و شد پیر زینب است. ✍"کمیل کاشانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍂 @shernosh
🔹نام شعر: خواهر غم پَرور شاه شهیدان زینب است آنکه با خون برادر بسته پیمان زینب است قهرمان کربلا آنکو که بود از جور خصم سینه‌اش در التهاب از آه سوزان زینب است نیست چون زینب دگر ام المصائب در جهان با دوچشم خونچکان سر در گریبان زینب است بر دلش داغ برادرها و یاران حسین وز غم مرگ علی اکبر پریشان زینب است قائل منّا تقبل ربنا هذا الفداء در کنار پیکر مقتول عطشان زینب است اندر آن طوفان وحشت‌زای دشت کربلا آنکه فُلک عشق حق را داشت سکّان زینب است عصر عاشورا پس از تاراج اموال حسین قافله سالار دلسوز اسیران زینب است اندر آن آشفتگی بعد از حریق خیمه گاه یاور بیمار معصوم و يتيمان زینب است آنکه اندر کوفه و شام از بیان آتشین کاخ بیداد و ستم را کرد ویران زینب است گفته‌هایش خصم را از محو دین نومید کرد ز آنکه پیغام آور خون شهیدان زینب است از هیاهوی شریران هیچگه خود را نباخت دست پرورد دلیر شاه عطشان زینب است جان به کف مردانه کرد از مکتب قرآن دفاع حامی حق، هادم بنیان طغیان زینب است آفرین بادا به آن مادر که این دختر بزاد راستی را جلوه‌گاه صبر و ایمان زینب است از مصیبات عظیمش شد دل یاران کباب شافع (ناهض) پی محو گناهان زینب است ✍شادروان محمد نصیری (ناهض) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh
🔹نام شعر: گرچه جای تو به ویران دل ما تنگ است پای ازین خانه مکش، جای تو هر جا تنگ است ای دل‌، ای لاله افروخته در دشت جنون! سوختن بیشتر آموز که صحرا تنگ است پای، از خلوت یاران صفاپیشه مکش حلقه‌ی صحبت اغیار تو را تا تنگ است خواست مرغ دل دیوانه به پرواز آید دید هر حلقه‌ی آن زلف چلیپا تنگ است مرغ اندیشه! کجا بال گشایی که تو را بهر جولان ز ثریٰ تا به ثریا تنگ است اشک بر خاک مریز از سر حسرت (یاور) که بر این گوهر یکتا دل دریا تنگ است. ✍"یاور همدانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍂 @shernosh
🔹نام شعر: شب آمد مهربان ماهم نیامد فروغ روشن راهم نیامد دریغ از درد، فریاد و فغانم ز ماهی بر شد و ماهم نیامد به دست غم ز پا افتادم ‌ای دوست به دلجویی، دل‌آگاهم نیامد فروغ از دیده‌ام دامن‌کشان رفت به دیدار از چه گهگاهم نیامد سپیده سر زد و گل کرد خورشید گل باغ سحرگاهم نیامد ز سر سیل سرشک درد بگذشت به سر، رنج روانکاهم نیامد دریغا در گلو بشکست فریاد برون از دل به لب آهم نیامد به ساقی امشب از آن چشم یاری‌ست که (یاور)! یار دلخواهم نیامد. ✍"یاور همدانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍁 @shernosh