eitaa logo
شعرنوش
181 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
با چفیه و جلیقه و قرآن شهید شد یعنی که در میانهٔ میدان شهید شد بیچاره آن‌کسی که به پیمان وفا نکرد خوشبخت آن‌که بر سر پیمان شهید شد تسبیح و عطر؛ قمقمهٔ آب پس کجاست؟ حدست درست، با لب عطشان شهید شد چند اسکناس، پول زیادی نمی‌شود اما کسی نگفت که ارزان شهید شد! آن‌کس که هم کتاب دعا، هم تفنگ را با هم به جبهه برد، مسلمان شهید شد بی‌عشق و بی‌حماسه و بی‌شوق و بی‌امید بی‌جنگ و بی‌مبارزه نتوان شهید شد من بی‌حسین ماندم و بَل‌هُم‌أضل شدم! او عاقبت‌به‌خیر شد، انسان شهید شد ✍مهدی جهاندار 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
در انتظار تو ، بیدار تا کجا ؟ بین من و دلت ، دیوار تا کجا ؟ رنجور شد دلم ، از بس تو را ندید آخر خودت بگو ، آزار تا کجا ؟ بارانی ات شدم ، دیدی نیامدی خون می چکد از این ، رخسار تا کجا ... یک جرعه هم نماند،در آستینِ اشک شب گریه های من ، هر بار تا کجا ؟ تو دوری از من و در آسمانِ تو سهمم پریدن است،انگار تا کجا ... واگیر عشق تو ، حالا فقط منم دل ریخت بر زمین ، آوار تا کجا ؟ از بعد رفتنت خود را ندیده ام بر روی آینه ،زنگار تا کجا ؟ ای پنجره برو از راه من کنار بنگر که میرسم ، با یار تا کجا ... دیگر پریده ام ، از گوشه ی دلت مقصد مشخص است ،اینبار نا کجا ... ✍رضاکریمی 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: امشب به زمین خُلد مخلد شده پیدا نادیده رخ خالق سرمد شده پیدا در بیت ولا روی محمد شده پیدا با خلق بگوئید که احمد شده پیدا حق داده به شاهِ شهدا دسته گل امشب تبریک بگویید به ختم رسل امشب خیزید که حورا غزل عشق سروده آیید که از کعبه علی جلوه نموده فرزند حسین بن علی چهره گشوده دل از پدر و زینب و عباس ربوده پیداست در او جلوه‌ی پیغمبر و آلش گل‌بوسه گرفته حَسَن از ماه جمالش بر، داد به هستی شجر عصمت لیلا حورا ز بهشت آمده بر خدمت لیلا انداخت گل از وجد و شعف طلعت لیلا لبخند زند فاطمه بر صورت لیلا با آمنه گوئید عروست پسر آورد سر تا به قدم مثل تو پیغامبر آورد در ظلمت شب، مرغ سحر خوش خبری کرد خورشید حسین بن علی جلوه‌گری کرد بیرون شد و بر نسل جوان راهبری کرد طفلی که به مخلوق دو عالم پدری کرد بر خلق صفا داد، صفا داد، صفا داد بر درد شفا داد، شفا داد، شفا داد او باقی و خوبان دو عالم همه فانیش پیران همه مرهون عنایت به جوانیش تا آن سوی عالم اثر لطف نهانیش صد باغ بهار است به یک برگ خزانیش او قلب نبی، عشق علی، جان حسین است جانش نتوان گفت؛ که جانان حسین است زینب شده محبوب به سیمای نکویش لیلا زده از پنجه‌ی دل، شانه به مویش با خنده گشودند همه دیده بسویش از بوسه‌ی عباس گل انداخته رویش تا دید پدر طلعت نورانی او را بوسید سر و صورت و پیشانی او را این است که رخ رنگ شد از خون خدایش این است که بوسند سر و رو، شهدایش این است که جانِ همه عالم بفدایش این است که گفته‌ست معاویه ثنایش نامش علی و اشبه مردم به‌ رسول‌ست ریحانه‌ی ریحانه‌ی زهرای بتول‌ست ای خیل ملائک! ز سما لاله فشانید امشب شب عید است همه مدح بخوانید عیدی خود از یوسف زهرا بستانید از جام طهورا همگان را بچشانید با شادی و با خنده و با زمزمه امشب تبریک بگوئید به زهرا و به زینب ای سایه‌ای از قامت و قد تو قیامت وی موکب دل را سر کوی تو اقامت اسلام ز زخم بدنت یافت سلامت زیباست بر اندام تو دیبای امامت لطفی! که به سوی حرمت راه بپوییم میلاد تو را پیش تو تبریک بگوییم تو مهر فروزان سماوات هدایی تو مثل عمو، چشم و چراغ شهدایی تو زنده به عشقی و در این راه فدایی تو خون خدا و پسر خون خدایی با عشق تو ز آغاز سرشته گِلِ "میثم" تو در دلی و هست مزارت دلِ "میثم" ✍غلامرضا سازگار (میثم) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: ای در سخـــا و جــود، چو آقـــای انبـــیا ای در وفــا و مِهــر، چو عبـــاس بــاوفــا ای در نبــــرد و رزم، چو مـــولای اتقیـــا ای در وقـار و حِـلم و درایت چو مجتـبا ای کرده جان خویش به راه خـدا ، فــدا در صــولـت و جمــــال، شبــیه پیمبـــری در شوکت و جـــــلال، مثــنای حیــــدری در رتـبـت و کمــــال، یقیــناً کـه اکبـــــری در طینت و خصال، چه‌گویم که محشری ای زاده‌ی حســین! گـــل بـــاغ مصـطفــا روشن شده‌ست چشم جهان از جمـال تو عالم شده‌ست خیره به حسن و کمـال تو خـرّم شده‌ست بـاغ جهـــان از جــلال تو حیران شده‌ست سرو چمان زاعتـدال تو ای مظهــر شجــاعــت و آییـــنه‌ی صفـــا تو آمدی و «روز جــوان» از تو پـا گرفت بسـتان عشق، از تو نشاط و صفــا گرفت بلبــل به وجــد آمد و از تـو ، نـــوا گرفت زهـره بساط عیش و طرب در سما گرفت اِنس و مَلَـک به صوت و سُرورند یکصـدا نــور دل «حسـین» ، تـو و ، او : امـامِ تو هستی «علیّ اکبر» و «لیلا»ست مامِ تو مانده قلـم به وصف خصــال و مــرامِ تو در کــربــلا چو مــاه، درخشــیده نـــامِ تو ای مستِ جــام فیض شهــادت به نیــنوا ای در خصــال و چهــره، نظیــر پیمبــرت (ساقی) کـوثـر است علی، جــدّ اطهــرت فخــر بشــر تــویــی به‌خــداونــد داورت فخــر بشر، نه! فخــر خــدایی که پیکرت پـرپـر شده‌ست ای گــل طــاهــا به کربلا ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: گفتم: به وصل من کوش! گفتا: گرَم برآید گفتم: فِراق تا کی؟ گفتا: دگر سر آید گفتم: ز شام هجرت شد تیره روزگارم گفتا: ز مهوشان کی، جبران آن برآید ؟ گفتم: غزال مستت، صید دلم نموده گفتا که: صید دل‌ها ، ما را مقدر آید گفتم: گدای عشقم بر درگه جمالت... گفتا که: شه گدا را ، کی ذرّه‌پرور آید ؟ گفتم: وفا بیاموز، جانا ز عاشق خود گفتا: وفا ز معشوق، البته کمتر آید گفتم: به دادِ دل رس! کز فرقت تو خون شد گفتا که: قلب دلبر، کی دادگستر آید ؟ گفتم: ز وصل رویت بر (شمس قم) خبر دِه گفتا که: بحث آن هم، در وقت دیگر آید. ✍شادروان سید علیرضا شمس قمی 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: با تیشه‌ی خیال تراشیده‌ام تو را در هر بُتی که ساخته‌ام دیده‌ام تو را از آسمان به دامنم افتاده آفتاب؟ یا چون گل از بهشت خدا چیده‌ام تو را هر گل به رنگ و بوی خودش می‌دمد به باغ من از تمام گل‌ها بوییده‌ام تو را رؤیای آشنای شب و روز عمر من! در خواب‌های کودکی ام دیده‌ام تو را از هر نظر تو عین پسند دل منی هم دیده، هم ندیده، پسندیده‌ام تو را زیباپرستیِ دل من بی‌دلیل نیست زیرا به این دلیل پرستیده‌ام تو را با آنکه جز سکوت جوابم نمی‌دهی در هر سؤال، از همه پرسیده‌ام تو را از شعر و استعاره و تشبیه، برتری با هیچ‌کس به جز تو نسنجیده‌ام تو را ✍"دکتر قیصر امین‌پور" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: از کنار من افسرده‌ی تنها تو مرو دیگران گر همه رفتند خدا را تو مرو اشک اگر می‌چکد از دیده تو در دیده بمان موج اگر می‌رود ای گوهر دریا تو مرو ای نسیم از بر این شمع مکش دامن ناز قصه ها مانده من سوخته را با تو مرو ای قرار دل طوفانی بی ساحل من بهر آرامش این خاطر شیدا تو مرو سایه‌ی بخت منی از سر من پای مکش به تو شاد است دل خسته خدا را تو مرو ای بهشت نگهت مایهی الهام (سرشک) از کنار من افسرده‌ی تنها تو مرو ✍"دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: او خواهد آمد تا دهد پایان به سرما او خواهد آمد تا دهد گـرما به دل‌ها او خواهد آمد تا جهان سامان بگیرد او خواهد آمد تا دهد بر عشق، معنـا ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: رسید مژده به بلبل، که نوبهار آمد به صحن باغ و چمن، یار گلعذار آمد صبا عبیرفشان کرده دشت و بستان را بدین نوید فرح‌زا که نوبهار آمد صباح لب به تبسّم گشود غنچه ز شوق چو عندلیب خوش‌الحان به شاخسار آمد به‌طرْف باغ به گلبانگِ عشق، بلبل و سار به صد ترنم و شور و نوا، هزار آمد روان به جوی، چو شهد خوشاب آب روان به پای گلبن چون درّ ِ شاهوار آمد کنارِ جوی، به شادابی و صفا سوسن به دَه زبانِ رسا ، مژده داد : یار آمد چو لاله چهره‌ی این گل بدید در گلشن بسوخت چهره‌اش از رَشک و داغدار آمد سحرگه از شرف باغبان گلشن دین فرح‌فزا گل مختوم هشت و چار آمد به باغ عسکری آن گل دمید و باغ جنان ز رشک آن گل رخساره، شرمسار آمد دمید نوگل نرگس به دامن نرجس که نرگس چمن از حسرتش خمار آمد شمیم دلکش آن گل ز عطر دین و خرد مشام اهل خِرد را ، شمامه بار آمد به گلشن علوی سرو سرفراز رسید به کشور نبوی شاهِ تاجدار آمد به‌روز نیمه‌ی شعبان ز کِتم پرده‌ی غیب امام عصر و شَهِ غیب و آشکار آمد سلیل احمد مختار و ناسخ کفّار به انتقام نیاکان، به اختیار آمد شَه سَریر امامت، امیر کشور دین به تاج و تخت شریعت زمامدار آمد شهی که از قدمش شد بنای دین باقی مَهی که از کرمش عرش را قرار آمد امامِ هادی مطلق، ولی و حجّت حق به استعانت ِ اسلام حق شعار آمد نه خاکیان به سُرورند از ولادت وی که قدسیان همه را عیش پایدار آمد رسید خسرو عادل به دفع اهرمنان بگو به خصم که با حکم کردگار آمد امیر لشکر دین، در نبرد مدعیان به رزمگاه، مسلّح به ذوالفقار آمد خدیو عرصه‌ی ایمان، زعیم مُلک ولا به شهر عشق، مَلک‌جاه شهریار آمد پناه و حامی درماندگان به عدل و وداد به دادخواهی مظلوم، دادیار آمد نجات‌بخش بشر از میان بحر ستم مهینه جنّت یزدان، سفینه‌وار آمد شدند مات رخ او صفوف شاه و وزیر چو میر عرصه‌ی شطرنج، شهسوار آمد نهاد مهره‌ی دشمن به ششدر توحید چو دل بباخت درین نرد و در قمار آمد شها ، مها ، ملکا ، خسروا ، جهاندارا ! بیا که بی‌‌تو به دین لطمه بی‌‌شمار آمد ریا و کید و جفا و عناد و کین و حسد به جای رحم و وفا و شرف به کار آمد به سوی منتظران، خسروا نظر فرما که جان ما به لب از دردِ انتظار آمد به طبع (شمس قمی) کن عطا فروغ خِرد که بی فروغ و خرد، دین و علم تار آمد . ✍شادروان سید علیرضا شمس قمی 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: فروزان می‌شود چشم سحر از خاور چشمت به مهر و ماه می نازد، شُکوه منظر چشمت به خون دل وضو کردم که باعشق تو خو کردم که گردد این دل شیدا، مقیم کشور چشمت نیاساید دل سرگشته‌ام از هجر رخسارت ندیده دیده‌ای زیباتر از زیباتر چشمت فضای آسمان با کهکشان بیکران هرگز فروزان‌تر ندارد اختری از اختر چشمت ز شوقت قصه های شهر شورانگیز شیرین را نوشتم با شمیم گُل، درون دفتر چشمت زبان واژه‌ی شعرم به وصف تو نمی‌زیبد فروغ معجزه تابد ازآن شعر تر چشمت عفاف خنده‌ی گُل می‌شود گلبرگ احساسم صفا بخشیده بر عالم گل نیلوفر چشمت ره میخانه‌ات پویم، شراب وصل می‌جویم بنوشانم ز لطفت جرعه‌ای از ساغر چشمت اگر (کوشا) نگیرد دست دل از دامنت هرگز تو می‌دانی چه غوغایی شده برپا سر چشمت ✍سید محمد صالحی (کوشا) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: آسمان باید گهر در مقدم شعبان بریزد در قدوم ماه شعبان لؤلؤ و مرجان بریزد چیست لؤلؤ چیست مرجان در قدوم ماه شعبان شیعه می‌باید به پای ماه شعبان جان بریزد چرخ از اختر چراغان است و گیتی نیز روشن ز آسمان بهر چراغان اختر تابان بریزد نازم آن فرزند دلبندی که در زهدان مادر از زبان خوش بیانش آیه‌ی قرآن بریزد جلوه‌ای کامشب به کاخ عسکری آمد هویدا جان و دل بهر نثارش موسی عمران بریزد یار اگر سر می‌نهد در گوشه‌ی دامان عاشق میل آن دارد که او را مشک بر دامان بریزد آب اگر در دست یوسف باشد و بیند جمالش یوسف کنعان بلرزد کاسه‌ای لرزان بریزد طاق نصرت ، کاخ پیروزی ، بنای شادمانی هر سه را در ماه شعبان اهل دل بنیان بریزد نرگس باغ امامت همسر پاک حسن را نک به دامان غنچه‌ای چون نوگل خندان بریزد شهر قم را دارالايمانش همی خوانند مردم بهتر آن باشد که از پا تا سرش ایمان بریزد طبع (رزاقی) پی ابراز احساسات قلبی نکته موزون به مدح حجت یزدان بریزد ✍"زنده‌یاد حاج تقی رزاقی قمی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: توی تخم کبوتران کم کم, روحِ ادراک شکل می‌گیرد پیش چشم تو در حجاب عدم، خاک در خاک شکل می‌گیرد نه تلسکوپ نه ذرٌه بین تنها، چشم کافی ست گوش کن، وَ ببین روی دیوارهای خانه‌ی تو، شاخه‌ی تاک شکل می‌گیرد یک پرستو برای تو کافی ست، تا ببینی که گوشه‌ی دیوار عشق وقتی که لانه می‌سازد، خار و خاشاک شکل می‌گیرد دست‌های کسی که می‌بندد، بند کفش هزارپا ها را می‌رساند به هم عقابان را، الفتی پاک شکل می‌گیرد بال‌های پرندگان شکلی, از قنوت است اگر که می‌فهمی در تو بیتش نماز می‌خواند، در تو ایّاک شکل می‌گیرد رنگ بر روی بال پروانه، بستری پهن می‌کند زیبا به همان‌سان که روی ناخن زن، جلوه‌ی لاک شکل می‌گیرد تا خداوندگار زمزمه ها، شور خواندن به خویش می‌گیرد در گلوی قناری و ، گوشه‌ی راک شکل می‌گیرد توی تابوت زندگی می‌کرد، خانه‌اش جزئی از وجودش شد حرص بر دوش سنگ پشتی‌ها، همچنان لاک شکل می‌گیرد . ✍"علیرضا اطلاقی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh