eitaa logo
شعرنوش
181 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹نام شعر: (با اضافات) ای دگرگون نوربخش از جمال بی چونی دیده ها از تو در دگرگونی ای که تدبیر می‌کنی شب و روز نور نام تو جان و دل افروز زیر و رو از تو حال و سال همه نظر از لطف کن به حال همه خود بگردان به مرحمت امسال حال ما را به بهترین احوال روسیاه آمدیم و شرمنده به سراغ تو ای نوازنده همگی را به لطف رحمانی بنواز آنچنان که می‌دانی عفو فرما اگر خطا کردیم مثلاً کار نابجا کردیم گام‌ها در مسیر قول زدیم قول دادیم و زیر قول زدیم یا که دادیم طیّ سال کهن خلق را وعده‌ی سر خرمن مستمندان ز خویش آزردیم نان‌شان خورده آب‌ِشان بردیم تندخو در محلّ کار شدیم بنز هم بیش و کم سوار شدیم نیز کردیم ضمن کم‌کاری دیگر آزاری و خودآزاری چه بگویم چنان چنین کردیم جورها با مراجعین کردیم شاد از پست‌های جوراجور دو سه فرسخ شدیم از حق دور همه گفتیم بی غم و اکراه کار ما هست خالصاً لله گه به توریه گاه با تقیه راه‌هامان جدا شد از بقیه همه کردیم نقش خود انکار در عمل بِالعشیّ وَالاَبکار عمل البته از شقوق بدش که لشوش‌اند جمله در صددش ای بهار آفرین گل‌پرور لطف کن از گناه ما بگذر بکش ای مهربان دائم ما قلم عفو بر جرائم ما کاسه بشقاب جمله را فی‌‌الحال پُر و پیمان کن از غذای حلال ضعفا را توان مالی دِه نمره‌ی انضباط عالی دِه مرحمت کن به اغنیا قدری کف بخشنده، سعّه‌ی صدری من و یاران شاعرم دربست کرتیم ای کریم بالادست! انبیایند پیش، پس ماییم؟ با شما قوم و خویش پس ماییم خویش خود را نواز با انعام که نبوده‌‌ست و نیست کالانعام گرچه فرموده‌ای تو ای معبود «انّ الانسان لِربّه لکنود » ۱ ما نه از خیل ناسپاسانیم گوش ابلیس کر، ز خاصانیم ما کجا «عن صلاتهم ساهون» ۲ در صف « یتّبعهم الغاوُون » ۳ مپَسند ای عزیز دل ما را رانده یا مانده پا به گِل ما را از تو خواهیم عمر طولانی با مزایای فوق انسانی هر یکی صد نه بل صد و سی سال شادمان بِالغدّو والآصال بعدهم چون که زین سرا رفتیم کلّنا در بهشت جا رفتیم دوست داریم تا به خوشحالی «فادخلی فی عبادی...»از عالی ۴ بشنویم و بهشت مست شویم بی خیالِ هرآنچه هست شویم بارالها به حق هشت و چهار جمع ما را به خویش وا مگذار ملت سرفراز ایران را وکلا را و هم وزیران را دانش و بینش دوچندان ده دل مسرور و لعل خندان ده لطف کن بی نیاز غیر شویم همگی عاقبت بخیر شویم زیر لب می‌کنیم هی تکرار «و قنا ربّنا عذاب النّار». ✍"عباس خوش عمل کاشانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
33.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 (1) هیچ کس نمی تونه به دلش یاد بده که نشکنه، ولی می تونه یادش بده که وقتی شکست لبه ی تیزش دست اونی که قلبشو شکسته نَبُره! (2) دخترک کبریت فروش هم پیر شد... ولی‌ باز به سلامتیش...! که توُ سرما و گرما فقط کبریت هاش رو فروخت و هیچ وقت خودش رو نفروخت... (3) آنگاه که تو در کنارم نیستی شب یا روز کدامیک بهتر است؟! چه بگویم! اما می دانم که: هر دو بی ارزشند آنگاه که تو در کنارم نیستی... (4) مطرح می شوم؛ چون باد در خواب باغ های پاییز و با من... صدای هزار ساله ی تنهایی است آه... ای عاشقان قدیمی دیری است عشق ؛ خیلی غریب مانده است... (5) آدم وقتی یه حس تکرار نشدنی رو با یکی تجربه میکنه، دیگه اون حس رو با کس دیگه ای نمیتونه تجربه کنه بعضی حس ها خاص و ناب هستن مثل بعضی آدمها... (6) به خلوتگاه تنهایی ات دوباره خواهم آمد، و خواهم شکست سکوت تنهایی ات را و تو را با خود به تجلی گاه روشنی خواهم بُرد به جایی که احساس آئینه قابل لمس باشد به جایی که سکوت معنای همه ی حرفهای ناگفته است به دوردستها... (7) كاش مي شد گوشه اي نوشت: خدايا امشب خيلي خسته ام... فردا صبح بيدارم نكن! (8) غم نویس نیستم فقط گاه و بی گاه آب و هوای دل را مکتوب می کنم همین...! 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
28.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر: (2) ✍️ نوشته ی: 🎙 صداپیشگان: فرگل رحیمی ؛ فاطمه طاووسی ؛ دکترحسن عامری؛ مرضیه خاکی ؛ سیده نگین موسوی؛ اکبر باقری 📀 تنظیم و میکس: 📝 ارائه شده در: گروه آموزشی (1) اسپند دود می کنم، برای عشقمان هر شب میان راز و نیاز های شبانه نکند جادوگرِ زشتِ بی تفاوتی، چشممان بزند... (2) لبخند، شروع عشق است محبّت، باغ عشق است ناکامی، داغ عشق چشم، راز عشق وعده، امتحان عشق خاموشی، درد عشق و رسوایی... شرمندگی عشق... (3) نفست باران است دل من تشنه ی باریدن ابر دل بی چتر مرا مهمان کن... (4) سخت ترین دو راهی، دو راهی بین فراموش کردن و انتظار است...؛ گاهی کامل فراموش می کنی و بعد می بینی که باید منتظر می ماندی و گاهی... آنقدر منتظر می مانی تا وقتی که می فهمی زودتر از این ها باید فراموش می کردی... (5) سوت‌ می‌کشد در هوا، کابل‌ تلفنی‌ که‌ می‌توانست‌ زیباترین‌ عبارات‌ جهان‌ را از عاشقی‌ به‌ عاشقی‌ برساند...! 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
😍 ✍️ کانال فرهنگی ادبی (در روبیکا) در نظر دارد توسط شاعران محترم برگزار نماید. 🔅 لذا از همه ی نویسندگان ادبی و شاعران فرهیخته تقاضامندیم نوشته ها و سروده های خویش را به مدیریت کانال ارسال نمایند تا ضمن درج در کانال، در برنامه های شعرخوانی، توسط صاحب اثر قرائت گردد. 📅 آخرین مهلت ارسال اثر (برای دوره ی نخست) 💎💎 تــا 15 فـروردیـن 1404 💎💎 ⏰ زمان و نوبت خوانش متعاقباً اعلان خواهد شد. 🟣 لینک ورود به کانال در روبیکا: https://rubika.ir/joinc/CGECJFHC0VPTSDKXVXUGLLXEXEDBQDOH 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: کارما نیست شناسایی راز گل سرخ کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم پشت دانایی اردو بزنیم دست در جذبه یک برگ بشوییم و سر خوان برویم صبح ها وقتی خورشید درمی آید متولد بشویم هیجان ها را پرواز دهیم روی ادراک، فضا، رنگ، صدا، پنجره، گل نم بزنیم آسمان را بنشانیم میان دو هجای هستی ریه را از ابدیت پر و خالی بکنیم بار دانش را از دوش پرستو به زمین بگذاریم نام را باز ستانیم از ابر از چنار از پشه از تابستان روی پای تر باران به بلندی محبت برویم در به روی بشر و نور و گیاه و حشره باز کنیم کار ما شاید این است که میان گل نیلوفر و قرن پی آواز حقیقت بدویم... ✍- سهراب سپهری - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: ! موج‌ها خوابیده‌اند آرام و رام طبلِ طوفان از نوا افتاده است چشمه‌های شعله‌ور خشکیده‌اند، آب‌ها از آسیا افتاده است در مزار آبادِ شهرِ بی‌تپش وایِ جغدی هم نمی‌آید به گوش دردمندان بی‌خروش و بی‌فغان خشمناکان بی‌فغان و بی‌خروش آه‌ها در سینه‌ها گم کرده راه، مرغکان سرشان به زیر بال‌ها در سکوتِ جاودان مدفون شده‌ست هر چه غوغا بود و قیل و قال‌ها آب‌ها از آسیا افتاده است، دارها برچیده، خون‌ها شسته‌اند جای رنج و خشم و عصیان، بوته‌ها پشکبُن‌های پلیدی رسته‌اند مشت‌های آسمان‌کوبِ قوی وا شدست و گونه‌گون رسوا شده‌ست یا نهان سیلی زنان یا آشکار کاسه‌ی پستِ گدایی‌ها شده‌ست خانه خالی بود و خوان بی‌آب و نان، وآنچه بود، آشِ دهن‌سوزی نبود این شب است،آری، شبی بس هولناک لیک پشتِ تپه هم روزی نبود باز ما ماندیم و شهرِ بی‌تپش و‌آنچه کفتار است و گرگ و روبه‌ست گاه می‌گویم فغانی برکشم، باز می‌بینم صدایم کوته‌ست باز می‌بینم که پشتِ میله‌ها مادرم استاده، با چشمانِ تَر ناله‌اش گم گشته در فریادها گویدم گویی که من لالم، تو کر آخر انگشتی کند چون خامه‌ای دستِ دیگر را به سانِ نامه‌ای گویدم بنویس و راحت شو به رمز تو عجب دیوانه و خودکامه‌ای من سری بالا زنم چون ماکیان از پسِ نوشیدنِ هر جرعه آب مادرم جنباند از افسوس، سر هر چه از آن گوید، این بیند جواب گوید آخر ... پیرهاتان نیز ... هم گویمش اما جوانان مانده‌اند گویدم این‌ها دروغند و فریب گویم آن‌ها بس به گوشم خوانده‌اند گوید اما خواهرت، طفلت، زنت...؟ من نهم دندانِ غفلت بر جگر چشم هم اینجا دم از کوری زند گوش کز حرفِ نخستین بود کر گاهِ رفتن گویدم نومیدوار وآخرین حرفش که: این جهل است و لج قلعه‌ها شد فتح، سقف آمد فرود و آخرین حرفم ستون است و فرج می‌شود چشمش پر از اشک و به خویش می‌دهد امیدِ دیدار مرا من به اشکش خیره از این سوی و باز دزدِ مسکین بُرده سیگارِ مرا آب‌ها از آسیا افتاده؛ لیک باز ما ماندیم و خوانِ این و آن میهمانِ باده و افیون و بنگ از عطای دشمنان و دوستان آب‌ها از آسیا افتاده، لیک باز ما ماندیم و عدلِ ایزدی وآنچه گویی گویدم هر شب زنم باز هم مست و تهی دست آمدی؟ ✍- مهدی اخوان ثالث - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
ازینجا تا مصیبت راه دوری نیست ازینجا تا مصیبت سنگ سنگش، قصه‌ی تلخ جدایی‌ها سر هر رهگذارش مرگ عشق و آشنایی‌هاست ازینجا تا حدیث مهربانی راه دشواری‌ست بیابان تا بیابانش پر از درد است مرا سنگ صبوری نیست گلی جان با توام سنگ صبورم باش...! ✍- حمید مصدق - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود داغ تو دارد این دلم جای دگر نمی‌شود دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر نمی‌شود جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند عقل خروش می‌کند بی‌تو به سر نمی‌شود خمر من و خمار من باغ من و بهار من خواب من و قرار من بی‌تو به سر نمی‌شود جاه و جلال من توی ملکت و مال من توی آب زلال من توی بی‌تو به سر نمی‌شود گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی آن منی کجا روی بی‌تو به سر نمی‌شود دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر نمی‌شود بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر نمی‌شود گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر نمی‌شود خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به سر نمی‌شود گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من مونس و غمگسار من بی‌تو به سر نمی‌شود بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم سر ز غم تو چون کشم بی‌تو به سر نمی‌شود هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد هم تو بگو به لطف خود بی‌تو به سر نمی‌شود ✍- مولانا - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: گل می‌کند لبخند تو مهمان که می‌آید باز است آغوش تو سرگردان که می‌آید لبریز برکت می‌شود هر خاک بی‌حاصل از چشم‌هایت نم‌نم باران که می‌آید حتی خدا محو تماشای تو می‌ماند از خانۀ تو صوت اَلرّحمان که می‌آید مثل تنورت گرم دل‌های یتیمان است از کیسۀ خیرات عطر نان که می‌آید حاجات من بی‌‌خواستن عمری اجابت شد چشم‌انتظارم بر لبانم جان که می‌آید ✍حسین عباس پور 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
خواهم آن عشق که هستی ز سرِ ما ببَرد بیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد خانه آتش زدگانیم ستم گو می‌تاز آنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کند پیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد دوزخ جور برافروز که من تاقوکم نشنیدم که مرا اخگری از جا ببرد جرعهٔ پیر خرابات بر آن رند، حرام که به پیش دگری دست تمنا ببرد وحشی از رهزن ایام چه اندیشه کنی ما چه داریم که از ما ببرد یانبرد ✍- وحشی بافقی - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
🔹نام شعر: عشقبازی نه من آخر به جهان آوردم یا گناهیست که اول من مسکین کردم تو که از صورت حال دل ما بی‌خبری غم دل با تو نگویم که ندانی دردم ای که پندم دهی از عشق و ملامت گویی تو نبودی که من این جام محبت خوردم تو برو مصلحت خویشتن اندیش که من ترک جان دادم از این پیش که دل بسپردم عهد کردیم که جان در سر کار تو کنیم و گر این عهد به پایان نبرم نامردم من که روی از همه عالم به وصالت کردم شرط انصاف نباشد که بمانی فردم راست خواهی تو مرا شیفته می‌گردانی گرد عالم به چنین روز نه من می‌گردم خاک نعلین تو ای دوست نمی‌یارم شد تا بر آن دامن عصمت ننشیند گردم روز دیوان جزا دست من و دامن تو تا بگویی دل سعدی به چه جرم آزردم ✍- سعدی - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh
گاهی ، اگر که عشق ، تو را دستِ کم گرفت ... تقصیر توست ! دستِ مرا کم گرفته ای ... ! ✍- آرش شفاعی - 💠{ کانال ادبی شعر نوش } ❄️ @shernosh