eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
من فقط نگاهش می‌کردم این همه قشنگی کجای خلقت پنهان شده بود که حالا یکباره همه‌اش بریزد توی بغلم...! ✍️ 📚 ❄️ @shernosh
خیال لب‌های مردی زنی را آرام می بوسد! ✍️ ❄️ @shernosh
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ موسیقی، یک اتصال است...‌ یک وصل به یک اصل.‌‌.. همه ما توسط ریسمانهای نامرئی، بهم وصل هستیم، بدون اینکه آگاه باشیم روح من، روح تو را می شناسد. از درون من تا درون تو هیچ فاصله ای نیست همه ما یکسان هستیم. ما با هستی، یکی هستیم. ما آمیخته در هستی، هستی آمیخته و معلق در ما... ما جسم نیستیم ما روحی هستیم از یک مبداء و منشاء... چشمانت را ببند به درون سفر کن آیا نجوایم را میشنوی؟ ❄️ @shernosh
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست پیرهن چاک و غزل خوان و صراحی در دست نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان نیم شب دوش به بالین من آمد بنشست سر فرا گوش من آورد به آواز حزین گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند کافر عشق بود گر نشود باده پرست برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر که ندادند جز این تحفه به ما روز الست آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم اگر از خمر بهشت است وگر باده مست خنده جام می و زلف گره گیر نگار ای بسا توبه که چون توبه حافظ بشکست ✍️ 🕊 ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
📚 نام کتاب ✍️ نوشتۀ 🎙صداخوانی 📻 ردیف / 🎧 در 39 🕊 منتشر شده در کانال فرهنگی ادبی 📚 داستان دختری از طبقه ی مرفه و خانزاده که بر خلاف رضایت والدینش، اصرار دارد با پسری از طبقه ی متوسط جامعه ازدواج کند امّا در این بین عمه خانم با گشودن صندوقچه ای قدیمی او را از یک راز مهم باخبر می سازد تا اینکه.... برای شنیدن روی قسمت مربوطه کلیک کنید: 🎧 قسمت اول 🎧 قسمت دوم 🎧 قسمت سوم 🎧 قسمت چهارم 🎧 قسمت پنجم 🎧 قسمت ششم 🎧 قسمت هفتم ❄️ @shernosh
Farzad BahramiFarzad Bahrami _ Zibaye Man.mp3
زمان: حجم: 8.2M
♻️ ✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای از را برای شما همراهان همیشگی کانال آماده نموده ام. امیدوارم این آهنگ زیبا مورد پسندتان قرار بگیرد. 🎧 🎼 نام اثر 🎤 خواننده نفس بکش برایِ من که جانِ توست تمامِ من به پای تو نشسته قلب بی گناه من به همان جادوی چشمان تو سوگند می آیم از هر جا که باشد زیبایِ من دل بیقرارم برایت آرامِ جانِ من باش ماهِ من باش مانده در راهم دلتنگم روی شالت گریه می خواهم آرامِ جانِ من باش ماهِ من باش مانده در راهم دلتنگم روی شالت گریه می خواهم خیره ماندم بَر درِ خانه اگر یادم کنی یوسفم آید تو از این چاه آزادم کنی باید تو آرامم کنی شاید... آرامِ جانِ من باش ماهِ من باش مانده در راهم دلتنگم روی شالت گریه می خواهم آرامِ جانِ من باش ماهِ من باش مانده در راهم دلتنگم روی شالت گریه می خواهم ♻️ برای دیدن ترانه های قبلی اینجا🎼 را لمس کنید. ❄️ @shernosh
O.Hosein Monzavi008.O.Hosein Monzavi _ Zan.mp3
زمان: حجم: 6.1M
♻️ با شاعران (شعر و صدای شاعر) ♻️ نام شعر : زن... 📀 آلبومِ "نهنگی در تنگ" / استاد حسین منزوی 📀 تهیه و تدوین / آرشیو شخصی 🕊 ارائه شده در کانال فرهنگی ادبی زنی که صاعقه وار آنک، رَدای شعله به تن دارد فرو نیامده خود پیداست که قصد خِرمن من دارد همیشه عشق به مشتاقان، پیام وصل نخواهد داد که گاه پیرهن یوسف، کنایه های کفن دارد کی ام، کی ام که نسوزم من؟ تو کیستی که نَسوزانی؟ بِهِل که تا بشود ای دوست! هر آن چه قصد شدن دارد دوباره بیرق مجنون را دلم به شوق می افرازد دوباره عشق در این صحرا، هوای خیمه زدن دارد زنی چنین که تویی بی شک، شکوه و روح دگر بخشد به آن تصوّر دیرینه، که دل ز معنی "زن" دارد مگر به صافی گیسویت، هوای خویش بپالایم در این قفس که نفس در وی، همیشه طعم لَجَن دارد ❄️ @shernosh
نقطه حُسن‌ختام خوبی نیست برای عاشقانه‌های زنی که هرصبح مسیر زندگی‌اش با رنگ پیراهن تو عوض می‌شود، امّا هرشب به کوچه‌ای قدیمی و باریک می‌رسد ادامه بده! به ایفای نقش مردی‌که هنوز در کوچه‌ای قدیمی و باریک بوسیده می‌شود و وانمود می‌کند این‌همه آدم آمده‌اند کنار پنجره‌ها هوا بخورند و زنان این کوچه با زبان‌های مرده پچ‌پچ می‌کنند مرا ببوس که رقص زنی دیوانه را به خیابان بریزم و خوشبختی‌ام را بفهمانم به شهری‌که پشت پنجره‌ها ایستاده است گوش کن! در من هزار پنجره باز است و از تمام پنجره‌ها «مرا ببوسِ» مُمتد و خَش‌داری به کوچه سرایت کرده است ✍️ ❄️@shernosh
رنگ سرخ می تواند بنشیند بر درخت انار لب های تو یا پیراهنِ پاره پارۀ یک سرباز هیچ اتفاقی نمی افتد ما عادت داریم ندیده ای همان انگشت که ماه را نشان می داد ماشه را کشید؟ ندیده ای که از تمام آدم برفی ها تنها، لکه ای آب مانده بر زمین؟ دود، فقط نام های مختلفی دارد وگرنه سیگار من و خانه های خرمشهر هر دو به آسمان رفتند... ✍️ ❄️@shernosh
یک بوسه می‌خواهم از آن‌هایی که می‌نوشی لاجرعه، یکسر، یکنفس... تا مرز بیهوشی ... تا کی به شوق بوی تو منّت برم از باد پیراهنی می‌خواهم از آن‌ها که می‌پوشی این‌سو و آن‌سو می‌دوم در بوته‌زار شعر بازیچه‌ام کردند آن چشمان خرگوشی با بوسه‌ای آغاز شد این شعر و می‌ترسم پایان بگیرد بیت آخر با هم‌آغوشی شعر است این‌ها؛ قصّه پایان یافت می‌دانم عاقل که باشی پاسخ خوبی‌ست خاموشی من بادبادک ماندم و تو زن شدی دختر حالا برای ماندنم دیگر نمی‌کوشی این آخری گاهی نگاهم را نمی‌خواندی دیدم که مشغولی به تمرین فراموشی رفتی شبیه شهرزاد از قصّه‌ام بیرون من ماندم و تنهایی و آواز چاووشی... ✍️ ❄️@shernosh
صدایم کن با جیغ قرمز لب هایت تساوی حقوق توالی بوسیدن ست ✍️ ❄️@shernosh
گدازه‌ی لب‌هات گذارِ ناگزیرِ من است از گذرگاهِ تاریکِ تاریخِ پرهیز تا روشنای شعله‌سارِ دروازه‌های دوزخین‌آغوشِ تو گریزِ من همه از خامیِ نقاب‌های سبزِ تکراری‌ست به ترجیحِ سیاه‌عزای سوختنِ خویش شرارِ بوسه‌ات را پیش آر تو ای اعجازِ آتش خسته‌ام از گلستانِ پرفریب عاشقانه درمی‌آمیزم با لهیب می‌بوسمت... ✍️ ❄️@shernosh