eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹نام شعر: دلی که مرکز عشق است، غرق غم گردد خوش آنکه عمری با عشق، هم‌قدم گردد کسی‌که قطره‌ای از بحر عشق را نوشد اگر چه که دل او ، غرق بحر غم گردد ـ غمی که حاصل عشق است عالمی دارد اگرچه عاشق، عمرش ز عشق، کم گردد به چشم بی‌خِردان عاشقی اگر جرم است خوش آن‌دلی که به این جرم، متهم گردد دلی که بی‌خبر از عشق و عاشقی باشد چگونه باخبر از رأفت و کرم گردد ؟ علی‌ست مَظهر عشق و نماد عشق علی‌ست چنان که عاشق، از عشق، محترم گردد به‌جز علی چه کسی کرده عشق را معنا که شهره‌ی عرب و نامی عجم گردد خوشا علی که بوَد عاشق خدا ز ازل که عاشقانه به نزد خداش، خم گردد شکست دست یداللهی‌اش چو بت‌ها را به کعبه؛ بت‌شکن کعبه خود صنم گردد به دادگاه عدالت، مجو کسی جز او پس از رسولِ خداوند، تا حَکَم گردد گدای کوی علی هر که شد بدون ریا به یک اشاره‌ی ابروی، محتشم گردد خوشا دلی که درآن خانه کرده عشق علی «دلی که خانه‌ی مولا شود حرم گردد» ۱ کسی که جرعه‌ای از جام عشق او نوشد دگر مُحال بوَد مَستِ جام جم گردد علی‌است (ساقی) کوثر، که ساغر کرمش نصیب عاشق دلداده، دم‌ به‌ دم گردد. ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🍀 @shernosh
🔹نام شعر: مــاهِ مُحــــرّم آمــد و حَــیّ علَــی العَــــزا بـــر نیـــــزه‌ می‌رود سَــرِ ســالار نیـــــنوا خون می‌چکد به روی زمین از فراز عرش در ســوکِ کشــتگان سـرافـــراز کــــربـــلا ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: بــاز آوای غــــم انگیــــز عــــزا آيد به گوش این صفیــر درد، از عـرش عـُـلا آید به گوش آمـده مــاه محـــرّم ، ماه سـوز و اشـک و آه ماه سرهايی كه شد از تن جـدا آيد به گوش بانگ "هَلْ مِنْ ناصِرٍ یَنصُرْني" از سوی حسین با دلــی خونین ز دشت کــربــلا آید به گوش آهِ هفتـــاد و دو يـــار بــاوفـــا از دشت خون همنــوا با آن شـه گلگــون قبـــا آيد به گوش باز آوای فغــــان و نــــالـــه و ســوز عطــش از گـلــــوی تشـــنـگان نیـــــنـوا آيد به گوش باز از لـب‌هــای عطشان و گلـویی پر ز خـون نــالــه ‌های اصغــر شیرین لقـــا آید به گوش باز آواى ابـــاالفضـــل آن علمــــدار حســـين با نــواى ادرک ادرک يـــا اخــــا آيد به گوش باز آواى تـــــلاوت ، بـــا نــــوایـــی آتشـــین از سری بی تـن ز عرش نيـزه‌ها آيد به گوش باز آهِ جـــان‌گـــداز و سيــنه سـوز اهـل‌بيـت از شقـاوت ‌های خصم بی ‌حيــا آيد به گوش بــــاز آواى يگــــــانــــه راوى دشـــت بــــــلا زيـنــب آن غمـپـــرور آل عبـــــا آيد به گوش بی‌گمـــان از کــربـــلا بر خلـق عــالـم یکصدا قصــه ی زیبـــایـی بـی انتهـــــا آید به گوش تــا شـود سرمشق بر ابـنــــای آدم در جهــان شــرح آیـــات شـریــف "انمــــا" آید به گوش بس غــم انگیـز است این ماهِ محـــرّم گوییا هــای‌هــای گـریه از سوی خـــدا آید به گوش جام (ساقی) پر ز خـون گردید از جــام بـــلا بـانـگ نـوشانـوش آل مصطفــــا آيد به گوش ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: حاصلِ عمرِ کسی چون ما ملال انگیز نیست سهم‌مان از فصل فصلِ سال جُز پائیز نیست دیده‌ی ما را کرامت، اشک غم دادند و بس کاسه‌ی وارونه جُز با خونِ دل لبریز نیست هر تهی مغزی زبانش تیزِ لاف و ادعاست چون که نیکو بنگری تیغِ نیامش تیز نیست گوهرِ ناب از دلِ دریاست نی از آبگیر این‌چنین بخشندگی در برکه‌ی نا چیز نیست لایقِ شه مرکبِ شبدیز و، شبدیز از شه است هرکه بر اسبی نشیند خسروِ پرویز نیست از نسیم صبحدم گل‌ها شکوفا می‌شوند باد صَرصَر، خصمِ جانِ گُل بود، گلبیز نیست رشد هر ملت ز یمن دانش و فرهنگ اوست برتری ای دوست! با رفتارِ قهرآمیز نیست شعر (سالک) می‌دهد آئینه‌ی جان را جلا هرکلامِ سُستِ موزون شعرِ شورانگیز نیست ✍محمدحسین نجاریان (سالک) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: من از عشیره‌ی دردم تو از تبار دوایی من آفتاب غروبم تو صبح نور فزایی منم مسافر تنها به شهر خسته‌ی غربت تو از سلاله‌ی نوری و همنشین خدایی دلم گرفته در این شهر بی نشان غم آگین نه مانده پای گریزی نه مانده راه به جایی شبیه آه شدم در گلوی بغض نشستم و تو که بر صدف سینه ابر عقده گشایی منم که دیده نگیرم از آستان وصالت تویی که از غم این آرزو رهای رهایی بیا بیا که دلم از غم فراق تو تنگ است دگر بس است غریبی دگر بس است جدایی غبار غربت پاییز برده عطر چمن را بهار گل کند ای گل اگر تو رخ بنمایی تو بر (فراز) زمانی و من فرود زمینم چقدر فاصله داری چقدر دور نمایی هنوز مانده نگاهم به کوچه‌های نگاهت خدا کند که بمانم خدا کند بیایی. ✍محمدتقی مردانی (فراز) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: دلم در حسرت یک لحظه‌ی آسوده‌حالی بود ولی آشفته نبض کوچه های این حوالی بود همیشه بوی آب و دشت و دریا بر زمین جاری دل زخم آشنای من، اسیر خشکسالی بود و پایی در قفس اشکی که با لبخند من می‌ریخت همیشه کوله بار مبهم من، لايزالی بود دلم می‌دید گرگ و میش یک پاییز بارانی پرستویی به روی شانه های این اهالی بود قفس تنهای تنها وسعت سبزی فراسویش و این تصویر رازِ های‌و‌هوی بسته‌بالی بود ✍"زنده‌یاد مریم خدادادیان" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: در راه طلب پای فلک آبله دارد این وادی عشق است و دو صد مرحله دارد درد و غم و رنج است و بلازاد ره عشق هر مرحله صد گمشده این قافله دارد در راه بیابان جنون عشق زند گام کز چرخ شتابنده فزون حوصله دارد گر من نکنم شکوه ز شب های فراقت از حوصله‌ی من شب هجران گله دارد دیوانه‌ی عشقیم و چو گل با رخ خندان کز حلقه‌ی گیسوی تو دل سلسله دارد از یاد تو ای گل همه شب بلبل جانم گه نغمه و گه ناله و گه ولوله دارد دل در طلب وصل تو ای ماه حجازی در کوی صفا رقص کنان هروله دارد صد مرحله را عشق به یک گام رود لیک در هر قدم این ره چه کنم صد تله دارد مدح رخ زیبای تو چون گفت (الهی) یک بوسه از آن غنچه‌ی خندان صله دارد ✍"حکیم مهدی الهی قمشه‌ای" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: کسی که مَست شود، از مِی مدام حسین به جامِ جم ندهد جرعه‌ای ز جام حسین اگر که عشق حسینی‌ست در دلت، هرگز مکن دریغ ز خود مَسلک و مَرام حسین... به کربلا نظری کن ببین رشادت را... که هست درس برای بشر، قیام حسین حسین مَظهر اِستادگی‌ست در برٍ ظلم بِایست در برِ ظالم، به احترام حسین! اگر چه راه بر او بَست دستِ اهرمنی و یا زد آتش بر خانه و خیام حسین ـ نشد دمی که تواند به تیغ جور و جفا بکاهد از منش و عزت و دوام حسین دریغ کرد از او ـ آب را ـ یزید، چرا ؟ مگر که بود حلالِ خدا حرامِ حسین؟ شرابخواره چه فهمد که ابر رحمت، اوست و بَحر ها همه هستند زیرِ گام حسین اگرچه هفتاد و دو، شقایق خونین شدند پرپر در وادیُ السّلام حسین چنان به خاکِ حقارت نشاند ظالم را «که سربلند شده ملّتِ امام حسین» ۱ زهی رشادت زینب که نزدِ زاده‌ی ظلم سِتاد و گفت ز مظلومی و مقام حسین ببین به قلّه‌ی عزت در اهتزازِ اَبَد لوای ظلم‌ستیزانه را به نامِ حسین بدا به حال کسی که علیه او کوشید خوشا به حال کسی که بوَد غلام حسین ز دستِ (ساقی) عطشانِ نینوا بطلب بَراتٍ کرب و بلا را به لطفٍ عام حسین ✍سید محمدرضا شمس (ساقی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: آمد به سمت رود امیری امیر وار شیراوژنی دلیر و هژبری هژیر وار خیز پلنگ برده به سگ های گرد رود می‌تاخت سمت گله‌ی کفتار شیر وار ابرو چنان کمان که خمیده به زور زه مژگان به روی پلک نشان کرده تیر وار مژگان به روی پلک همانند صد عصا در حجره‌ی عتیقه فروشی که پیر وار از او اشاره کردن و جان‌باختن ز ما پیغام های چشم سیاهش سفیر وار پایین پَریده از سر زین بلند اسب از چشم او چکیده دو نهر غدیر وار بالا بلند سینه ستبر سترگ تن انبوه خصم پیش شکوهش حقیر وار رویینه‌ای شبیه زره روی گرده‌اش گسترده نرم نرمک خود را حریر وار زاغ شب سیاه پریده به سمت روز چنگ آخته به لخته‌ی ماه پنیر وار با چند قرن فاصله جان‌های عاشقان در بند اشتیاق وصالش اسیر وار ماهی چو او ندیده به خود آسمان شب اینگونه روسپید و درخشان منیر ‌وار تن می‌کنیم از بغل جان که زیر پاش فرشی بگستریم کبیر و کویر وار بر بوریا نشین عمارتگه علی خاک ره است پیکر یاران حصیر وار بوی خوش تو بود که پیرامن فرات پیچیده بود مثل گلابی عبیر وار از چشم شب به شام غریبان چکیده بود اشکی به شرم گشته گدازان و قیر وار قارون و گنج های عظیمش نشسته‌اند در جاده‌ی عبور تو شاها فقیر وار در کیش پایمردی اگر لنگ می‌زنیم اما خوش است اعرجی، ابن کثیر وار ۱ ✍"علیرضا اطلاقی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: یابن الحسن بیا که حلول مُحرّم است شادی به ما حرام شد، ایام ماتم است شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا بلبل کند نوا که خزان محرم است ما عاشقان لاله‌ی سرخ محمدیم کز عطر او بهشت خداوند، خرّم است صد مرده زنده می‌شود از ذکر یا حسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت قنداقه م‌ی حسین شرف عرش اعظم است با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت: او شاه مصر باشد و این شاه عالم است ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار روی حسینیان گل و این اشک شبنم است ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا یاران سینه‌زن همه در زیر پرچم است گر وعده‌ی بهشت به ما می‌دهد بهار ما نیستیم طالب رضوان، مسلم است بر عاشقان سیاحت گلشن حرام شد خاکم به سر که قامت سرو علی خم است ای آب بس کن این همه جوش و خروش را در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد شرمنده‌ی خجالت او نهر علقم است ساقی تشنه، تشنه برون آمد از فرات قربان غیرتش شود عالم اگر کم است چون محتشم بخوان به پیمبر (کلامیا) «باز این چه شورش است که در خلق عالم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است» ✍ولی الله کلامی زنجانی 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: اگر عباس من آیی تو با آه یقین همراه تو می‌آید آن شاه دم جان دادنم بینم چه زیباست نشسته در برم خورشید با ماه ✍"ولی الله کلامی زنجانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: اصلاً حسين جنس غمش فرق می‌کند اين راه عشق پيچ و خمش فرق می‌کند شاعر شدم برای سرودن برايشان اين خانواده، محتشمش فرق می‌کند صد مرده زنده می‌شود از ذکر يا حسين عيسی‌ی خانواده دمش فرق می‌کند از نوع ويژگی دعا زير قبه‌اش معلوم می‌شود حرمش فرق می‌کند تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش حتی سياهی علمش فرق می‌کند من از «حسينُ منّي» پيغمبر خدا فهميده‌ام حسين همش فرق می‌کند ✍"علی‌ زمانيان" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh