eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
🔹نام شعر: یابن الحسن بیا که حلول مُحرّم است شادی به ما حرام شد، ایام ماتم است شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا بلبل کند نوا که خزان محرم است ما عاشقان لاله‌ی سرخ محمدیم کز عطر او بهشت خداوند، خرّم است صد مرده زنده می‌شود از ذکر یا حسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت قنداقه م‌ی حسین شرف عرش اعظم است با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت: او شاه مصر باشد و این شاه عالم است ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار روی حسینیان گل و این اشک شبنم است ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا یاران سینه‌زن همه در زیر پرچم است گر وعده‌ی بهشت به ما می‌دهد بهار ما نیستیم طالب رضوان، مسلم است بر عاشقان سیاحت گلشن حرام شد خاکم به سر که قامت سرو علی خم است ای آب بس کن این همه جوش و خروش را در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد شرمنده‌ی خجالت او نهر علقم است ساقی تشنه، تشنه برون آمد از فرات قربان غیرتش شود عالم اگر کم است چون محتشم بخوان به پیمبر (کلامیا) «باز این چه شورش است که در خلق عالم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است» ✍ولی الله کلامی زنجانی 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: اگر عباس من آیی تو با آه یقین همراه تو می‌آید آن شاه دم جان دادنم بینم چه زیباست نشسته در برم خورشید با ماه ✍"ولی الله کلامی زنجانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: اصلاً حسين جنس غمش فرق می‌کند اين راه عشق پيچ و خمش فرق می‌کند شاعر شدم برای سرودن برايشان اين خانواده، محتشمش فرق می‌کند صد مرده زنده می‌شود از ذکر يا حسين عيسی‌ی خانواده دمش فرق می‌کند از نوع ويژگی دعا زير قبه‌اش معلوم می‌شود حرمش فرق می‌کند تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش حتی سياهی علمش فرق می‌کند من از «حسينُ منّي» پيغمبر خدا فهميده‌ام حسين همش فرق می‌کند ✍"علی‌ زمانيان" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: ابر چون مظلومی گل را تصور می‌کند دامن گلزار را با اشک غم پر می‌کند در دل دریا چو نوشد قطرۀ باران صدف یاد لب‌های تو مولا آب را دّر می‌کند بر لب دریا لب دریادلان خشکیده بود تا قیامت آب، احساس تأثر می‌کند حشمت و جاه حسین از انبیا هم برتر است سائل او بر همه شاهان تفاخُر می‌کند حسن او آئینه در آئینه عالمگیر شد آن مدبر این‌چنین زیبا تدبر می‌کند شمع می‌خندد میان جمع و می‌نازد به خود بی‌خبر از آنکه نان خویش آجر می‌کند در حرم زینب سر خود را به زانو بُرده بود من ندانستم که گریه یا تفکر می‌کند. ✍محمدحسین نجاریان (سالک) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: روزی که چرخ قرعه‌یِ خود زد به نام عشق با گردشی فکند جهان را به دامِ عشق مرغ طرب که داشت مجالِ سخنوری افتاد از سخن، چو شنید این پیام عشق کوه آن زمان نداد به این بار شانه را تا جرعه جرعه ریخت شرابی به جام عشق در پیکر فلک که ضمانی ز جان نماند تا کربلا گرفت به دستش قوام عشق پیکارِ جهل و هیبت دانایی بشر داد آن زمان به چرخه‌ی میدان لگام عشق می‌خواست تا ز گردش گردون جدا کند از بیکران جهلِ بشر، باز نام عشق جان بر کفَش نهاد و به دستان خود گرفت تا شهد عشق و نور بریزد به کام عشق گر آن زمان نبود حسین و جهاد او کی تیغ بر شدی ز بشر از نیام عشق تا بر زند نقاب ز رخسار عدل و داد بر جان خرید تیغ ستم را امام عشق گر جان نداده بود در آن ظهر آتشین دنیا به چشم خویش ندید انسجام عشق (شیوا) چه زندگی و چه خفتن ز غفلت است بیگانه شو ز خویش که گردی غلام عشق ✍محمدحسین خدایی (شیوا) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: خائنین، اهل وطن را مایه‌ی دردسرند جمله همچون خار گل باشند و خار بسترند گوش‌ها را در زمان حق شنیدن پنبه‌اند چشم‌ها را در مقام راه دیدن نشترند همچو رهزن هرکه را یابند دور از قافله از تنش سر می‌بُرند، از کیسه‌اش زر می‌بَرند بی جهت بازیچه‌ی اغراض اینان گشته‌اند ساده‌لوحانی که هم خوش‌بین و هم خوش‌باورند تا که دفع شرشان از بهر ما مشکل شود دشمنان ما، عموماً دوست با یکدیگرند تا که هی گردد دل دزدان غارتگر قوی این جماعت حامی هر دزد و هر غارتگرند محو استقلال این کشور بوَد امری محال دشمنان ما درین ره رنج بیخود می‌بَرند ✍«رهی معیری» 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: (ع) سپرد دستِ دعا شاخه‌ی اجابت را گرفت از لبِ او سیبِ سرخ حاجت را برای چیدنِ رزم آرزوی خود از عشق مُجاب کرد به اعجازِ اشک، حضرت را تراوشِ ازلی، چکه چکه در چشمش چکاند راز ابد را ، همان حقیقت را به مرگ خنده‌ی «اَحلی مِنَ العسل» می‌زد خدا چشاند به چشمانش این حلاوت را به پشت گرمیِ فرزندِ ایلیا برداشت به پشتِ همتِ خود، کوله بار غیرت را شکوهِ عزّت او در مصاف با ظلمت کشاند پشتِ تباهی، هجوم ذّلت را طنین ممتدِ شمشیر او به شور آورد حماسه های همایونیِ شهامت را هوای چشمِ تحمّل دوباره اَبری شد گرفت نم نمِ اندوه، قلبِ عصمت را هجوم نیزه و شمشیر و تیر و یورش سنگ رساند تا به خدا ناله‌ی جراحت را نرفت زیر سُم اسب ها، خیالِ غزل مباد بشکند این بیت، اهلِ طاقت را کشاند پیکر او را، ولی تراوش خون کشید روی زمین، طرحی از شهادت را ✍دکتر حسین محمدی مبارز (ایلیا) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: دشت بود و نیزه و شمشیر، تا می‌خواستیم عشق اردو زد همانجایی که ما میخواستیم هفت شهر عشق را گشتیم اما آخرش ما بلای عشق را در کربلا می‌خواستبم شد نصیب بند بند بی‌قراری های ما نینوایی را که با شور و نوا می‌خواستیم آب هایت را برای خود نگهدار ای فرات! ما کنارت تشنگی را از خدا می‌خواستیم این‌قدَر جولان مده در پیش هفتاد و دو خضر ما نه از این آب‌ها آب بقا می‌خواستیم هیجده سر روی نیزه هیجده تن روی خاک از خدا این را جدا آن را جدا می خواستیم روز عاشورا ندا آمد تو را تنها حسین در میان قوم اشقی الاشقیا می‌خواستیم این‌که آوردیمت از مکه به این خاک غریب آبروی کعبه را در کربلا می‌خواستیم ای سرِ سرها که سرهای جهان پامال توست گیسوانت را رها بر نیزه ها می‌خواستیم ✍عباس شاه زیدی (خروش اصفهانی) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: یابن الحسن بیا که حلول مُحرّم است شادی به ما حرام شد، ایام ماتم است شرمنده شد بهار ز گلزار کربلا بلبل کند نوا که خزان محرم است ما عاشقان لاله‌ی سرخ محمدیم کز عطر او بهشت خداوند، خرّم است صد مرده زنده می‌شود از ذکر یا حسین ارباب ما معلم عیسی بن مریم است عیسی اگر در آخر عمرش به عرش رفت قنداقه م‌ی حسین شرف عرش اعظم است با یوسفش مقایسه کردم نگار گفت: او شاه مصر باشد و این شاه عالم است ما را نیاز سیر چمن نیست در بهار روی حسینیان گل و این اشک شبنم است ای صاحب عزا به عزاخانه ها بیا یاران سینه‌زن همه در زیر پرچم است گر وعده‌ی بهشت به ما می‌دهد بهار ما نیستیم طالب رضوان، مسلم است بر عاشقان سیاحت گلشن حرام شد خاکم به سر که قامت سرو علی خم است ای آب بس کن این همه جوش و خروش را در پیش چشم ما علی اصغر مجسم است سقا ز تشنگان حرم شرمسار شد شرمنده‌ی خجالت او نهر علقم است ساقی تشنه، تشنه برون آمد از فرات قربان غیرتش شود عالم اگر کم است چون محتشم بخوان به پیمبر (کلامیا) «باز این چه شورش است که در خلق عالم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است» ✍ولی الله کلامی زنجانی 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: اگر عباس من آیی تو با آه یقین همراه تو می‌آید آن شاه دم جان دادنم بینم چه زیباست نشسته در برم خورشید با ماه ✍"ولی الله کلامی زنجانی" 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر : خائنین، اهل وطن را مایه‌ی دردسرند جمله همچون خار گل باشند و خار بسترند گوش‌ها را در زمان حق شنیدن پنبه‌اند چشم‌ها را در مقام راه دیدن نشترند همچو رهزن هرکه را یابند دور از قافله از تنش سر می‌بُرند، از کیسه‌اش زر می‌بَرند بی جهت بازیچه‌ی اغراض اینان گشته‌اند ساده‌لوحانی که هم خوش‌بین و هم خوش‌باورند تا که دفع شرشان از بهر ما مشکل شود دشمنان ما، عموماً دوست با یکدیگرند تا که هی گردد دل دزدان غارتگر قوی این جماعت حامی هر دزد و هر غارتگرند محو استقلال این کشور بوَد امری محال دشمنان ما درین ره رنج بیخود می‌بَرند ✍«رهی معیری» 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh
🔹نام شعر: (ع) سپرد دستِ دعا شاخه‌ی اجابت را گرفت از لبِ او سیبِ سرخ حاجت را برای چیدنِ رزم آرزوی خود از عشق مُجاب کرد به اعجازِ اشک، حضرت را تراوشِ ازلی، چکه چکه در چشمش چکاند راز ابد را ، همان حقیقت را به مرگ خنده‌ی «اَحلی مِنَ العسل» می‌زد خدا چشاند به چشمانش این حلاوت را به پشت گرمیِ فرزندِ ایلیا برداشت به پشتِ همتِ خود، کوله بار غیرت را شکوهِ عزّت او در مصاف با ظلمت کشاند پشتِ تباهی، هجوم ذّلت را طنین ممتدِ شمشیر او به شور آورد حماسه های همایونیِ شهامت را هوای چشمِ تحمّل دوباره اَبری شد گرفت نم نمِ اندوه، قلبِ عصمت را هجوم نیزه و شمشیر و تیر و یورش سنگ رساند تا به خدا ناله‌ی جراحت را نرفت زیر سُم اسب ها، خیالِ غزل مباد بشکند این بیت، اهلِ طاقت را کشاند پیکر او را، ولی تراوش خون کشید روی زمین، طرحی از شهادت را ✍دکتر حسین محمدی مبارز (ایلیا) 💠{ کانال ادبی شعر نوش } 🌱 @shernosh