می شود هُلم بدهی!
محکم!!
که سر بخورم ، پرت شوم در آغوش پنج سالگی؟
می شود مقنعه ی کج و ماوجم را سر کنم
و بنشانی ام پشت همان نیمکت های زهوار در رفته ی هفت سالگی؟
می شود همه ی بهارها را پیک نوروزی حل کنم
و شکوه نکنم از خستگی...
می شود معلم بدم باشی و جریمه ام کنی...
مداد لای انگشتم بگذاری... ،
حسنک کجایی را بیست بار بنویسم و
تمام فکرم این باشد که آخر قصه حسنک کجا بود...
اما هرگز به بیست سالگی نرسم... ؟
می شود تصمیم کبرا را ده ها بار با هم دوره کنیم
و تصمیم بگیریم آرزوی بزرگ شدن نداشته باشیم...؟
که پایمان نرسد به سی سالگی...!
می شود خورشید فردا را
از دریچه ی زرد و نارنجی های دفتر نقاشی ببینیم...
و جهانِ تاریک بزرگ شدن را نبینم...
می شود کفش های بچگیمان را بپوشیم ،
دستم را بگیری حوالی کوچه های کودکی قدم بزنیم...
راستی!
می شود همینجا گم بشویم و
فردای بچگیمان را
نبینیم ... ؟!
✍️ #سمیه_نادی
❄️ @shernosh
Mohammad MotamediMohammad Motamedi _ Bavar Nemikoni.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای را با صدای #محمد_معتمدی برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام. امیدوارم این آهنگ زیبا مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #باور_نمیکنی
🎤 خواننده #محمد_معتمدی
باور نمی کنی حالِ دلِ مرا
یادی نمی کنی از عاشقت چرا؟
من دوست دارمت چون شب که ماه را
من می سُرایمت چون دل که آه را،
چون دل که آه را
چون اشک من گاهی قدم بر دیده ام نِه
دل بُرده ای باری بیا دلداری ام دِه
دیدار تو از این جهان وز آن جهان بِه
ای نوبهارم... چشم انتظارم...
می گذرد یاد تو باز از سر من مثلِ نسیم
من که ز رویایت خاطرهها دارم
غیر تو این دل را دستِ کِه بسپارم،
دستِ که بسپارم؟؟
باور نمی کنی حالِ دلِ مرا
یادی نمی کنی از عاشقت چرا؟
من دوست دارمت چون شب که ماه را
من می سُرایمت چون دل که آه را،
چون دل که آه را...
♻️ برای دیدن ترانه های قبلی اینجا🎼 را لمس کنید.
❄️ @shernosh
Shaden KachooeiShaden Kachooei _ To Ha'man Eshghi.mp3
زمان:
حجم:
9.9M
♻️ نام اثر #تو_همان_عشقی
✍️ نوشتۀ #لاادری
🎤 صداخوانی #شادن_کچوئی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🔹 ترانه با صدای نوال الزغبی (خوانندۀ لبنانی)
❄️ @shernosh
میخواستم بلد باشم تو را بخندانم،
و بلد باشم وقتی غصه داری قانعت کنم
به من پناهنده شوی، و وقتی به من می چسبی...
از تیغ هایم نترسی...
و به نوازش انگشتان ملتهبم اعتماد کنی،
و در چشمهای من تن برهنهی خودت را ببینی
تا بفهمی آتشْبودنت چه دلخواه است.
اما گُمت کردم!
میخواستم خانهات باشم،
تا از خستگیهایت به من بازگردی.
میخواستم روزها و شبها صبور و دور بمانم...
تا در ملاقاتی دلچسب کلماتت را بنوشم،
و در تو گم بشوم بدون علاقهای به پیداشدن.
میخواستم ارض موعود تو باشد وسعت آغوشم،
ای زیباترین زائر زشتیهای من.
اما گُمت کردم.
میخواستم بلد باشم تو را نترسانم.
میخواستم دنیای امن تو باشم،
جزیرهای که در سفرهای کوتاه...
آرامشت را آنجا جستجو کنی.
میخواستم آدمبرفی سادهی تو باشم...
در کوچههای کودکیت.تا به دماغ هویجی من بخندی،
و شالی برایم بیاوری...،
و با زغال دو چشم برای من بکشی،
و آرام نوازشم کنی، و اشک مرا ببوسی،
و گنجشک کوچک مستی باشی...
که از شانهی راستم به شانهی چپم مهاجرت میکند
و در راه برای موهای سپیدم لالایی میخواند.
اما گُمَت کردم.
ای دورایستاده از هراس تلخی من،
ای بوسهی رخنداده که انتظار آمدنت...
هنوز رنج زیبای من است.
ای ناشناسِ گرمِ خندان...
که فکرِ بودنت مستی دیوارهای خانهی من است،
گاهی بیدلیل و بیهوا بخند.
بگذار فکر کنم آمدهای، دیدهای و رفتهای.
و حالا مرا به یاد آوردهای،
و تقلای غریبانهام را برای خنداندنت.
بگذار دلیل لبخند روشن تو باشم،
من که گریهساز خستهای هستم.
همین.
✍️ #حمید_سلیمی
❄️ @shernosh
"عجیب دوستش داشتم"
این جمله را برای هر چند نفر که خواستی بفرست...
خواهی دید که "تنهایی"
به شکلی که فکرش را نمیکُنی
برای چند لحظه ...
همه را به جایی دور دست،
خیره میکند ...
✍️ #حمید_جدیدی
❄️ @shernosh
دلم میخواد به هرکسی که دوست داره بشناستم
پیشنهاد بدم که کتابِ دلایلی برای زنده ماندن،
نوشتهی مت هیگ رو بخونه…
اون قسمتش که میگه:
«اگر تا به حال گمان میکردید که
یک فردِ افسرده دلش میخواهد شاد باشد و خوشحال،
در اشتباه بودید.
افسرده حالان اصلاً و ابداً
به بُعد تجملی شادکامی اهمیتی نمیدهند…
تنها چیزی که میخواهند فقدان رنج است.
دلشان میخواهد از شرِّ ذهن شوریده و
پُر تب و تابشان خلاص شوند؛
جایی بروند که افکارشان آتش بگیرد
و دودِ هوا شود!"
❄️ @shernosh
آنكه آغوش را كشف كرد، لال بود…
ميخواست همه چيز را به يكباره بيان كند!
✍️ #لاادری
🔹 عکس #طرح_پرفایل
🔹برای دریافت تصاویر بیشتر به اینجا 📸 بروید
❄️ @shernosh
گفتم ای دل سر و تن سوختنت یعنی چه!
مست از باده بر افروختنت یعنی چه!
همچو پروانه پر و بال بر آتش زدنت
چشم بر شعلهی خود دوختنت یعنی چه!
گفت پروانه ی دل سوختنی ست
شمع این رابطه افروختنی ست
گفتم این عشق جنون است در این شعله مرو
خیزش آتش و خون است در این شعله مرو
رقص در شعله چه رقص است دلا! کوش بیاب
این جنون نقش فسون است در این شعله مرو
گفت عشق است این جنون و غیر هیچ
بی جنون عاشق نهای بر خود مپیچ
گفتمش عشق کجا عاشق بیمار کجا!
شوکت غنچه کجا! مسکنت خار کجا!
این چه سریست که صید از پی صیاد رود
صولت شیر کجا! هوبرهی زال کجا!
گفتم ای دل تو مراد منی آسوده برو
هرچه گفتم بی خطا بود تو نشنوده برو
بین ما آنکه نیاگیخته از عشق منم
من آلوده رها کن؛ تو نیالوده برو
گفت دل اصل است؛ تن نقش مجاز
سوی اصل خویش خواهی گشت باز
✍️ #عباس_زرونده
❄️ @shernosh
Homeyra & ShamaeiZadeHomeyra & ShamaeiZade _ Kooch.mp3
زمان:
حجم:
14.5M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای مشترک از بانو #حمیرا و استاد #حسن_شماعی_زاده برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام. امیدوارم این آهنگ زیبا مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #کوچ
🎤 خواننده #حمیرا و #حسن_شماعی_زاده
من از تو می نویسم کلام تازه ای
تو از من می نویسی که پر آوازه ای
رسیده وقت رفتن نشسته توی چشام
سکوت مبهم تو شکسته توی صدام
برای کوچ آخر تو همراه منی
برای دل بریدن دلیلِ رفتنی
میمونه کُنج سینه ام هوای انتظار
میخونم شعر رفتن تا برگرده بهار
توی دریای نگاهت شکسته قایقم
توی دنیای بزرگت غریبی عاشقم
برای شعر خوبه تو میخونم
مسافر وقت رفتن خداحافظ بگو
تو کوله بار عشقی سفر تا راه دور
که زیر سایه بونِ تو می مونم
سفر تا انتها؛ تو هم با من بیا؛
تویی همراه من تموم لحظه ها
تو تنها عاشقی؛ برای قصه هام
بیا با من بمون؛ توی نبض جاده ها
که مقصد منتظر برای ماست
سکوت و میشکنه صدای ما
🔹 باتشکر از دوست عزیزم جناب #مهدی_ندرلو بابت ارسال این آهنگ
♻️ برای دیدن ترانه های قبلی اینجا🎼 را لمس کنید.
❄️ @shernosh
EhaamEhaam _ Haale Man.mp3
زمان:
حجم:
12M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای مشترک از #مازیار_لشنی و #زانیار_خسروی برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام. یعنی از #ایهام ... امیدوارم این آهنگ زیبا مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #حال_من
🎤 خواننده #ایهام
گفته بودم میروی دیدی عزیزم آخرش
سهم ما از عشق هم شد قسمت زَجر آورش
زندگی با خاطراتت اتفاّقی ساده نیست
رفتنت یعنی مُصیبت، زجر یعنی باورش
حالِ من بعد از تو مثل دانش آموزیست که
خسته از تکلیفِ شب خوابیده روی دفترش
مرگ انسان گاهی اوقات از نبود نبض نیست
مرگ یعنی حال من با دیدنِ انگشترش
یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب
وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش
جای من این روزها میزیست کُنج کافه ها
یک طرف اندوه و من یاد تو سمت دیگرش
عشق هر جا میرسد آتش به دلها میزند
درد را جا میگذارد در دلِ خاکسترش
بی تو بینِ گریه ها یادِ تو در آغوشم است
من شدم مُرداب و یادِ تو شده نیلوفرش
حالِ من بعد از تو مثل دانش آموزیست که
خسته از تکلیفِ شب خوابیده روی دفترش
با تو فهمیدم جدایی انتهای عشق نیست
آشنا کردی مرا با لحظه های بَدترش
یک وجب دوری برای عاشقان یعنی عذاب
وای از آن روزی که عاشق رد شود آب از سرش
جای من این روزها میزیست کُنج کافه ها
یک طرف اندوه و من یاد تو سمت دیگرش
♻️ برای دیدن ترانه های قبلی اینجا🎼 را لمس کنید.
❄️ @shernosh
مرا باتو رازی ست
از شب ،تاریک تر
از زمانه، اندوهگین تر.
از صلح که حرف میزنی
عشق، دست و پایش راگم می کند
تورا با من راهی ست
در پس کوچه های مرام
در مرزی ،نا گسستنی
در بن بست های زندگی
ازبوسه حرف میزنی
و زبان از تکلم باز می ایستد
با من از حقیقت بگو
تا حجله ی عشق
از هلهله ی تنهایی اش دست کشد
و اشتیاق
ازبستر حزن متولد شود
از آغوش که حرف میزنی
پرندگان در حال پرواز
بی حرکت و پرگشوده فرود می آیند
با من از خورشید بگو
تا آفتاب مایل را ، چنان بتاباند
که سایه ی قرمزت ، بلند تر شود
از بغض که می گویی
تبسمم را به پلکت می چسبانم
و از چشمانت مروارید صید خواهم کرد
با من از حس ماهیان رود بگو
مسافران تازه نفس دریایی که
تو در آن تن شسته ای ..
از باران که حرف می زنی
شب و روز از یاد می رود
نگاهت شبنمی رقصان می شود
بر پوستم
با من بیا
به شهرهایی که تو را بامن ندیده اند
به برج هایی که
تنها از پرتاب بوسه هایمان از دور
به جاودانگی عشقمان پی برده اند
از رفتن که حرف میزنی
بغض
بین جنگ و صلح
به پلکم بوسه می زند !
با من از لحظه های عریان بگو
از معشوقه ی آخرت
قول می دهم
به اندازه ی تو ، دوست بدارمش ..
_بگذار از دستانت
از چهره ی ممنوعه ات
در احساسی که تورا می پرستد
پرتره ای خیره کننده بیافرینم .
_
"م_ب_آهو"
"نگاهم سمت توست"
❄️ @shernosh