Nazanin BahramiPorNazanin BahramiPor _ Charkhe Donya.mp3
زمان:
حجم:
5.5M
♻️ نام اثر #چرخ_دنیا
✍️ نوشتۀ #لاادری
🎤 صداخوانی #نازنین_بهرامی_پور
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
❄️ @shernosh
31.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♻️ نام اثر #خیال_یار_پاییزی
✍️ نوشتۀ #آرتا_رحیمی
📖 از دفتر #عاشقانه_های_خیس
🎤 صدا خوانی #آیلا_گونش
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
امروز کلی حوصله نداشتم!
حتی سراغ هیچ کاری نرفتم
و از دنیای پیرامون فاصله گرفته بودم.
ساعتی از ظهر گذشته بود که
با خیالت قرار گذاشتم!!
دوست داشتم در طبیعت پاییزی قدم بزنم
با تو
با خیالت
با تصّور گرفتن دستات
و تجسّم لبخندت
خیلی خوش گذشت
من و خیال بودن تو
گاهی به هم می چسبیدیم
و گاهی همدیگر را دنبال می کردیم
زیبایی اش به این بود که
آنی لبخند از لبانت جدا نمی شد.
به من که خوش گذشت
و به خیالت!
ترا نمیدانم...
حاصل این گشت و قدم زنی در دل طبیعت
حاصل بوییدن و بوسیدنت به وقت نیاز
حاصل لمس نقطه نقطه ی منحنی های تنت
و مجموع تو در ذهن پریشان و پریوش من
شد همین نوشته ای که برایت نوشتم
نوشته ای که ثانیه به ثانیه اش را
با تو و با حضورت
نفس کشیدم
و اغراق نیست اگر بگویم:
بوی زنانگی ات تمام اتاقم را پر کرده بود.
حسی که امروز به تو داشتم حسی از جنس عشق نبود
حس نیاز بود
حس نوازش
و چه خوشبخت بودند دستان من که امروز بر ضریح اندامت
گره خورده بودند
و چه سعادتی که لبانم
شکرانه ی حضورت را
به تسبیح بوسه وار گلویت مشغول بودند.
بانو جان...!
چه بیرحمانه بر من تاخته بودی
با زنانگی ات!
و چه بی پروا تسلیمت بودم
با مردانگی ام!
در برابر خویش زنی را می دیدم که
به هیچ چیز شبیه نبود جز به خودش
و هیچ نمی خواست جز خودش
وحشی ترین زنِ عالم
که برایم رام ترین بود
آرام ترین
و آن زمان که به نوازشش دست گشودم
چه مستانه و دلنواز تسلیمم شد.
❄️ @shernosh
شعرنوش
♻️ نام اثر #خیال_یار_پاییزی ✍️ نوشتۀ #آرتا_رحیمی 📖 از دفتر #عاشقانه_های_خیس 🎤 صدا خوانی #آیلا_گونش
✔️ و ادامۀ این نوشته👆👇👇
آهوی گریز پای دشت جنون من
چه بی ملاحظه
و چه بی اندازه
در من رشد کردی
بزرگ شد
خدا شدی
و چه قدر ستودنی شدی
می ستایمت
و به جان دوست می دارمت
بانوی خیالی من
مهربانِ همیشه مهربان من
❄️ @shernosh
Homayoun ShajarianHomayoun Shajarian _ Asemane Abri.mp3
زمان:
حجم:
12.6M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب و این ساعت ترانه ای زیبا از #همایون_شجریان را برای شما همراهان همیشگی کانال #شعرنوش آماده نموده ام. این ترانه از دو بخش و از اشعار دو شاعر نامی معاصر تشکیل که با هنرمندی تمام و به زیبایی اجرا شده است. شاعران این اثر زیبا #استاد_حسین منزوی و جناب #غلامرضا_طریقی هستند. امیدوارم این آهنگ زیبا مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #آسمان_ابری
🎤 خواننده #همایون_شجریان
آسمان ابریست از آفاق چشمانم بپرس
ابر بارانیست، از اشک چو بارانم بپرس
تخته ی دل در کف امواج غم خواهد شکست
نکته را از سینۀ سرشارِ توفانم بپرس
نبودی و نشنیدی
دلم به گریه نشسته
میان خاطره هایت
چه کرده ای که پس از تو
به هر کجا که تو بودی
غمی نشسته به جایت
کُجای این شب هجران
کُجای این همه راهی
که از دریچه چشمت
نمیرسم به نگاهی؟!
در همه لوحِ ضمیرم هیچ نقشی جُز تو نیست
آنچه را می گویم از آیینه ی جانم بپُرس
آتشِ عشقت به خاکستر بَدل کرد آخرم
گر نداری باور از دنیای ویرانم بپُرس
بگو که از غم عشقت
چگونه جان برهانم
چگونه این همه غم را
به هر طرف بکشانم
نه پای رفتن از اینجا
نه طاقتی که بمانم
چگونه دست دلم را،
به دست تو برسانم
♻️ برای دیدن ترانه های قبلی اینجا🎼 را لمس کنید.
❄️ @shernosh
وسط صحبتهای معمولی و حرفهای روزمره بیهوا نوشت:
«آخه دلم برات تنگ میشه»
و من صدای پرواز شاپرکهای اشتیاق درونم را
شنیدم آن لحظه...
و تازه فهمیدم رفاقت حقیقی یعنی همین!
همین که در نهایت روزمرگی حس کنی
حضورت برای کسی اهمیت دارد.
✍️ #نرگس_صرافیان_طوفان
🔹 عکس #طرح_پرفایل
🔹 برای دریافت تصاویر بیشتر به اینجا 📸 بروید
❄️ @shernosh
وقتی شاطر عباس نانهای داغ را
توی دستهای مهتاب میگذاشت
دلم میخواست جای شاطر عباس بودم ...
وقتی مهتاب نانهای داغ را
لای چادر گل دارش میپیچاند
دلم میخواست من، آن نانهای داغ باشم...
وقتی مهتاب به خانه میرسید
و کوبه در را میکوبید ،
هوس میکردم کوبه در باشم...
وقتی مادرش نانها را از مهتاب میگرفت ،
دوست داشتم مادر مهتاب باشم...
بعد مهتاب تکهای نان برای ماهیهای قرمز
توی حوض خانهشان میانداخت
و من هزار بار آرزو میکردم
یکی از ماهیهای قرمز توی حوض باشم...
✍️ #مصطفى_مستور
❄️ @shernosh
در عطشِ عشقِ توأم
چون تشنه ای که جوید آب را
در بی ستاره ای مانده ام
چون آسمان شب که جوید ماهتاب را
محو و مات آن قاب عکس رو به دیوارم
همچون بیتابی که در تنش نیست تب و تاب را
در سکوت نگهت گم گشته ام
چون بیداری که عاشق است خواب را
ای شکفته چون گل عشق در سینه ام
چه بگویم که نمیدانم جواب را
یا چه بسرایم که نمیدانم آن غزل ناب را
یا قصیده ای بسرایم
که در آن تو باشی و من باشم و عاشقانه ای بیتاب را
ای سفر کرده باز گرد...
که تنها مانده ام با کوله باری از غم سراب را
مست تر از من دیده ای که بپرسی کجاست عشق؟
و من پاسخ دهم که نمیدانم جواب را؟
✍️ #فاطمه_فیروزکوهی
🔹 عکس #طرح_پرفایل
🔹 برای دریافت تصاویر بیشتر به اینجا 📸 بروید
❄️ @shernosh
من شب های زیادی را از تو نوشتم،
بی آنکه تو بدانی.
تو را بوسیدهام
بی آنکه تو بدانی!
و تو هربار با خودت گفتی که
چرا باد قاصد ترانههای خیس است؟
چرا باران ساز میزند؟
من هر ثانیه تو را به آغوش کشیدم
بی آنکه تو بدانی.
در پیراهن آبیات سوختم تا گرم شوی.
بی آنکه تو بدانی...
دفتر شعر مرا خواندی و عاشق نشدی
بر دل سنگ تو و دفتر شعرم لعنت...
✍️ #نگین_آوا
❄️ @shernosh
دوباره مینویسمت... کنارِ بیت آخرم
و چکه چکه میچکم...به سطرهای دفترم
تو تازیانه میزنی به زخمهی خیال من
من آب و دانه میدهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکهای... و من غریق مست شب
دوباره تو... دوباره من... شناوری... شناورم
شنیدهام ز پنجره سراغ من گرفتهای؟
هنوز مثل قاصدک... میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی... کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریدهام... برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت... میانِ تنگِ کوچهها
قدم زنان... قدم زنان... تو را به خانه میبرم
غزل بخواب میرود... به انتها رسیدهام
تمام من چکیده شد... کنارِ بیت آخرم...
✍️ #استاد_حسین_منزوی
❄️ @shernosh
🔸لعنتی خیلی خوشگله!
🔸یه بار بهش گفتم:
"شده تا به حال دلتنگ کسی بشی
اونم خریدار ناز چشات باشه؟
یا وقتی دست میکنه لای موهات
سکوتت رو از گرهی موهات وا کنه؟
بعدش برای تو و خندوندنت تا صبح
نقش دیوونهای رو بازی کنه که
قرصاشو جا گذاشته و پلک نزنه...
خدایی دلتنگش نشدی؟!"
🔹 گفت :
"نه بابا!
باهام اینجوری حرف نزن ،
اصلاً از کجا معلوم نقش بازی میکنه؟"
🔸 گفتم:
"نمیدونم ،حالا یه چی گفتم من...!
راستش دیشب خواب یکی رو دیدم
درست شبیه تو بود همین قدر زیبا
انگار میخواستمش
اما یه بسته قرص تو دستاش بود که میگفت:
با اونها راحت تر میخوابه
نمیزاره فکر و خیال بیاد سراغش
بهم گفت: بیا
یکی واسه من یکیام تو..."
پرید وسط حرفم و گفت:
🔹 "چرت گفته قرص نخور هیچوقت!
نزار اونم بخوره
شب بخوابی که چی بشه
میدونی چیه؟ من شبها فقط بهش فکر میکنم
چون تنهام...
چون هیشکی نیست
مال خودِ خودمه انگار..."
🔸🔸 به نظرت راست نمیگفت؟!
✍️ #آرش_برزگر
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Hootan Honarmand _ Havaliye To.mp3
حجم:
11.9M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب ترانه ای از #هوتن_هنرمند انتخاب نموده ایم و به همراهان همیشگی #شعرنوش تقدیم می کنیم. امیدوارم که مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #حوالی_تو
🎤 خواننده #هوتن_هنرمند
نگاه ناگهان تو به چشم من همین که خورد
تمام من خلاصه شد درون چشم های تو
گمان نمی کنم شود دوباره با خود آشنا
دچار گشته هر که بر جنون چشم های تو
ببر مرا به عالمت، به عالم جنون خود
بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است
به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند
حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است
عطر تو را نفس زدم درون سینه آنقدر
که آه هم که می کشم بوی تو پخش می شود
بریز هرچه رنگ را به پرده ی جهان من
که روی بوم من فقط، نقش تو نقش می شود
ببر مرا به عالمت، به عالم جنون خود
بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است
به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند
حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است
🔹 #مخاطب_خاص_دارد...
🍁 @shernosh