من شب های زیادی را از تو نوشتم،
بی آنکه تو بدانی.
تو را بوسیدهام
بی آنکه تو بدانی!
و تو هربار با خودت گفتی که
چرا باد قاصد ترانههای خیس است؟
چرا باران ساز میزند؟
من هر ثانیه تو را به آغوش کشیدم
بی آنکه تو بدانی.
در پیراهن آبیات سوختم تا گرم شوی.
بی آنکه تو بدانی...
دفتر شعر مرا خواندی و عاشق نشدی
بر دل سنگ تو و دفتر شعرم لعنت...
✍️ #نگین_آوا
❄️ @shernosh
دوباره مینویسمت... کنارِ بیت آخرم
و چکه چکه میچکم...به سطرهای دفترم
تو تازیانه میزنی به زخمهی خیال من
من آب و دانه میدهم به خوش خیالِ باورم
تو مثل ماهِ برکهای... و من غریق مست شب
دوباره تو... دوباره من... شناوری... شناورم
شنیدهام ز پنجره سراغ من گرفتهای؟
هنوز مثل قاصدک... میانِ کوچه پرپرم
گلایه از قفس کمی... کمی عجیب میرسد
خودم قفس خریدهام... برای این کبوترم
شبی بخواب دیدمت... میانِ تنگِ کوچهها
قدم زنان... قدم زنان... تو را به خانه میبرم
غزل بخواب میرود... به انتها رسیدهام
تمام من چکیده شد... کنارِ بیت آخرم...
✍️ #استاد_حسین_منزوی
❄️ @shernosh
🔸لعنتی خیلی خوشگله!
🔸یه بار بهش گفتم:
"شده تا به حال دلتنگ کسی بشی
اونم خریدار ناز چشات باشه؟
یا وقتی دست میکنه لای موهات
سکوتت رو از گرهی موهات وا کنه؟
بعدش برای تو و خندوندنت تا صبح
نقش دیوونهای رو بازی کنه که
قرصاشو جا گذاشته و پلک نزنه...
خدایی دلتنگش نشدی؟!"
🔹 گفت :
"نه بابا!
باهام اینجوری حرف نزن ،
اصلاً از کجا معلوم نقش بازی میکنه؟"
🔸 گفتم:
"نمیدونم ،حالا یه چی گفتم من...!
راستش دیشب خواب یکی رو دیدم
درست شبیه تو بود همین قدر زیبا
انگار میخواستمش
اما یه بسته قرص تو دستاش بود که میگفت:
با اونها راحت تر میخوابه
نمیزاره فکر و خیال بیاد سراغش
بهم گفت: بیا
یکی واسه من یکیام تو..."
پرید وسط حرفم و گفت:
🔹 "چرت گفته قرص نخور هیچوقت!
نزار اونم بخوره
شب بخوابی که چی بشه
میدونی چیه؟ من شبها فقط بهش فکر میکنم
چون تنهام...
چون هیشکی نیست
مال خودِ خودمه انگار..."
🔸🔸 به نظرت راست نمیگفت؟!
✍️ #آرش_برزگر
❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Hootan Honarmand _ Havaliye To.mp3
حجم:
11.9M
♻️ #ترانه_انتخابی_شب
✍️ برای امشب ترانه ای از #هوتن_هنرمند انتخاب نموده ایم و به همراهان همیشگی #شعرنوش تقدیم می کنیم. امیدوارم که مورد پسندتان قرار بگیرد.
🎧 #باهم_بشنویم
🎼 نام اثر #حوالی_تو
🎤 خواننده #هوتن_هنرمند
نگاه ناگهان تو به چشم من همین که خورد
تمام من خلاصه شد درون چشم های تو
گمان نمی کنم شود دوباره با خود آشنا
دچار گشته هر که بر جنون چشم های تو
ببر مرا به عالمت، به عالم جنون خود
بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است
به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند
حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است
عطر تو را نفس زدم درون سینه آنقدر
که آه هم که می کشم بوی تو پخش می شود
بریز هرچه رنگ را به پرده ی جهان من
که روی بوم من فقط، نقش تو نقش می شود
ببر مرا به عالمت، به عالم جنون خود
بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است
به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند
حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است
🔹 #مخاطب_خاص_دارد...
🍁 @shernosh
گاهی بین سمفونیِ شلوغ و پر سروصدای زندگیات،قَد دو سه میزان سکوت کن!
از هرچه آدم روی این زمینِ گردِ خاکیست فاصله بگیر
و خودت را بغل کن!
آدم هارا...
ناامیدی هارا...
فکر ها را
برای چند ساعت بگذار پشت سرت!
فیلم مورد علاقه ات را برای دوهزار و یکامين بار پِلِی کن...
با لباس راحتیات روی مبل لم بده
زل بزن به صفحهی تلویزیون
دستت را دور لیوان مخصوصِ قهوهات حلقه کن
و کِیفِ گرمای قشنگش را ببر!
زندگی یک وقتهایی همینطوری میچسبد
همینطوری بی خیـــال
همینطوری ساکــت
همینطوری تنها...
✍ #مژده_خردمندان
❄️ @shernosh
پَر می کشم از پنجرۀ خوابِ تو تا تو
هر شب من و دیدار ، در این پنجره با تو
از خستگی روز همین خوابِ پُر از راز
کافیست مرا، ای همۀ خواسته ها تو!
دیشب من و تو بستۀ این خاک نبودیم
من یکسره آتش، همه ذرّاتِ هوا تو
پژواکِ خودم بودم و خود را نشنیدم
ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا تو!
آزادگی و شیفتگی، مرز ندارد
حتّی شده ای از خودت آزاد و رها تو
یا مرگ، و یا شعبده بازانِ سیاست؟
دیگر نه و هرگز نه که یا مرگ که یا تو
وقتی همه جا از غزلِ من سخنی هست
یعنی همه جا تو، همه جا تو، همه جا تو
پاسخ بده از این همه مخلوق ، چرا من؟!
تا شرح دهم، از همۀ خلق ، چرا تو؟
✍️ محمّدعلی بهمنی
❄️ @shernosh
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی
چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی؟
کبوتر با کبوتر مانده امّا از سرِ اجبار
در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه می نالی؟
یکی را دوستش داری که او دنبالِ غیر از توست
کُجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟
✍️ #محمد_لولایی
❄️ @shernosh
به تو گفتم که در این دورشدن ناچاری؟
سر به تأیید تکان دادی و گفتی: آری!
عینِ مرگ است اگر بی تو بخواهد برود
او که از جانِ خودت دوست تَرَش می داری
ای که نزدیک تری از منِ دلتنگ به من!
بینِ ما نیست به جُز فاصله ای اجباری
من عروسِ توأم ای از من و آغوشم دور!
خطبه را گریۀ من می کند امشب جاری
زندگی چیست؟ ، به جُز خاطره ای افسرده
زندگی چیست؟ ، به جُز رنج و غمی تکراری
گله ای نیست به تنهاییِ خود دل بستم
به غزل ؛گریۀ هر روز ، به شب بیداری
روی دیوارِ دلم سایه ای از قامتِ توست
مثلِ تنهایی من قدِّ بلندی داری!
✍️ #سیده_تکتم_حسینی
❄️ @shernosh
میخواستم ببوسمت، ايمان نمیگذاشت
ترس از فرشتههای نگهبان نمیگذاشت
میخواستم بغل کُنمت تنگ و تنگتر
امّا لهیب شعلهی سوزان نمیگذاشت
باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر
اعجاز توی طرز نگاهت نمیگذاشت
یا سیبِ گونههای تو را کال می کشید
یا در دهانم این همه دندان نمیگذاشت
✍️ #عذرا_هندالی
❄️ @shernosh
مثل يك شعر مرا تنگ در آغوش بگير
كه هواى غزلم سخت شبيه تن توست...
✍️ #كامران_رسول_زاده
🔹 عکس #طرح_پرفایل
🔹 برای دریافت تصاویر بیشتر به اینجا 📸 بروید
❄️ @shernosh
خود قضاوت کن اگر درمان دردم عشق توست
این سرآشفته و این قلب ناخرسند چیست؟
✍️ #فاضل_نظری
❄️ @shernosh