eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
میدونی بدترین نوع دلتنگی چیه؟! اون آدمی که باید پیشت باشه، پیشت هست ولی چون حواسش به تو نیست، دلت عجیب تنگ میشه حتّی بیشتر از وقتی که نداشتیش! 😔😔😔 ❄️ @shernosh
🔸لعنتی خیلی خوشگله! 🔸یه بار بهش گفتم: "شده تا به حال دلتنگ کسی بشی اونم خریدار ناز چشات باشه؟ یا وقتی دست می‌کنه لای موهات سکوتت رو از گره‌‌ی موهات وا کنه؟ بعدش برای تو و خندوندنت تا صبح نقش دیوونه‌ای رو بازی کنه که قرصاشو جا گذاشته و پلک نزنه... خدایی دلتنگش نشدی؟!" 🔹 گفت : "نه بابا! باهام اینجوری حرف نزن ، اصلاً از کجا معلوم نقش بازی می‌کنه؟" 🔸 گفتم: "نمی‌دونم ،حالا یه چی گفتم من...! راستش دیشب خواب یکی رو دیدم درست شبیه تو بود همین قدر زیبا انگار می‌خواستمش اما یه بسته قرص تو دستاش بود که می‌گفت: با اونها راحت تر می‌خوابه نمیزاره فکر و خیال بیاد سراغش بهم گفت: بیا یکی واسه من یکی‌ام تو..." پرید وسط حرفم و گفت: 🔹 "چرت گفته قرص نخور هیچوقت! نزار اونم بخوره شب بخوابی که چی بشه می‌دونی چیه؟ من شبها فقط بهش فکر میکنم چون تنهام... چون هیشکی نیست مال خودِ خودمه انگار..." 🔸🔸 به نظرت راست نمی‌گفت؟! ✍️ ❄️ @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Hootan Honarmand _ Havaliye To.mp3
حجم: 11.9M
♻️ ✍️ برای امشب ترانه ای از انتخاب نموده ایم و به همراهان همیشگی تقدیم می کنیم. امیدوارم که مورد پسندتان قرار بگیرد. 🎧 🎼 نام اثر 🎤 خواننده نگاه ناگهان تو به چشم من همین که خورد تمام من خلاصه شد درون چشم های تو گمان نمی کنم شود دوباره با خود آشنا دچار گشته هر که بر جنون چشم های تو ببر مرا به عالمت، به عالم جنون خود بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است عطر تو را نفس زدم درون سینه آنقدر که آه هم که می کشم بوی تو پخش می شود بریز هرچه رنگ را به پرده ی جهان من که روی بوم من فقط، نقش تو نقش می شود ببر مرا به عالمت، به عالم جنون خود بیا بیا ببر مرا دلم از اینجا زده است به موج ها بگو کمی یواش تر بهم زنند حوالی تو یک نفر دلی به دریا زده است 🔹 ... 🍁 @shernosh
گاهی بین سمفونیِ شلوغ و پر سروصدای زندگی‌ات،قَد دو سه میزان سکوت کن! از هرچه آدم روی این زمینِ گردِ خاکی‌ست فاصله بگیر و خودت را بغل کن! آدم هارا... ناامیدی هارا... فکر ها را برای چند ساعت بگذار پشت سرت! فیلم مورد علاقه ات را برای دوهزار و یک‌امين بار پِلِی کن... با لباس راحتی‌ات روی مبل لم بده زل بزن به صفحه‌ی تلویزیون دستت را دور لیوان مخصوصِ قهوه‌ات حلقه کن و کِیفِ گرمای‌ قشنگش را ببر! زندگی یک وقتهایی همینطوری میچسبد همینطوری بی‌ خیـــال همینطوری ساکــت همینطوری تنها... ✍ ❄️ @shernosh
پَر می کشم از پنجرۀ خوابِ تو تا تو هر شب من و دیدار ، در این پنجره با تو از خستگی روز همین خوابِ پُر از راز کافیست مرا، ای همۀ خواسته ها تو! دیشب من و تو بستۀ این خاک نبودیم من یکسره آتش، همه ذرّاتِ هوا تو پژواکِ خودم بودم و خود را نشنیدم ای هرچه صدا، هرچه صدا، هرچه صدا تو! آزادگی و شیفتگی، مرز ندارد حتّی شده ای از خودت آزاد و رها تو یا مرگ، و یا شعبده بازانِ سیاست؟ دیگر نه و هرگز نه که یا مرگ که یا تو وقتی همه جا از غزلِ من سخنی هست یعنی همه جا تو، همه جا تو، همه جا تو پاسخ بده از این همه مخلوق ، چرا من؟! تا شرح دهم، از همۀ خلق ، چرا تو؟ ✍️ محمّدعلی بهمنی ❄️ @shernosh
چه رفتن ها که می ارزد به بودن های پوشالی چه آغوشی، چه امّیدی به این احساس تو خالی؟ کبوتر با کبوتر مانده امّا از سرِ اجبار در این دنیای تودرتو، تو دیگر از چه می نالی؟ یکی را دوستش داری که او دنبالِ غیر از توست کُجا دیدی جهانی را به این شوریده احوالی؟ ✍️ ❄️ @shernosh
به تو گفتم که در این دورشدن ناچاری؟ سر به تأیید تکان دادی و گفتی: آری! عینِ مرگ است اگر بی تو بخواهد برود او که از جانِ خودت دوست تَرَش می داری ای که نزدیک تری از منِ دلتنگ به من! بینِ ما نیست به جُز فاصله ای اجباری من عروسِ توأم ای از من و آغوشم دور! خطبه را گریۀ من می کند امشب جاری زندگی چیست؟ ، به جُز خاطره ای افسرده زندگی چیست؟ ، به جُز رنج و غمی تکراری گله ای نیست به تنهاییِ خود دل بستم به غزل ؛گریۀ هر روز ، به شب بیداری روی دیوارِ دلم سایه ای از قامتِ توست مثلِ تنهایی من قدِّ بلندی داری! ✍️ ❄️ @shernosh
میخواستم ببوسمت، ايمان نمی‌گذاشت ترس از فرشته‌های نگهبان نمی‌گذاشت می‌خواستم بغل کُنمت تنگ و تنگ‌تر امّا لهیب شعله‌ی سوزان نمی‌گذاشت باید خدا که عاقل و خوبست اینقَدَر اعجاز توی طرز نگاهت نمی‌گذاشت یا سیبِ گونه‌های تو را کال می کشید یا در دهانم این همه دندان نمی‌گذاشت ✍️ ❄️ @shernosh
مثل يك شعر مرا تنگ در آغوش بگير كه هواى غزلم سخت شبيه تن توست... ✍️ 🔹 عکس 🔹 برای دریافت تصاویر بیشتر به اینجا 📸 بروید ❄️ @shernosh
خود قضاوت کن اگر درمان دردم عشق توست این سرآشفته و این قلب ناخرسند چیست؟ ✍️ ❄️ @shernosh
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 پدری که نه تنها طلای مادر که «خودِ مادر» را فروخت! "مجتبی لشکربلوکی " 🔸 این خاطره شنیدنی را از "رضا امیرخانی" نویسندۀ مشهور معاصر بشنوید. 🔸 تجویز راهبردی: به همین خاطر آنچه باید بدان دل بست «نیلوفران آبی» است. ریز نهادهایی که از دل جامعه بر می خیزند. جوانه می زنند. تقلّا می کنند. رشد می کنند. می میرند اما دوباره سر بر می آورند و گرامر زندگی جمعی ما را از نو می نویسند. ❄️ @shernosh
♻️ مرثیه ای برای به جستجوی تو بر درگاه کوه می گریم؛ در آستانه ی دریا و علف. به جستجوی تو در معبر بادها می گریم در چار راه فصول؛ در چهارچوب شکسته ی پنجره یی که آسمان ابر آلوده را قابی کهنه می گیرد. به انتظار تصویر تو این دفتر خالی ،تا چند، تاچند ورق خواهد خورد؟ جریان باد را پذیرفتن و عشق را، که خواهر مرگ است. و جاودانگی، رازش را با تو در میان نهاد. پس به هیأت گنجی درآمدی: بایسته و آزانگیز، گنجی از آن دست، که تملک خاک را و دیاران را از این سان، دلپذیر کرده است! نامت سپیده دمی ست که بر پیشانی آسمان می‌گذرد. _متبرک باد نام تو _ و ما همچنان، دوره می کنیم شب را و روز را، هنوز را ...🖤 ✍ 🔹 ، در ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن، ۱۳۴۵ هنگام رانندگی خودروی جیپ ، در جاده دروس - قلهک، برای تصادف نکردن با اتوموبیل مهدکودک، از جاده منحرف شد و جان باخت. ‌ ❄️ @shernosh