eitaa logo
شعرنوش
180 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
21M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 🎧 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال نیاز دارم بغلت کنم نیاز دارم باهات ساعت ها حرف بزنم نیاز دارم چشماتو از نزدیک ببینم نیاز دارم دستم قفلِ دستات بشه نیاز دارم به بودنت نیاز دارم کنارم باشی من خیلی بهت... نیاز دارم... 🍀 @shernosh
Gisoye Shab Gisoye Shab _ Nasime Khiala't (Ft Arta).mp3
زمان: حجم: 5.6M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 همخوان و تنظیم 🎧 آواز 🕊 ارائه شده در کانال نسیم خیالت دلتنگیم را برای رسیدن به ساحل دریای نگاهت آرام می کند تاریکی دنیایم را به اسارت می‌کشدو قاصدکهای امید را رهسپار آسمانِ آرزوهایم‌ می کند. یادت بر کاغذ دل حک شده است! انعکاسِ نبض مـرا بشنو دوست داشتنت تعطیلی ندارد! 🍀 @shernosh
Mahshid GhaniloMahshid Ghanilo _ Shuroue Dobare.mp3
زمان: حجم: 7.3M
🔹 نام اثر ✍️ نوشته 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 📀 ارائه شده در کانال سلام رفیق! راستش میخواستم یه چیزی بهت بگم! یه روزی، تو اوج افسردگی و نا امیدی میشینی با خودت فکر می کنی میبینی چقدررر اشتباه کردی...! چقدر عمر خودت رو سر چیزهای الکی هدر دادی...! اون موقعست که به خودت میای تصمیم میگیری هرچی مسخره بازی رو کنار بذاری هرچی افسردگی های الکی که سر چیزهای پوچ بود همشو تموم میکنی و از اول خودتو میسازی و طعم زندگییِ واقعی رو میچشی ولی خب! فکر کن... بجای اینکه اون همه سختی بکشی و تهش برسی به اونجایی که باید برسی از همین اول کار... هرچی فکر و خیالِ ناراحت کننده هست شوت کن بیرون از ذهنت و با قدرت هرچه تمام؛ شروع کن به اندازه ی تموم اشکایی که قبلاً ریختی ، بخند و به اندازه ی تموم ناراحتی هات خوشحال باش رِفیق. 🍀 @shernosh
DianaDiana _ Picho Tabe Eshgh.mp3
زمان: حجم: 7.1M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال با آنکه بی‌دلیل رها می‌کنی مرا آنقدر عاشقم که نمی‌پرسمت چرا؟ در پیچ‌ و تاب عشق، به معنای هجر نیست رودی ز رود دیگر اگر می‌شود جدا خون می‌خوریم در غم و حرفی نمی‌زنیم ما عاشق توایم همین است ماجرا خوش باد روح آنکه به ما با کنایه گفت: گاهی به قدر صبر بلا می‌دهد خدا 🍀 @shernosh
انگار زن‌ها وقتی دل می‌بندن، مادرانه دوست می‌دارن. ازت ناامید نمیشن، ساده می‌بخشندت، توقعی ندارن و تو رو به خودشون ترجیح میدن. علاقه آسیب‌پذیرشون می‌کنه اما از این وضع لذت می‌برن. ‏کم پیش میاد زنی واقعا دل ببنده، اما وقتی این اتفاق میفته واقعاً عجیب و باشکوهه... ✍️ 🍀 @shernosh
و من برای خودم از تو قفسی ساخته‌ام امن و عزیز و آفتابی... ✍️ 🍀 @shernosh
🔹 لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی ست و چشم هایت، شعر سیاه ِگویایی ست چه چیز داری با خویشتن که دیدارت چو قلّه های مه آلود، محو و رویایی ست چگونه وصف کنم هیأت غریب تو را که در کمال ظرافت، کمال والایی ست تو از معابد مشرق زمین عظیم تری کنون شکوه تو و بُهت من تماشایی ست در آسمانه ی دریای دیدگان تو، شرم گشوده بال تر از مرغکان دریایی ست شمیم وحشی گیسوی کولی ات نازم که خوابناک تر از عطرهای صحرایی ست مجال بوسه به لب های خویشتن بدهیم که این بلیغ ترین مبحث شناسایی ست نمی شود به فراموشی ات سپرد و گذشت چنین که یاد تو زود آشنا و هر جایی ست تو باری اینک از اوج بی نیازی خود که چون غریبی من مبهم و معمّایی ست پناه غربت غمناکِ دست هایی باش که دردناک ترین ساقه های تنهایی ست ✍️ ▫️ جهت شنیدن این شعر با صدای شاعر و نیز دریافت مجموعه ی اشعار اینجا 📀 را لمس کنید. 🍀 @shernosh
براي آنان كه بايد، شبيه جايي باشيد، تا در شما آرام بگيرند، به چيزي فكر نكنند، نفس تازه كنند... جاي دِنج يار باشيد و رفيق خوب؛ شبيه بالكني باشيد كه تنها نقطه اي از خانه است كه مي شود در آن نشست و ماه را ديد، شبيه آن نيمكتي باشيد كه در انتهاي پارك زير درخت شاهتوت سايه اي بزرگ دارد و سنگفرش هاي پارك به آنجا راهي ندارند، شبيه يك خانه قديمي باشيد، كه نماي آجريش را پيچك سبزي پوشانده و در انتهاي يك بن بست در سكوتي عجيب است انگار نه انگار كه در شهر است... خلاصه براي بعضي ها گوشه ی دِنجشان باشید... ✍️ 🍀 @shernosh
رفتی و دیگر کسی شاعر نشد، دانی چرا برده ای با خود غزل، مصرع، و حتّی واژه را ✍️ 🍀 @shernosh
بند عشق از ریسمان زندگی محکم تر است پای بر عهدم وگر نه پای رفتن لنگ نیست ✍️ 🍀 @shernosh
ای درآمیخته با هر کسی از راه رسید! می توان از تو فقط دور شد و آه کشید پرچم صلح برافراشته ام بر سر خویش نه یکی؛ بلکه به اندازه ی موهای سفید سال ها مثل درختی که دم نجاری ست وقت روشن شدن ارّه وجودم لرزید ناهماهنگی تقدیر نشان داد به من به تقاضای خود اصرار نباید ورزید شب کوتاه وصالت به «گمان» شد سپری دست در زلف تو نابرده دو تا صبح دمید من از آن کوچ که باید بروی کشته شوی زنده برگشتم و انگیزه ی پرواز پرید تلخی وصل ندارد کم از اندوه فراق شادی بلبل از آنست که بو کرد و نچید مقصد آنگونه که گفتند به ما، روشن نیست دوستان نیمه ی راهید اگر، برگردید! ✍️ 🍀 @shernosh
وقتی تنهایی به همه‌چیز و همه‌کس پناه می‌بری پخش می‌شوی در کوچه و خیابان به جاهایی می‌روی که نباید بروی به آدم‌هایی سلام می‌کنی که نباید...! ✍️ 🍀 @shernosh