eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
به ظواهر امور نچسب. درباره‌ی آدم‌ها بر حسب گفته‌ها و یا اعمالشان قضاوت نکن. هرچه هست، گذراست و ثباتی ندارد. هر آدمی در مسیرِ دگرگونی‌ست. وقتی آشوب ذهن را فرو می‌نشانی، به تدریج حقیقت را می‌فهمی. ✍️ 🍀 @shernosh
عصرِ تلخی که به جز خاطره‌ای قرمز نیست عصرِ تلخی که به جز ترسِ خداحافظ نیست یک دو راهی‌ست که از گریه به دریا برسم به تو تنها برسم یا به تو تنها برسم… ✍️ 🍀 @shernosh
در آغوشت که‌ کز می‌کنم قصدِ کوچیدن به هر کجای قشلاق فراموشم می‌شود.. گرم می‌شوم روی خط استوایی که از میانِ سینه‌هایت عبور می‌کند تا جهانم به دو قسمت مساوی تقسیم شود.. لَختی از زمستان هنوز باقی مانده... آغوشت را بیاور و عمود بر من بتاب... مبادا رؤیای با تو بودنم در کولاک کابوس‌های این حوالی سرما خورده شود... ✍️ 🍀 @shernosh
آقا اجازه؟ میشود شما همانی باشید که موهایم را با لطافت نوازش میکند به اوقات دلتنگی؟ میشود بهانه هایم را به جان و دل بخرید و همانی باشید که نترسم از رفتنش؟ میشود همانی باشید که قربان صدقه ی چین و چروکِ چشم هایم میرود به اوقات پیری؟ من با جان و دل شریکِ تک تک لحظه هایتان میشوم اگر شما همانی باشید که دلم را بَلَد باشد! ✍️ 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 دوستان و یاران همیشگی با مراجعه به لینک زیر و شرکت در ، مرا در بهبود فعالیت و پست های کانال یاری کنید. ▫️ قطعاً هدف ما جلب رضایت و استفاده ی بهترِ شما از کانال شعرنوش می باشد. https://EitaaBot.ir/poll/yat65 🌱🍀🌱🍀🌱🙏
حسودم حتی به شعرم که از لبانت جاری میشود و لبهایِ تو را لمس میکند. حسودم به بارانی که روی گونه هایت می‌نشیند و سرازیر میشود. حسودم. به لباسِ تنت که عطرِ تلخت را استشمام میکند. حتی به فنجانِ قهوه ات هم حسودی میکنم. من به تو هم حسودی میکنم. به تویی که در کنارِ توست تویی که عاشقِ من است. منی که عاشقِ توست. و هیچ حسودی به زیبایی من نیست ✍️ {شعرنوش} 🍀 @shernosh
Babak AminiBabak Amini _ Tolouei Taze.mp3
زمان: حجم: 9.3M
🎹 موسیقی ▫️ نام اثر ❀࿐❁❁࿐❀ 🔹 خواننده 🔸 آهنگساز ▫️ ترانه سرا ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ دلم تا برایت تنگ می‌شود، می‌نشینم اسمت را می‌نویسم می‌نویسم...می‌نویسم بعد می‌گویم: این همه او... «پس دلتنگی چرا؟!» ✍️ 🍀 @shernosh
بعدها روزهایی خواهد رسید که مرا با این چروک های عمیقِ دلتنگی نخواهی شناخت... حیف نیست سی سال بگذرد بهار برسد و من در ایوان خانه ای خالی با پرستاری عبوس شکوفه های درخت گیلاس را تماشا کنم بی فرزندی از یاخته های تنِ تو...؟! بعدها روزهایی خواهد رسید که اکنون، آمدنت را لازم دارد تا بر باد نرود... بهار باردارِ بودنت است من ویار دارِ بوسه و آغوش؛ شش ماهه به دنیایم بیا... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
گفتم فراق را به صبوری دوا کنم صبرم زیاد نیست، چرا ادعا کنم؟ بوسیدمش ز دور و چنین مستم از غرور گر بوسه بر لبش بگذارم چه‌ها کنم گفتم به قول خویش وفا کن، جواب داد کی قول داده‌ام که بخواهم وفا کنم؟ بیم فراق دارم و باید به شوق وصل شب تا سحر نماز بخوانم، دعا کنم ... اشکی نمانده‌است که جاری کنم ز چشم جانی نمانده‌است که دیگر فدا کنم ای عشق، من که عقل خود از دست داده‌ام، دیوانه‌ام مگر که تو را هم رها کنم؟ زاهد به ذوق آمده از شعر من ولی ننگا به من که ذوقی از این مرحبا کنم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
دلتنگ نباشم؟ چگونه؟ همین که میدانم تنها کتاب میخوانی تنها چای مینوشی، تنها بغض میکنی دلتنگ میشوم... وقتی تنها سفر رفتن را یاد گرفته ای تنها خاطره ساختن را بلد شده ای و تنها خندیدن را از بر؛ دلتنگ میشوم... همین که صبح ها بدون دوستت دارم بیدار میشوی و خوشحال میشوی با عکس‌های تک نفره اینکه نیستم کنارت دلتنگ میشوم دلتنگم... وقتی کسی نیست شب هایت را بخیر کند و دعا میکنم شبهایم را خدا به خیر کند... دلتنگم زمانی که به یاد می آورم ما هنوز دونفریم و به تار مویت قسم این دلتنگی، خودِ عشق است. حالا بگو... دل‌تنگت نباشم؟ ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
عكست را با خودم دارم همراه صدای ضبط شده ات را و هر روز به انجمن های ادبی سر میزنم! گوشه ای به التماس شاعری را گیر میاورم... عكست را نشان میدهم و سكوت ضبط شده ی صدایت را!... همان دوستت دارم هایی را كه هیچ وقت نگفتی... و بعد اصرار میكنم تو را بسراید! دیروز بلاخره شاعری قبول كرد مدتی عكست را نگاه كرد... و به سكوت دوستت دارم هایت گوش داد... نگاهی به من كرد و با لبخند روی تكه كاغذی نوشت: "برگرد... این دیوانه دلش تنگ است..." ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
من دیکتاتوری با پیراهن حریرم که اگر بخواهم زرهی نفوذناپذیر می‌شود و اگر بخواهم، دست‌هایش را به روی تو می‌گشاید و کدام مرد است! که اگر دست‌هایم را باز کنم فرمانبردار نباشد؟! من زنی با ناخن‌هایی سرکشم که می‌توانم قلبت را از سینه‌ات یک‌ روز صورتی بیرون بیاورم یک‌ روز قرمز یک‌ روز بنفش... من زنی که رنگِ ویرانگر دست‌هایم را هر روز با رنگ پیراهنم سِت می‌کنم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh