eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
Elham IbrahimiElham Ibrahimi _ Na Shoda'ni Nist.mp3
زمان: حجم: 7.6M
🔹 نام اثر ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال اصرار نکن... «ما» شدنِ ما؛ شدنی نیست تردید نکن... این گره ها وا شدنی نیست این مثنوی حسرت و بغض و غم و آهم در دفتر اشعار دلت جا شدنی نیست صد ابر اگر تا ابد الدّهر ببارند این برکه ی قحطی زده، دریا شدنی نیست در فرشِ غزل نقشِ تو را بافته ام تا این فاصله را پُر کنم... امّا شدنی نیست کم وَعده بده... موعدِ انگور گذشته است این غوره ی هِجر است که حَلوا شدنی نیست دلبسته ی مویی شده ام... سرنخِ این عشق در خِرمنِ گیسوی تو پیدا شدنی نیست من دُورِ تو می گردم و می گردم و این دُور هر چند محال است... وّلی ناشدنی نیست 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ▫️ به همراه غزلی از ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز 🎶 کمانچه 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Che Kha'ba'r.mp3
زمان: حجم: 7.8M
🔹 نام اثر ▫️ به همراه غزلی از ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز 🎶 کمانچه 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال نسیم خوش‌خبر، از نورِچشم من چه خبر؟ همیشه در سفر، از بوی پیرهن چه خبر؟ تو پیکی و همه پیغام عاشقان داری از آن پری، گل قاصد، برای من چه خبر؟ نشسته در رَهَت ای صبح چشم شب‌زده‌ام طلایه‌دار، زخورشید شب‌شکن چه خبر؟ بشارتی به من از کاروان بیار، ای عشق همیشه رفتن و رفتن؟ ز آمدن چه خبر؟ به بوی عطر سر زلف او دلم خون شد صبا کجاست؟ از آن نافۀ خُتن چه خبر؟ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
🔹 نام اثر ▫️ به همراه شعری از ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز ؛ 🎶 آهنگساز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال 🎧 با هم بشنویم 👇👇 🍀 @shernosh
Azam KianiAzam Kiani _ Ali Abad.mp3
زمان: حجم: 8M
🔹 نام اثر ▫️ به همراه شعری از ✍️ شاعر 🎤 صداخوانی 🎧 آواز ؛ 🎶 آهنگساز 📀 تنظیم 🕊 ارائه شده در کانال «یا علی» گفته عشق در آغاز، تا که این‌قدر ماندگار شده با اذان و اقامه ی اول چقدر دل که بی قرار شده کعبه برخاست احترام کند، لب گشوده‌ست تا سلام کند او هم از سینه چاکی‌ش پیداست که به عشق نجف دچار شده کاش می‌‌شد که در سکوتی ژرف به تماشا نشینمت امّا چه کنم با لغات مستی که در صف ذهن من قطار شده نظرت ذره را ابوذر کرد، عشق را اعتبار قنبر کرد با تو میثم به دار دارا شد، با تو سلمان علی تبار شده عَمرو! پیکار با حریفان، نه، پهلوان! کشتن ضعیفان، نه مردن آنهم به دست‌های علی ست که برای تو افتخار شده لرزه بر قامت زمین انداخت، پای تا در رکاب زین انداخت دشت لرزید و کوه هم فهمید، میر بر مرکبش سوار شده هر کسی سر به عاشقی نسپرد، مرده است و دوباره خواهد مرد هر کسی عشق در دلش خشکید، قسمتش تیغ آبدار شده همه را بی‌قرار کرده علی، با دو تیغش دو کار کرده علی دشمنش سهم ذوالفقار دو دم، دوست با ابرویش شکار شده یا دلم می‌شود علی آباد، یا خرابات، هر چه بادا باد! مست، جان را به جام می‌بازد، عاشقان! نوبت قمار شده بوی عطر علی‌ست می‌آید، این جوانمرد کیست می‌آید؟ شال سبزش به عاشقان فهماند: نو بپوشند، نوبهار شده 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
🔹 قابل توجه دوستداران و علاقمندان به شعر و ادب پارسی 🔸 از شما دعوت می کنیم به گروه ادبی_آموزشی "جرعه نوشان" بپیوندید. ▫️اشعار ناب ▫️ صداخوانی ▫️ مشاعره ▫️ مباحث ادبی ▫️ و فعالیت های مختلف ادبی ♻️ لینک گروه "جرعه نوشان ": https://eitaa.com/joinchat/1455227103Cf5db4020c3 🍀 منتظر حضور سبز شما فرهیخته ی ادب دوست هستیم. 🌱🌱🌱
من و تو در کوله هایمان برای درمان زخم دلتنگی، آغوش داشتیم بوسه داشتیم و دوستت دارم! اما در نهایت بی رحمانه سکوت را انتخاب کردیم "برای همیشه"... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
و دستانِ تو بِداهه‌ای گرم و به‌هنگام بود که در ذهنِ گنجشک‌های زمستان‌دیده نمی‌گنجید آمدی با سخاوتِ دستانت‌ و از کنارِ ناخن‌هایم، برگ‌های تازه جوانه زد بر چندشاخگیِ موهایم گنجشک‌های جوان لانه ساختند و آوازهای تازه آموختم به آینه گفتم «فرصت کم است وقتی برای شمردنِ بهارهای رفته نمانده‌، دستی به موهایم بکش هرطور شده باید این فصل زیبا بمانم» 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
تو را به اسم آب؛ تو را به روح روشن دریا؛ به دیدنم بیا! مقابلم بنشین. بگذار آفتاب از کنار چشم‌های کهنسال من بگذرد... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
بگو چگونه فراموشت كنم حالا كه در حافظه‌ى بلند مدت دستانم نشسته‌ای و عطر آغوشت صميمى‌ترين نسيمى‌ست كه حوالى تنم مى‌وزد و جانم را به رقصى شكوهمند وامی‌دارد بگو چگونه فراموشت كنم اكنون كه آفتابگردانى سرگردانم و تمام جهان مطلع چشم‌هاى توست و من در هجوم اين همه تو از دست رفته‌ام مرا از تو گريزى نيست چنان كه تن را از جان، مگر مرگ مرا كه چنين گر گرفته‌ام از تو، خاموش كند مگر آن آلزايمر بدخيم معروف ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh
مثل آن چایی که می چسبد به سرما بیشتر با همه گرمیم... با دل های تنها بیشتر درد را با جان پذیراییم و با غم ها خوشیم قالی کرمان که باشی می خوری پا بیشتر بَم که بودم فقر بود و عشق اما روزگار زخم غربت بر دلم آورد این جا بیشتر هر شبِ عمرم به یادت اشک می ریزم ولی بعدِ حافظ خوانیِ شب های یلدا بیشتر رفته ای ... اما گذشتِ عمر تاثیری نداشت من که دلتنگ توام امروز ... فردا بیشتر زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ تر بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر هیچ کس از عشق سو غاتی به جز دوری ندید هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: "عاشقم" خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🍀 @shernosh