نمیشود که همیشه دارو استفاده کند
قرص، شربت
حالش به هم میخورد
از پا در می آید
یک روز
یک ماه
یک سال ، چقدر؟!
آدم چقدر برای تبش استامینوفن بخورد
برای سر دردش ژلوفن استفاده کند
نمیدانم این همه دکتر تا به حال به فکرشان نرسیده که میتوان با یک جفت چشم، یک بوسه یا آغوش تمام دردها را دوا کرد، حتی آن صعب العلاج هایش را ، حتی آن بیماریهایی که همه از درمانش نا امید شدند
به جای نوشتن کلی دارو میتوان نسخه ای پیچید که
"نیم ساعت به محبوبتان خیره شوید" ،
"ده دقیقه دست معشوقتان را بگیرید تا دستتان عرق کند"
یا "هر چهار ساعت معشوقتان را ببوسید"
یا "هر هشت ساعت به مدت پنج دقیقه معشوقتان را بغل کنید"
یا همین داروخانهها به جای تبلیغ این همه داروی شیمیایی و مضر،نوشتهای میگذاشتند که " درمان همه بیماریها در چند دقیقه" باور نکردنی ولی حقیقی، کافیست معشوقتان را ببوسید یا
"درمان افسردگی با معشوق خودتان"
هیچ دردی نیست که دوا نداشته باشد
کافیست معشوقتان کنارتان باشد
کافیست فاصله ها کمتر باشد
حتی اگر معشوقتان کنارتان نیست
حتی اگر مدتهاست از هم جدا شدهاید
فقط کافیست مخفیانه نگاهش کنید
مخفیانه حالش را جویا شوید
باور کنید حالتان خوب میشود
من عاشقی را میشناسم
که چند سال است مخفیانه در سردترین روزهای زمستان ، زیر باران منتظر معشوقش میماند که چند ثانیه نگاهش کند بعد برود سر کار و زندگی خودش
زندگی آنقدر سخت نیست که نشود از آن لذت برد
حتی با معشوقی که دیگر برای ما نیست ولی بیشک تمام خاطراتش، یادش برای ماست
"مرگ" هم کنار معشوق لذتی دارد چه برسد زندگی...
✍️ #سعید_هلیچی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Seyed Hesamadin SerajSeyed Hesamadin Seraj _ ShamsolZoha.mp3
زمان:
حجم:
7.8M
این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
خضر است و الیاس این مگر یا آب حیوانی است این
این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این
سرمه سپاهانی است این یا نور سبحانی است این
آن جانِ جان افزاست این یا جنت المأواست این
ساقی خوب ماست این یا باده ی جانی است این
تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این
آن سیمبر را ماند این شادی و آسانی است این
ای مطرب داوود دم آتش بزن در رخت غم
بردار بانگ زیر و بم کاین وقت سرخوانی است این
مست و پریشان توأم موقوف فرمان توأم
اسحاق قربان توأم این عید قربانی است این
رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا
ای خاک بر شرم و حیا هنگام پیشانی است این
گلهای سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین
در قعر دریا گرد بین موسی عمرانی است این
هر جسم را جان می کند جان را خدادان می کند
داور سلیمان می کند یا حکم دیوانی است این
ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو
کس می نداند حرف تو گویی که سریانی است این
خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد
با گوی و چوگان می رسد سلطان میدانی است این
هر جا یکی گویی بود در حکم چوگان می دود
چون گوی شو بیدست و پا هنگام وحدانی است این
گویی شوی بیدست و پا چوگان او پایت شود
در پیش سلطان می دوی کاین سیر ربانی است این
آن آب بازآمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو
سجده کن و چیزی مگو کاین بزم سلطانی است این
بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا
بسم الله ای شمس الضحا بسم الله ای عین الیقین
✍️ #حضرت_مولانا
🎧 #سید_حسام_الدین_سراج
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
FatimaFatima _ Dar Man Aram Begir.mp3
زمان:
حجم:
8M
🔹 نام اثر #در_من_آرام_بگیر
✍️ نوشته #زهرا_مهدوی
🎤 صداخوانی #فاطیما_اصانلو
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
بهشان بگو دوستم دارد و من نیز
بگو در آغوشم گرفت و چنان روئیدیم
که آسمان چشم گشود و بارید
بگو ناگهان زمزمهام کرد و نور به رگهایم ریخت
ناگهان مرا بوسید
مرا بوئید و به جهان خود کشاند
انکار اگر کردند
مرا برایشان شرح بده
چنان که رسولِ بی قبیلهای در غربت خود، خدایش را
از لبهایم بگو
که بوسه میآفرینند
و از قدرت دست هایم که آغوش
باور نمیکنند
اما تو شرح بده
از دوست داشتنمان بگو
از تپش قلبهایمان برای هم
از چشم به راه داشتن
از میراث عشقمان بگو
و بعد
به یادشان بیاور احساس سرکوب شدهیشان را
بگذار به یاد بیاورند در ابتدا
همه عاشق بودهایم
بگو ما به اصالتمان برگشتهایم و آنان که غریباند، آنهایند
بگو تا میتوانند دوست بدارند
دست از سرسختیِ خود بردارند که در انزوا خبری نیست
سپس به حال خود رهایشان کن
به آغوش من بازگرد
برای من از حسرتِ جامانده در چشمهایشان بگو
و چون کودکی بیتاب
از من پناه بخواه
و در من آرام بگیر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Tarane PartoTarane Parto _ Peyghambaram Bashi.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
🔹 نام اثر #پیغمبرم_باشی
✍️ شاعر #علی_صفری
🎤 صداخوانی #ترانه_پرتو
🎧 آواز #مریم_بهاری
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
باید تو را پنهان کنم در بین اشعارم
باید کسی جُز تو نفهمد دوستت دارم
باید شبیه نقشه ی دزدان دریایی
اسم تو را با رمز در صندوقچه بگذارم
لو می دهم اسم تو را در دفتر شعرم
باید تو را مخفی کنم از چشم خودکارم
باید طبیعی تر بگویم حال من خوب است
شک کرده مادر به نگاه و لحن گفتارم
شک کرده مادر می کشد زیر زبانم را
حتماً فضولی کرده پیشش رنگ رخسارم
لو می دهم راز تو را وقتی که در جمعی
باید از انجام طوافت دست بردارم
هر کس تو را دیده شده دردسری تازه
بیرون که می آیی یقین دارم گرفتارم
باید همیشه بهترین دردسرم باشی
باید شبیه غصه هایم دمپَرَم باشی
باید بمیرانی مرا در اوج بی رحمی
هر روز اشغالم کنی اسکندرم باشی
من پادشاه هفت شهر عشق عطارم
وقتی محبت می کنی تاج سرم باشی
می بارد امشب روی کاغذ اشک خودکارم
باید بخوانی سر پناه دفترم باشی
اقرا به اسم خالق چشمان زیبایت
اصلاً نخوان! چشمک بزن پیغمبرم باشی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
ساز صلحش به کف و قصد جفا می آید
زلف بر باد هوس داده رها ، می آید
گر چه او زاده ی عشق است ولی در باطن
بهر ویرانی کاخ دل ما می آید
✍️ #منصور_کلامی_فرد
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Giso Baza'rganGiso Baza'rgan _ Che Mikardi.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
🔹 نام اثر #چه_میکردی
✍️ شاعر #شهراد_میدری
🎤 صداخوانی #گیسو_بازرگان
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
نه انصافاً تو جای ِ من اگر بودی چه میکردی؟
سری بر بالشی تا صبح تر بودی چه میکردی؟
اگر که رفته بود آن میرزای ِ کوچک از جنگل
دو چشم ِ خیس ِ دریای ِ خزر بودی چه میکردی؟
به یاد ِ او ته ِ آوار می ماندی، نمی ماندی؟!
اگر از لرزه اش زیر و زبر بودی چه میکردی؟
چه می شد سهمت از بازی ِ دنیا؟ پرپر ِ پاییز
غروب و خش خش و گنجشک پر بودی چه میکردی؟
امان از خاطرات ِ هر شب و یک صندلی خالی
دو فنجان قهوه اما یک نفر بودی چه میکردی؟
به دستت روزنامه دوره می کردی خبرها را
ولی از او که رفته بی خبر بودی چه میکردی؟
اتاقت سوت میزد کوپه ی ِ سرد ِ قطاری را
هم اینجا بودی و هم در سفر بودی چه میکردی؟
نه هرگز میرسیدی و نه دل میکندی از رفتن
به هر در میزدی و دربدر بودی چه میکردی؟
غریبه بود اگر با پلکهایت خواب مثل ِ من
رفیق ِ قرص های ِ بی اثر بودی چه میکردی؟
نگو کاری نمی کردم، خودآزاری نمیکردم
اگر از سایه ات سرخورده تر بودی چه میکردی؟
غزل خواندی و گفتی سوخت جانم، اینکه چیزی نیست
اگر یک عمر چون من شعله ور بودی چه میکردی؟
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
SabaSaba _ Talabkar.mp3
زمان:
حجم:
7.1M
🔹 نام اثر #طلبکارم
✍️ نوشته #مهناز_وهاب
🎤 صداخوانی #صبا_یوسفی
🎧 آواز #ایهام
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
آشفتگی موهایم در آغوشت
تمنای تنم در محدوده ی دستانت
یعنی اوج آرامش من...
تن در اسارت مردانگی ات
تسلیمِ بی نهایتِ خواستن است
بی مرز
بی پروا
بی تردید
آزاد و وحشی...
من غرق شدن در آغوش مردانه ات را
طلبکارم...!
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
بیشتر احساس از سر انگشتان منتقل میشود. از توی دستها. وقتی دستش را میگیری، نرم انگشتانت را میکشی پشت دستش، تمام آن حس دوست داشتن را منتقل میکنی. دست ها حرفهای ناگفتنی را منتقل میکنند، حرفهایی که از سرانگشتان منتقل میشود. حرفهایی که نمیشود گفت، میشود دستش را گرفت توی چشمهایش نگاه کرد.
✍️ #پسر_مقدس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
همیشه چیزهایی داریم که در جایی جمع کردهایم، به دردمان هم نمیخورند، فقط جمع کردهایم، طبق یک عادت شاید. گوشهی کمد، انباری، داخل یک جعبه کوچک ... درونمان. گاهی باید برخی چیزها رو دور ربخت، وسایل، خاطرات ... آدمها.
از دور ریختن نباید ترسید.
✍️ #ای_لیا
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
اینجا سینما کاپریه. اولای دهه پنجاه.
تو یه زن جوون زیبایی، توی فیلم سیاهسفید کلاسیک. یه لیوان شراب تو دستته و تظاهر میکنی مستی. کمرت لخته و لباست اندامت رو دلیل روشنی برای آشفتگی مردها کرده. توی فیلم؛ سر تو جنگه.
من مرد تکیدهی پیریم که تو سالن سینما خوابش برده. کارگری که برای تصاحب کردن تو، حتی برای تماشاکردنت، زیادی خستهس...
و شب بخیر، مخصوصا به تو که به جای دوستت دارم بهش میگی شب بخیر
✍️ #حمید_سلیمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
GognousGognous _ Ghadiraneh.mp3
زمان:
حجم:
6.7M
🔹 #غدیرانه
▫️ سومین برنامه ی رادیویی گروه #ققنوس
🔸 کارگردان #بتول_عباسی
▫️ اجرا #سیده_محدثه_موسوی / #الهام_ابراهیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
🎧 با هم بشنویم 👇👇
🍀 @shernosh
هدایت شده از شعرنوش
Azam KianiAzam Kiani _ Ali Abad.mp3
زمان:
حجم:
8M
🔹 نام اثر #علی_آباد
▫️ به همراه شعری از #حضرت_مولانا
✍️ شاعر #قاسم_صرافان
🎤 صداخوانی #اعظم_کیانی
🎧 آواز #صدیق_تعریف ؛ #حسام_الدین_سراج
🎶 آهنگساز #فرهاد_فخرالدینی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
«یا علی» گفته عشق در آغاز،
تا که اینقدر ماندگار شده
با اذان و اقامه ی اول
چقدر دل که بی قرار شده
کعبه برخاست احترام کند،
لب گشودهست تا سلام کند
او هم از سینه چاکیش پیداست
که به عشق نجف دچار شده
کاش میشد که در سکوتی ژرف
به تماشا نشینمت امّا
چه کنم با لغات مستی که
در صف ذهن من قطار شده
نظرت ذره را ابوذر کرد،
عشق را اعتبار قنبر کرد
با تو میثم به دار دارا شد،
با تو سلمان علی تبار شده
عَمرو! پیکار با حریفان، نه،
پهلوان! کشتن ضعیفان، نه
مردن آنهم به دستهای علی ست
که برای تو افتخار شده
لرزه بر قامت زمین انداخت،
پای تا در رکاب زین انداخت
دشت لرزید و کوه هم فهمید،
میر بر مرکبش سوار شده
هر کسی سر به عاشقی نسپرد،
مرده است و دوباره خواهد مرد
هر کسی عشق در دلش خشکید،
قسمتش تیغ آبدار شده
همه را بیقرار کرده علی،
با دو تیغش دو کار کرده علی
دشمنش سهم ذوالفقار دو دم،
دوست با ابرویش شکار شده
یا دلم میشود علی آباد،
یا خرابات، هر چه بادا باد!
مست، جان را به جام میبازد،
عاشقان! نوبت قمار شده
بوی عطر علیست میآید،
این جوانمرد کیست میآید؟
شال سبزش به عاشقان فهماند:
نو بپوشند، نوبهار شده
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🍀 @shernosh