رعنا: به نظر تو ممکن است مردی زنی را ببوسد بی آنکه او را دوست داشته باشد؟
"تمام مردهایی که این کار را می کنند، همان لحظه آن زن را دوست دارند، اگر نداشته باشند خودشان را وادار به چنین کاری نمی کنند.همان موقع مردها خیلی پر احساس اند...اما فردای آن روز می توانند آدم دیگری بشوند.
"چیزی که زن ها نمی بینند یا نمی خواهند ببینند،فکر می کنند آن ها هم مثل خودشان اند، که ساعت ها توی ذهنشان، با این چیزها ور بروند و اسیر شوند. برای مردها یک بوسه فقط یک بوسه است ولی زن ها شصت تا چیز دیگر از آن می سازند."
📚 #ترلان
✍️ #فریبا_وفی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
پرتقالی روی درخت پرتقال
خیره به سیبی
روی درخت سیب کنارش
پرتقال و سیب
روی درخت
دلباخته ی هم شدند
و دوست داشتن شکل گرفت
یک روز
یک هفته
یک ماه گذشت
پرتقال از روی درخت پرتقال
خودش را پایین انداخت
و سیب از روی درخت سیب
هر دو قِل خوردن و
افتادند پهلوی هم
اما حیف ..
روی زمین بود
که فهمیدن
زندگی غم انگیز است
و عشق ناکام
چرا که هیچ کدام را دستی نبود
که دیگری را به آغوش گیرد.
✍️ #شیرکو_بیکس
▫️ ترجمه ی: #محمد_مهدی_پور
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
گفت: اگه یه ماشینِ زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟
دستامو دورِ لیوان چای
سفت حلقه کرده بودم،
نگاش کردم،
گفتم: هیچکدوم
گفت: دِ بگو دیگه؟
یکیشونو انتخاب کن!
گفتم: اگه ماشین زمان داشتم،
نه میرفتم گذشته
نه میرفتم آینده .
گفت: پَس چیکار میکردی دیوونه؟
گفتم: زمان رو همینجا متوقِف میکردم
وُ
تا ابد به بهونهیِ سرد شدن
این فنجونِ چای
همینجا پیش تو میموندم.
✍️ #بابک_زمانی
📚 #بعد_از_ابر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
Fatemeh TavousiFatemeh Tavousi _ Be Yade Pedar.mp3
زمان:
حجم:
6.8M
🔹 نام اثر #به_یاد_پدر
✍️ شاعر #علیرضا_ناظمی
🎤 صداخوانی #فاطمه_طاووسی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
رفتی و از فراق تو
تا لحظه های دور
من بی بدیل غصه هجران ترا
یاد می کنم
هر لحظه هر زمان
در هر غروب و صبح
بابای خوب من!
ای یار مهربان
از هجر روی ماهِ تو از جام شوکران
در پیله ای زِغم
دور از نگاهِ ناز تو ای آشنای دل
این درد بی نهایت خود را به آه دل
فریاد می کنم
ای شانه های مهر تو چون تکیه گاه من
ای نرمش بیان تو حس پگاه من
ای خنده های دلکش ات آرامش دلم
ای هر نگاه لطف تو حلاّل مشکلم
بیداد از فراق
ای وای از جدایی و از روزگار درد
از شاخه ی بریده و این دستهای سرد
لبخند رخت بسته زِ لب های من، ببین
انگار آتشی به دلم گشت خوشه چین
حالا که نیستی چقدر بی کسم پدر
دارم به انتهای خودم می رسم پدر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
نشسته ام بنویسم غزل، برای شما..
که باز در سر من نیست، جز هوای شما..
کشیده دفتر شعرم مرا به سمتِ غم ات
غمی که همدم من بوده است جای شما..
شما ردیف باش، وَ من هم.. مرا که یادت هست؟
منم!! همان که دویده ست پا به پای شما..
بخوان به نام، مرا...تا قلم به رقص آید
که آشناست برایش نُتِ صدای شما..
به یاد مطلع چشمت، که آسمان من است..
سلام بر نگهِ نیمه آشنای شما...
سلام حضرت مهتاب، ای که این آغاز
پُلی ست تا غمِ پایانِ ماجرای شما..
سراغی از دل ویران من نمیگیری..؟
غمت مباد عزیزم، خودم فدای شما..
سپیده زد، من و یک شعر و چندخط گریه
و باز در سر من نیست جز هوای شما..
✍️ #سما_امینی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
مرا ترجیح بده
به قدم زدن و غرق شدن در موسیقی
به خندیدن؛ رقصیدن؛
مرا ترجیح بده به کتاب ها...
داستان ها؛
به نشستن و از باران گفتن ها
مرا ترجیح بده به لذت استشمام عطر اقاقی
به تماشای غروب
به بافتن رویا
مرا ترجیح بده به زندگی
به خواب،به مهتاب
مرا به همه ی دنیا ترجیح بده
من ارزشش را دارم
تنها منم که تو را بدون مرز
بدون حد
بدون قانون دوست دارم
مرا ترجیح بده حتی به خواندن همین جملات!
✍️ #حامد_نیازی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی
سایهی نارونی تا ابدیت جاریست...
به سراغ من اگر میآیید
نرم و آهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد
چینیِ نازکِ تنهاییِ من...
✍️ #سهراب_سپهری
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
ستارهی کوچکی در کلمهای بگذار
و به آسمانم روانه کن
بسیار تاريکم...
✍️ #منوچهر_آتشی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
EliEli _ Faramoushi.mp3
زمان:
حجم:
4.5M
🔹 نام اثر #فراموشی
✍️ شاعر #فاطمه_مشاعی
🎤 صداخوانی #الهام_ابراهیمی
📀 تنظیم #آرتا_رحیمی
🕊 ارائه شده در کانال #شعرنوش
بگو چگونه فراموشت كنم
حالا كه در حافظهى بلند مدت دستانم نشستهای
و عطر آغوشت
صميمىترين نسيمىست كه حوالى تنم مىوزد
و جانم را
به رقصى شكوهمند وامیدارد
بگو چگونه فراموشت كنم
اكنون كه آفتابگردانى سرگردانم
و تمام جهان
مطلع چشمهاى توست
و من در هجوم اين همه تو
از دست رفتهام
مرا از تو گريزى نيست
چنان كه تن را از جان،
مگر مرگ مرا كه چنين گر گرفتهام از تو،
خاموش كند
مگر آن آلزايمر بدخيم معروف
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
تلخ رفتی، سنگفرش کوچه ها دلگیر شد
بعد تو باران نبارید و هوا دلگیر شد
مستندهای دو چشم تو چه آسان شعر شد
هر پلانی از تو گفتم، سینما دلگیر شد!
نسخه های هیچ کس ، درد مرا تسکین نداد
نسخه ها و دکتر و قرص و دوا دلگیر شد
شیشه اسپند و قاب ان یکادم خاک خورد
تو نماندی، ذکر لا حول و ولا … دلگیر شد
گیسو و لب با دو چشمت چار مجهولی غریب
کشف مجهول تو با سعی و خطا دلگیر شد
این غزل ، وسواس من ، با این ردیف لعنتی
شاعری دیوانه و این واژه ها دلگیر شد
✍️ #رضا_وطندوست
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
ما آدم ها رسم عجیبی داریم:
" به دست میآوریم ، که از دست بدهیم...! "
قبل از رسیدن
به کسی که زندگیمان شده است،
زمین و زمان را به هم می ریزیم.
مدام رویا میبافیم
و خودمان را
عاشق ترین آدم دنیا می دانیم...
اما بعد از رسیدن،
درست زمانی که دلمان قرص شد
او در زندگیمان هست،
همه چیز را فراموش میکنیم...!
فراموش میکنیم
چقدر برای این روزها تلاش کرده ایم،
صبور بوده ایم ، رویا بافته ایم...
یادمان می رود
این همان روزی ست
که آرزویش را داشته ایم...
آنقدر تغییر میکنیم
که تبدیل به یک آدم دیگر میشویم،
آدمی که هیچ شباهتی به یک عاشق ندارد...!
حقیقت تلخیست :
"ما آدم ها
خیلی زود
از هم خسته میشویم"
✍️ #حسین_حائریان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
وَ من
چگونه دلم تو را نخواهد؟
وقتی که
اگر تو نباشی
شعرهایم واژه به واژه دق مرگ میشوند و
ابرهایِ بغضآلوده
تابش خورشید آسمان نفسهایم را بند میکند
چگونه دلم تو را نخواهد
وقتی که
اگر تو نباشی
دلتنگی روزمره میشود و هق هق ناخودآگاه،،
سکوت، برای لحظههایم آهنگ مینوازد و
مرگ برای دقایقم لالایی میخواند....
چگونه دلم تو را نخواهد؟
چگونه؟؟؟
✍️ #مجتبی_خوش_زبان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh