eitaa logo
شعرنوش
179 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
147 ویدیو
28 فایل
جرعه به جرعه می‌دهم شعر به نوشِ دلبرم دل که نکرد اثر به او شعر مگر اثر کند #حضرت_حافظ کانال ادبی_فرهنگی با فعالیت در حوزه‌ی: #گویندگی #شعر #نویسندگی راه ارتباطی با مدیر جهت شرکت در کلاس ها 🆔 @Arta_Rahimi
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر تو اینجا بودی جهان رنگ دیگری داشت نفس تو با حرکت بی‌پایان بادها می‌آمیخت از نگاه تو آسمان آبی‌تر و عمیق‌تر می‌شد و از تن تو، خاک گرمی و رونق می‌گرفت ولی تو اینجا نیستی و فاصلهٔ آسمان بین من و توست و سنگینی خاک مرا از تو جدا می‌کند و من چون پر کاهی در حرکت بی‌پایان بادها روان هستم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
چشمانت سبز و روشن و گیسوانت رودی از آفتاب بال‌هایت را نمیتوانم ببینم اما تو آخرین بازماندهٔ فرشته‌هایی در این سیارهٔ تاریک و حتماً دریا اسم کوچک توست وقتی به تو می‌اندیشم پاک می‌شوم ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
گفتم از کجا بفهمم روحم قشنگه؟ گفت: ببین چند نفر کنارِ تو نقاب به روحشون نمی‌زنن، چند نفر برات نقش بازی نمی‌کنن، چند نفر کنارِ تو خودشون رو زندگی می‌کنن... ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
اشتباه از من بود که یواشکی دوستت داشتم که نگفتم دوستت دارم که شرم داشتم، که ترسیدم اشتباه از من بود که یواشکی دوستت داشتم گفتم مبادا بد فکر کنی بگویی چه پرویی چه بدی اصلا هیچ نگویی و چپ نگاه کنی اشتباه از من بود که یواشکی دوستت داشتم که رفتنت را می دیدم و کیف می‌ کردم و می‌ ماندم که‌ برگردی اشتباه از من بود که یواشکی دوستت داشتم از من بود که بزرگ نشدم و ندیدم بزرگ شدی دیدم رفتی، دیدم نیامدی اشتباه از من بود که هنوز در اشتباهم تو بر می‌گردی ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
خاطرات که دود شدنی نیستند که مثلا یک روز همه را ردیف کنیم، یکی یکی آتششان بزنیم، و به خیال اینکه دست از سر زندگیمان برداشته اند خاکسترشان را در گوشه ی تاریک ذهنمان دفن کنیم، خاطرات قطاری با سرعت نورند، هر لحظه نزدیک می شوند، آنها سگ جان تر ازین حرفهایند که جان دهند... ✍️ 📚 ▫️ اثر 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
Pouria AkhavassPouria Akhavass _ Havalie bi man.mp3
زمان: حجم: 8.5M
🔹 🔸 ┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄ من و تو در کوله‌هایمان برای درمانِ زخمِ دلتنگی، آغوش داشتیم، بوسه داشتیم.. اما در نهایت، بی‌رحمانه سکوت را انتخاب کردیم برای همیشه! ✍️ 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh
▫️ معرفی هنرمند: [Alexander Auguste Hirsch] (متولد سال 1833 و متوفی 1911 پاریس)، یک نقاش آکادمیک و علمی در فرانسه بود. در آغاز سال 1857 زمانی که او در سن 24 سالگی بود در پاریس و در نمایشگاهی آثارش را در دید عموم قرار داد که اکثریت آنان پرتره و مذهبی بودند با ژانر و موضوعات تاریخی. در سال 1870 به مراکش سفر نمود و تحت تأثیر ادیان و رب النوع های مورد پرستش در آن کشور قرار گرفت و با الهام از الهه های مراکشی ها به گفته ی خود به "بلوغ هنری" رسید و تمرکز خویش را بیشتر به نژادها و رنگ پوست افراد پیرامونش به خصوص به زنان و اندام آنان قرار داد. "آسمان نیمه شب آبی"؛ "بوسه در بستر" و "سوسو زدن ستارگان" منعکس کننده ی این ادعاست. او حتّی در مطالعاتش به صحنه ی حرمسرا در نقاشان شرقی نیز ورود پیدا کرد که برایش بسیار فانتزی و اغوا کننده بود و تمایلات جنسی خویش را بر اساس اساطیر کلاسیک آمِن پایه نهاد. در "نسب خدایان هزیود" شعر گفت و با "الهه های یونانی" اخت شد. چنین باورهایی در آثاری مانند "هیبت الهام بخش"، "خانه ی افتضاح"و "نسب نامه خدایان" را خلق کرد. او حتّی در تابلوی " خانه ی افتضاح " به نحوی در ترکیب رنگ ها هنرنمایی کرده است که بسیار تحریک آمیز است. شب ثابت یک منبع قدرتمند الهام بخش برای هنرمندان از دوران باستان تا قرن نوزدهم است. او در اواخر عمر خویش نیز به مطالعه ی ادیان پرداخت. سبک زندگی یهودیان در داووس و زندگی مسلمانان در مراکش و نیز تابلوی جاودان او "حمام مراکش" گویای مطالعات و ذهن جستجوگر این نقاش فرانسوی است. 💠 { کانال ادبی شعرنوش } 🌼 @shernosh