Taher QureyshiTaher Qureyshi _ Avay e Tanhaei.mp3
زمان:
حجم:
12.1M
🔹 #آوای_تنهایی
🔸 #طاهر_قریشی
┄┅═✼✵𑁍✵✼═┅┄
دلتنگی
بوی توست
جا مانده بر مرور خاطرهای
✍️ #پسر_مقدس
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم
تک و تنها تر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم
موی تو ریخته بر شانه ی تو امّا من
شانه ام ریخته بر موی پریشان خودم
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیست
می روم سر بگذارم به بیابان خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستان خودم
تو گرفتار خودت هستی و آزادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
شب میلاد من بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم
✍️ #یاسر_قنبرلو
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
اندوه را میتکانَد از یقۀ پیراهنم
انگشتانی که جمعیّتِ یاری است
بهگاهِ تنهایی
در تو نگاه میکنم،
شعر فراموشم میشود
ای ابر بردبار
که آسمان اتاق را به حرکت درمیآوری
و چون قصیدهای بلند بر من فرود میآیی!
لبخندت عفو عمومی است
بر گناهانِ من
طعم دهانت را
در جیبهایم بریز
میخواهم به دیدنِ ماهیها که رفتم،
دستِخالی نباشم
✍️ #جواد_گنجعلی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
تو را میخواهم
برای پنجاه سالگی، شصت سالگی، هفتاد سالگی.
تو را میخواهم برای خانهای که تنهاییم.
تو را میخواهم برای چای عصرانه،
تلفنهایی که میزنند و جواب نمیدهیم.
تو را میخواهم برای تنهایی.
تو را میخواهم وقتی باران است،
برای راهپیمایی آهستهی دوتایی،
نیمکتهای سراسر پارکهای شهر،
برای پنجرهی بسته
و وقتی سرما بیداد میکند.
تو را میخواهم
برای پرسهزدنهای شب عيد،
نشانكردن يك جفت ماهیقرمز.
تو را میخواهم
برای صبح؛
برای ظهر؛
برای شب؛
برای همهی عمر ...
✍️ #نادر_ابراهيمی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
چشمهای تو درشت بودند با مژههای زیبا
و صورت گرد تو
مثل کاسهی ماه بود
و پاهایت که میآمدند تا مرا در گوشهای پیدا کنند
مرا چون واشری، چون لبهی ریشریش فرش
یا «پلنگی از کار افتاده»
چشمهای تو مهربان بودند
دهانت مهربان بود
و گنجشکها واقعا میآمدند
از گوشهی لبت آب میخوردند.
✍️ #غلامرضا_بروسان
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
«دوست دارم. لباسم بوی تو رو گرفته. دستم بوی عطر تو رو گرفته، دستمو هی بو می کنم. هرچقد باهات حرف می زنم سیر نمی شم. کسی که به مامانت چیزی نگفته؟ اون آشناهه که مارو باهم دید، چقدر خنده دار سعی کردیم قایم شیم. دوست دارم. رسمی بیشتر بهت میاد. اون نیمکته مال ماست. من فقط تو رو دارم. میشه بهم بگی کجا بودی تاحالا؟ من قبل تو خیلی تنها بودم. گریه می کنی قشنگ تر میشی. مرسی اومدی زندگیمو عوض کردی. حالت خوبه؟ هنوزم دلت گرفته؟ من رفتم دوستات چی گفتن؟ کاش پیشت بودم. کاش الان می تونستم اونجا پیشت باشم. به خاطر من سیگار نکش. دوست دارم. من سه تا بچه میخوام. فکر می کنی خانوادت منو قبول کنن؟ وقتی نیستی انگار یه چیزی کمه. بهت قول میدم همه چیز درست میشه. اگه گفتی امروز چه روزیه؟ خوابت رو دیدم. باورت میشه ساعت ده شبه؟ چقد باهمیم زمان زود میگذره. این آهنگ ماست. به خیر گذشت. بیخود نگرانی. دوست دارم. رسیدی بهم زنگ بزن. نگرانتم. تو کلاسم حواسم پیش توئه. خوبی؟ می دونستی وقتی اخم میکنی خیلی جذاب میشی؟ مراقبم باش. اصلا نفهمیدم عصر جمعه ست. دوست دارم. بهت قول میدم. دوست دارم. قول.»
دور ریختم هرچی اسکرین شات از گذشته ست. دیگه حفظ شدم این دیالوگ هارو. وقتی می خونم دیگه اسکرین شات نمی گیرم. این اسکرین شات ها برای من خطرناک میشه. من این حرفا رو قبلا زیاد شنیدم. تو نگو ولی نرو. یا بگو اما بمون. کلا اگر چیزی میگی، پای حرفت بمون...
✍️ #امیرعلی_ق
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه ای؟
گفت: یا آب است ،
یا خاک است یا پروانه ای!
گفتمش احوال عمرم را بگو،
این عمر چیست؟
گفت یابرق است، یا باد است،
یا افسانه ای!
گفتمش اینها که میبینی،
چرا دل بسته اند؟
گفت یا خوابند، یا مستند،
یا دیوانه ای!
گفتمش احوال جانم را پس از مردن ،
بگو؟
گفت یا باغ است، یا نار است،
یا ویرانه ای!
✍️ #ابو_سعید_ابوالخیر
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان بشما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم که به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
✍️ #سیف_فرغانی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
بانوی قشنگم
من همیشه مستم
لب های تو
مخفف شرابهای دنیاست
چکیدهی کامروای انگور
که قطره میشود
نقطهی هستی مرا میچکاند
داغی که بر دلم مانده است
من این نخورده با خندههای تو مست
بیهوده نیست
که در کلمات میچرخم
نارنجی
نقطهها همه
ردی از بوسه های توست...
✍️ #عباس_معروفی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh
گاهی لحظه هايم از تو لبريز مي شود
از احساسم سر می روی
و فضای خانه ام
پر می شود از دلتنگی
پشت كدام پنجره بايستم
كه تو را انتظار نكشد؟
و زير سقف كدام آسمان نفس بكشم
كه عطر تو گيجم نكند؟
دلتنگم و هيچ چيز جز تو
حال مرا خوب نخواهد كرد...
✍️ #سارا_قبادی
💠 { کانال ادبی شعرنوش }
🌼 @shernosh