کسی نگفته که طاقت بیار و حوصله کن
بیا برای من از هرچه خواستی، گِله کن
تو در ازای دلت جان بخواه -آری!- جان
من اهل چانهزدن نیستم، معامله کن
در آزمونِ خزان، برگ سرشکستهتر است
کم التفات بر این برگههای باطله کن
بگیر بر خودت آسان و پیش چشم جهان
بچرخ و دست بزن، پا بکوب و هلهله کن
از آشیانه اگر خستهای و میخواهی
به کوچ تن بدهی، اقتدا به چلچله کن
علاجِ فاصله وصل است، بیبهانه مرا
بگیر تنگ در آغوش و ختمِ غائله کن...
#حمیدرضا_حامدی
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست
دل بکن!آینه این قدر تماشایی نیست
حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا
دو برابر شدن غصه تنهایی نیست؟!
بی سبب تا لب دریا مکشان قایق را
قایقت را بشکن!روح تو دریایی نیست
آه در آینه تنها کدرت خواهد کرد
آه!دیگر دمت ای دوست مسیحایی نیست
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست
حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست
خواستم با غم عشقش بنویسم شعری
گفت:هر خواستنی عین توانایی نیست
#فاضل_نظری
4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عید مباهله
💠سالروز اثبات حقانیت شیعه
💠سالروز بخشش انگشتر در رکوع و نزول آیه ی ولایت،
💠سالروز نزول آیه ی تطهیر
💠صدور حدیث کسا
💠سالروز نزول سوره ی انسان در شان پنج تن آل ابا
بر شما مبارک باد.
ادبــــستان
به خدا عشق به رسوا شدنش میارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش میارزد
دفتر قلب مرا وا كن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش میارزد
گرچه من تجربهای از نرسیدنهایم
كوشش رود به دریا شدنش میارزد
كیستم؟... باز همان آتش سردی كه هنوز
حتم دارد كه به احیا شدنش میارزد
با دو دست تو، فروریختنِ دم به دمم
به همان لحظهی برپا شدنش میارزد
دل من در سبدی، عشق به نیل تو سپرد
نگهش دار؛ به موسی شدنش میارزد
سالها گرچه كه در پیله بماند غزلم
صبر این كِرم به زیبا شدنش میارزد...
#علیاصغر_داوری
Alireza GhorbaniAlireza Ghorbani - Havaye Jonoon.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
#هوای_جنون
#علیرضا_قربانی
ترانه سرا: #محمد_قهرمان
آهنگساز: #شهرام_توکلی
به سر می دوم رو به خانه تو
که شاید بیابم نشانه تو
فتاده ز پا خسته آمده ام
که سر بگذارم به شانه تو
به یادت به هر سو نظاره کنم
ز داغت به تن جامه پاره کنم
غمت گر به جانم شرر نزند
هوای جنونم به سر نزند
امید دلم در برم بنشین
تا مگر ز دلم غم برون برود
وگر نه ز چشم نخفته من تا سپیده دمان
جوی خون برود
ز جور فلک مانده در قفسم
تا به سنگ ستم پر شکسته مرا
وگر این قفس را بر هم شکنم
تا کجا ببرد بال خسته مرا
نخیزد نغمه مستانه تو
شده پر گرد غم کاشانه تو
گرفته شعر تو روی زمین را
چرا زیر زمین شد خانه تو
به سر می دوم رو به خانه تو
که شاید بیابم نشانه تو
فتاده ز پا خسته آمده ام
که سر بگذارم به شانه تو