سوارِ گمشده را از میان راه گرفتی
چه ساده صید خودت را به یک نگاه گرفتی
کسی، قسم به نگاهت! که بیپناه نماند
چنین که مثل منی را تو در پناه گرفتی
چنان به سینه فشردی مرا که جز تو اگر بود
حسین فاطمه! می گفتم اشتباه گرفتی
من آمدم که تو را با سپاه و تیغ بگیرم
مرا به تیر نگاهی تو بی سپاه گرفتی
اگر چه راه بر اطفال بیگناه گرفتم
تو باز دست مرا از دل گناه گرفتی
خجالت از تو و اشکم امان نداد بپرسم
چرا ز غصهی برکه تو مثل ماه گرفتی؟
چگونه آب نگردم ؟ که دست یخ زده ام را
دویدی و نرسیده به خیمه گاه گرفتی
چنان تبسم گرمی نشاندهای به لبانت
که از دل نگرانم مجال آه گرفتی
رسید خون سرم تا به دستمال سفیدت
تو شرم را هم از این صورت سیاه گرفتی
#قاسم_صرافان
#امام_حسین
#حر_بن_یزید_ریاحی
ای فصل لالههای معظًم خوش آمدی
شهر همیشه سرخ محرم خوش آمدی
در چشمهای تشنهی با شب عجین من
سیل شدید، آتش نمنم خوش آمدی
در جان زخم خوردهام از جور روزگار
ای مهربانترین غم عالم خوش آمدی
ای از حجاز آمده تا دشت کربلا
اشک فرات،گریهی زمزم خوش آمدی
ای بیرق، ای کتیبهی در عشق کهنهکار
بار دگر به مسجد اعظم خوش آمدی
ای ابر بیامان قدمت روی چشم ما
طومار نوحههای دمادم خوش آمدی
ای کاروان که یاد تو و داغهای تو
بر هر مصیبتی شده مرهم خوش آمدی
بر پرچم حسینیه زهرا نوشته است
به مجلس عزای حسینم خوش آمدی...
#اعظم_سعادتمند
#امام_حسین
#محرم
آهنگ سینه نیست، که تنها صدای توست
رد میشوی و این تپش گامهای توست
در نقطه نقطهی دلِ من پا گذاشتی
خوش باد خانهای که در آن رد پای توست
بیهوده نیست با هیجان میتپد دلم
سر میزند به سینه اگر، در هوای توست
روزی که دیدمت به تو گفتم در این جهان
سرمایهام دلیست که آن هم برای توست
گفتی:«غریبِ شهر منی». این چه غربت است؟!
خوشبخت آن دلی که فقط آشنای توست
محبوبِ من ببخش! اگر در تمام شهر
نَقل حدیث عشق من و ماجرای توست
#احسان_نصری
ای سایهات فتاده به روی سرم حسین
معنای واقعی اصول الکرم حسین
یک یاحسین گفتم و دیدم غمی نماند
تسکین دردهای دل مضطرم حسین
یادم نمیرود که همه عزتم تویی
من پای سفرۀ تو شدم محترم حسین
لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد
ای مهربانتر از پدر و مادرم حسین
من سالهاست در به در روضه توام
داغ تو را به جان و دلم میخرم حسین
در کوچههای سینه زنی سالیان سال
در حسرت هوای حرم میپرم حسین
کابوس من شده غم دوری کربلا
در خواب هم ذکر لب من حرم حسین
تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت
مانند خواهری که صدا زد دلم حسین
اینجا کجاست؟ خواهرت افتاد از نفس
رحمی نما به سینۀ شعله ورم حسین
اینجا عجیب بوی فراق تو میرسد
یک دم نگاه کن تو به چشم ترم حسین
زینب کجا و مجلس نامحرمان کجا
یک ذره حق بده نشود باورم حسین
مجموع حرفهای من اینجا خلاصه شد
در یک کلام: ای همۀ باورم حسین
#حسین_صیامی
اصلاً حسين جنس غمش فرق مي کند
اين راه عشق پيچ و خمش فرق مي کند
اينجا گدا هميشه طلبکار مي شود
اينجا که آمدي کرمش فرق مي کند
شاعر شدم براي سرودن برايشان
اين خانواده، محتشمش فرق مي کند
“صد مرده زنده مي شود از ذکر يا حسين”
عيساي خانواده دمش فرق مي کند
از نوع ويژگي دعا زير قبه اش
معلوم مي شود حرمش فرق مي کند
تنها نه اينکه جنس غمش جنس ماتمش
حتي سياهي علمش فرق مي کند
با پاي نيزه روي زمين راه ميرود
خورشيد کاروان قدمش فرق مي کند
من از "حسينُ منّي" پيغمبر خدا
فهميده ام حسين همش فرق مي کند
#علی_زمانيان