eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
395 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از من نگیر آغوشِ گرم و مهربانت را دورم بپیچان مثلِ پیچک بازوانت را وقتی کنارت می‌نشینم مادر خوبم بگذار بر پیشانی‌ام مُهرِ لبانت را از غصه‌هایت کاش قدری مالِ من می‌بود ای کاش می‌دیدم هیاهوی نهانت را حالا که در آغوشت حقِ آب و گل دارم وا کن به رویمِ آشیانِ بیکرانت را یادت دوانده ریشه در احساس من مامان بنشان درونم حس و حالِ جاودانت را در می‌بری از من تمام خستگی‌هایم وقتی که می‌بوسم مزارِ دُرفشانت را... دیگر ندارد بی‌تو فرقی رفتن و ماندن مادر چرا کردی جدا از من جهانت را؟ عمرم، گلِ زیبای من، ای جانِ من، ای عشق ای کاش می‌مُردم، نمی‌دیدم خزانت را ... از من نگیر آغوش گرم و مهربانت را دورم بپیچان مثل پیچک بازوانت را...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مى رسد يك روز فصل بوسه چينى در بهشت روى تختى با رقيبان مى نشينى در بهشت تا خدا بهتر بسوزاند مرا خواهد گذاشت يك نمايشگر در آتش، دوربينى  در بهشت صاحب عشق زمينى را به دوزخ مى برند جاى ندارد عشق هاى اينچنينى  در بهشت گيرم از روى كرم گاهى خدا دعوت كند دوزخى ها را براى شب نشينى  در بهشت با مرامى كه من از تو باوفا دارم سراغ مى روى دوزخ مرا وقتى ببينى  در بهشت من اگر جاى خدا بودم براى ظالمين خلق مى كردم به نامت سرزمينى  در بهشت
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عقل می گفت برو عشق به پایان آمد عشق می گفت بمان سو تفاهم شده است ادبـــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
چه خوب می‌شد اگر بعد از این بهانه نگیرم سراغ هیچ کسی را در این زمانه نگیرم چه خوب می شد اگر بی‌خیالِ خاطره بودم که دسته‌دسته گل از دستِ رودخانه نگیرم سرم به کار خودم باشد و خیال بلندم چنان که هیچ سری را به روی شانه نگیرم دلم گرفته، چه می‌شد که بی‌تو دلخوشی‌ام را از این انار ترک‌خورده، دانه‌دانه نگیرم مرا ببر به همان کوچه، قول می‌دهم این بار گلوی نازکِ گنجشک را نشانه نگیرم اجازه می‌دهم از دست من فرار کند کبک و جوجه چلچله‌ها را از آشیانه نگیرم و قول می‌دهم این بار در سکوت و سیاهی تمام ذهن تو را مثل موریانه نگیرم اگرچه فاصله‌ها زیر پای راه نشستند که دست‌های تو را باز کودکانه نگیرم به رغم این همه حالا تو رو به روی منی، پس نخواه زل نزنم، دست زیر چانه نگیرم منم همان که تو با شعله‌های آبی چشمت به آتشم زدی و خواستی زبانه نگیرم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
22.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حس می کنی زمین و زمان گریه می کنند وقتی که جمع سینه زنان گریه می کنند باز این چه شورش است که در خلق عالم است در ماتم تو پیر و جوان گریه می کنند این سیل اشک ها که ز هر دیده جاری است چون ابر با تمام توان گریه می کنند تو کیستی که در غم از دست دادنت  مردان ما شبیه زنان گریه می کنند با یاد آن نماز جماعت که نیمه ماند گلدسته ها اذان به اذان گریه می کنند زینب اسیر می شود آری عجیب نیست سرها اگر به روی سنان گریه می کنند ... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
زیر باران پرسہ با رویاے تو جان پرور است اے ڪہ چشمان تو از چشمان آهوها سراست مے رسم گاهے ڪہ دیدار ِتو آبادم ڪند باز مے بینم ڪہ دل از دیدنت ویران تر است زندہ با یاد تو ام در را برایم باز ڪن عاشقت با دستہ گل امروز در پشت در است ڪاشڪے هر روز مے دیدم تو را اما چہ سود مثل گنجشڪم ڪہ زخمش تازہ در بال وپراست هر ڪہ بامن آشنا شد خنجرے در دست داشت سهم من از دوستان تا روز آخر خنجر است خواب دیدم آمدے پیش من اما پا بہ پا سایہ اے انگار همراہ تو در پشت سر است جز بلا از عشق چیزے قسمتم دیگر نشد بس ڪہ چشمان تو زیبا و نگاہ افسونگر است # اڪبر_میرزائی ‌‌‎‌‌‎‌‌ ‌