eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
177 دنبال‌کننده
405 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
نیامدم که بخواهم کنار من باشی میان این همه بیگانه یار من باشی دلم گرفته تر از بغض مهربان شماست مباد آن که شما غمگسار من باشی تو ای ستاره ی وحشی که کهکشان زادی مخواه روی زمین بر مدار من باشی من از اهالی عشقم، نه از حوالی جبر خطاست این که تو در اختیار من باشی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
پیشم نشست و چشم در چشم زمان ریخت یک جام آب و توی آن یک آسمان ریخت گفت از کبوترها و از پرواز و بعدا زنجیر و زندان، تاک را توی دهان ریخت در خنده‌های پاک و مظلومش دویدم او گفت و من دیدم که خونش بر زبان ریخت بر پنجره بستم نگاه خسته‌ام را داروی دردم را به روی ریسمان ریخت خورشید از شرق آمد و مغرب نپرسید نور از کجا آمد که در دامانمان ریخت او میهمان بود و نفهمیدم که باید بر خاک پایش آب همچون میزبان ریخت یکبار دیگر آهو از دستان من جَست نقاشی‌ام پرپر شد و یک آسمان ریخت همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیست  تو مرا باز رساندی به یقینم کافیست  قانعم بیشتر از این چه بخواهم از تو؟   گاه گاهی که کنارت بنشینم کافیست  گله ای نیست من و فاصله ها همزادیم  گاهی از دور تو را خوب ببینم کافیست  آسمانی تو! در آن گستره خورشیدی کن  من همین قدر که گرم است زمینم کافیست  من همین قدر که با حال و هوایت گهگاه  برگی از باغچه ی شعر بچینم کافیست  فکر کردن به تو یعنی غزلی شور انگیز که همین شوق ٬ مرا خوب ترینم ! کافیست ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
24.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما اگر گمگشته ی راهیم عیب از جاده نیست جاده ها جا می گذارند آنکه را آماده نیست آب و نان از آن ِ دونان ، آسمان از آن ِ ما  این قفس سقف نگاه مردم آزاده نیست پیش پای دوست سر افتاد ، اما سربلند پیش پا افتاده اما پیش پا افتاده نیست از وضو با خون ِ دل این "گونه" گل انداخته... خنده ی مستانه ی این زخم ها از باده نیست ساده از این کوچه ها ، این نام ها رد می شویم رد شدن از معبر خون شهیدان ساده نیست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بی شک آن روز که آماده‌ی رفتن شده بود باغ پرواز، پر از لاله و سوسن شده بود فصل گلچینی دستان دعا یادم هست مثل یک روح، رها از قفس تن شده بود بارها رفت و صدا کرد خدا را در خویش بارها چشمش از این حادثه روشن شده بود گفته بودند که عاشق شده هر کس برود او اگر رفت از این پنجره ـ حتماً شده بود جمکران...ندبه...کمیل... آه فقط یادم هست جمعه‌ها پیش کسی دست به دامن شده بود عاقبت رفت، به آنجا که دلش خواست، رسید در همان روز که در عشق معین شده بود همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
27.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک اتفاق ساده مرا بی‌قرار کرد باید نشست و یک غزل تازه کار کرد در کوچه می‌گذشتم و پایم به سنگ خورد سنگی که فکر و ذکر دلم را دچار کرد از ذهن من گذشت که با سنگ می‌شود آیا چه کارها که در این روزگار کرد با سنگ می‌شود جلوی سیل را گرفت طغیان رودهای روان را مهار کرد با سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت بی‌سرپناه‌ها همه را خانه‌دار کرد یا می‌شود که نام کسی را بر آن نوشت با ذکر چند فاتحه، سنگ مزار کرد یا مثل کودکان شد و از روی شیطنت زد شیشه‌ای شکست و دوید و فرار کرد با سنگ مفت می‌شود اصلا به لطف بخت گنجشک‌های مفت زیادی شکار کرد یا می‌شود که سنگ کسی را به سینه زد جانب از او گرفت و به او افتخار کرد یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را در پیش چشم ناکس و کس شرمسار کرد ناگاه بی‌مقدمه آمد به حرف، سنگ این گونه گفت و سخت مرا بی‌قرار کرد: تنها به یک جوان فلسطینی‌ام بده با من ببین که می‌شود آنگه چه کار کرد! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا