eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
378 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
تو قله‌ی خیالی و تسخیر تو محال بخت منی که خوابی و تعبیر تو محال ای همچو شعر حافظ و تفسیر مثنوی شرح تو غیر ممکن و تفسیر تو محال عنقای بی‌نشانی و سیمرغ کوه قاف تفسیر رمز و راز اساطیر تو محال بیچاره‌ی دچار تورا چاره جز تو چیست؟ چون مرگ ناگزیری و تدبیر تو محال ای عشق، ای سرشت من، ای سرنوشت من! تقدیر من غم تو و تغییر تو محال ...!
جلوه گل_علیرضا قربانی4_5874951958787264921.mp3
زمان: حجم: 8.2M
تو بر کرانهٔ عالمِ درونِ خویش به یغما فتاده‌ای کَز این هزار هزاران یکی نگفت که بر شانه‌ات چه می‌گذرد؟ محمد مختاری🌱
دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم و اندر این کار دل خویش به دریا فکنم از دل تنگ گنهکار برآرم آهی کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست می‌کنم جهد که خود را مگر آن جا فکنم بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم جرعه جام بر این تخت روان افشانم غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا من چرا عشرت امروز به فردا فکنم
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
من ناز نمیـکشم دلت خواست برو کج کج نکنم نگاه و یکراست برو هرجور که مایلی، بزن قیدِ مرا هرچند دلم یکه و تنهاست، برو هی بر سرِ من منّتِ ماهت نگذار تاریکی از این به بعد زیباست، برو خودخواهی و در فکرِ خودت هستی و بس پس خواهش و التماس، بیجاست، برو روراست بگویم نه من آن مجنونم نه در سرِ تو هوایِ لیلاست، برو یک لحظه نگـاه هم نکن پشتِ سرت در رویِ تو و خاطره ها "وا"ست، برو از اولِ کـار، اشتباه از من بود آری همه "از ماست که بر ماست"، برو بی معرفتی ولی ندارم گله ای این رسمِ همیشه هایِ دنیاست، برو یک روز که دلتنگ شدی میفهمی حسرت "تو"یِ هرگز نشده "ما"ست، برو...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
لباس بى وفايى را به دست خود تنت كردم تو را اى دوست با مهر زيادم دشمنت كردم خيالم بود تنديسى طلا از عشق مى سازم محبت بد ترين اكسير بود و آهنت تو رفتى با خدا باشى ، خدا در چشم من گم شد از آن وقتى كه تسبيح خودم را گردنت كردم تمام خاطراتت را همان روزى كه مى رفتى به قلبم دوختم ، سنجاق بر پيراهنت كردم تو تك كبريت امّيدم در اوج بى كسى بودى تو را اى عشق با اميدوارى روشنت كردم چه مى ماند به جز بى حاصلى در دست هاى من به رغم كوششى كه در بدست آوردنت كردم ؟
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🕊💫🕊 جهان اگر بشود زیر و رو هزاران بار فقط علی است که دیگر نمی شود تکرار علی است معجزه ی خلقت و به اذن خدا شکافت کعبه که دُر از دلش کند اظهار علی است آنکه فقط داده بر رسالت عشق شهادت علنی در سکوت «یوم الدار» میان «شِعب» و سپس «لیلة المبیت» آخر به جز علی چه کسی کرده اینچنین ایثار همانکه اول صف بوده در همه غزوات سزاست لشکر دین را به نام پرچمدار علی است فاتح خیبر نه هر بنی بشری عمل ملاک جهان است تا ابد نه شعار «حدیث منزلت» از «غزوه ی تبوک» شکفت علی وصی رسول است و باز هم انکار!؟ بر آیه های برائت علی مبلغ شد به جانشینی او می کند همین اقرار مراد از «اَنفُسَنا» در «مباهله» غیر از علی نبوده بفهمید ای در و دیوار غدیر امر خدا بود و ترک واجب شد بدا به حال پلیدان مست خود مختار سقیفه غیر خلافت گرفت جان علی میان فاجعه ی آتش و در و مسمار همیشه فکر یتیمان کوفه بود و ندید از این بلاد بلاخیز جز غم و آزار جمل ،خوارج و یک روز قاسطین بودند دلیل خونجگری های حیدر کرار گذشت از خود دائم به فکر جامعه بود و بود جامعه با او چقدر بد رفتار شکافت فرق علی را جهالتِ آن روز جهان بعد علی شد به درد و غصه دچار 🕊💫🕊
شرح شبی گویم که عالم پر شرر شد قدش شکست و چون کمان خم از کمر شد کلثوم آن شب بود مهماندار بابا کاشانه اش از این شرافت مفتخر شد بعد از کلام و موعظه برخاست مولا وقت عزیمت سوی مسجد در سحر شد حلقه به درب چوبی آن خانه ناگاه شد سد راه و مانعی براین گذر شد مرغابیان زاری کنان مدهوش و‌‌ حیران این فوج و‌ غوغا بر گذر مثل سپر شد مولا ولی رد شد از آنها سوی مسجد راهی شد او در قَدْر و راضی بر قَدَر شد می‌خواست در آغوش گیرد عشق خود را آماده‌ی این وصل سرخ و منتظَر شد آمد میان مسجد و در بین محراب با شوق بی حدی مهیای سفر شد تا آنکه آن بد ذات ملعون پیش آمد آماده‌ی ضربت به سر با تیغِ شر شد یک لحظه با شمشیر زهر آگین دوید و محراب غرق ذکر وانشق القمر شد در بین سجده خون از آن قرص قمر ریخت عالم سیاه و عاملش آن بدگهر شد تنها خدا داند چه شد آن لحظه دنیا انگار چشمان خدا از غصه تر شد بدحال شد مولا از آن شمشیر زهری محراب از این فاجعه آسیمه سر شد در آن خائن بدکار بر قلب خدا زد یک بار دیگر دین آخر بی پدر شد آن دم که خون مرتضی از فرق سر ریخت قلب شریف مصطفی هم خون جگر شد از چشم عرش و فرش و دوران اشک بارید عالم عزادار غم خیرالبشر شد در بامداد نوزده از ماه رحمت مولا و رب الکعبه گویان پر ظفر شد...💔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یار من کو؟ بی دلم ، دائم هوایش میکنم توبه كردم ، باز دارم ادعایش میکنم چشم و گوشم را پس از این توبه هم دادم به او او بخواهد باز هم جان را فدایش میکنم چونکه میترسم صدای ناله ام را بشنود دزدکی با سوز دل ، در خود صدایش میکنم یک جهان در پایکوبی از شکست توبه ام توبه می افتد به پایم من فنایش میکنم رنج ترک ساغر و شاهد برایم مشکل است بیخودی با توبه ام دارم جفایش میکنم یار من هم باده می خواهد ، ندارم چاره ای توبه ام را بشکنم ، بعدا قضایش میکنم ماجرای قطره های برف را نشنیده ای؟ بی صدا حل می شوم در خود ثنایش میکنم...