eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
173 دنبال‌کننده
381 عکس
167 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
پاییز آمده ست که خود را ببارمت! پاییز: نام ِ دیگر ِ «من دوست دارمت» بر باد می دهم همه ی بود ِ خویش را یعنی تو را به دست خودت می سپارمت! باران بشو، ببار به کاغذ، سخن بگو... وقتی که در میان خودم می فشارمت پایان تو رسیده گل ِ کاغذی ِ من حتی اگر که خاک شوم تا بکارمت اصرار می کنی که مرا زودتر بگو گاهی چنان سریع که جا می گذارمت! پاییز من، عزیز ِ غم انگیز ِ برگریز! یک روز می رسم... و تو را می بهارمت!!! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از کُلِّ جهان یک نَظَرِ لطف تو کافی‌ست هرچیز به جز توشه‌ی مهرِ تو اضافی‌ست ابلیس از آن روز که مهرت به دلم شد فریاد برآورد و به دنبال تلافی‌ست ای اول و ای آخر و ای ظاهر و باطن در وصف تو هر قول و غزل قافیه بافی‌ست باطل شده با نام تو هر جنبل و جادو هر ذکر، جُز اللّهُ صَمَد وردِ خُرافی ست قلبم به رکوع است و سجود است و تشهد جانم به سلام آمده این فرصتِ صافی‌ست باید به تو رو کرد که آرام جهانی در سخت ترین حادثه یاریِ تو کافی‌ست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تير برقي «چوبيم» در انتهاي روستا بي فروغم کرده سنگ بچه هاي روستا ريشه ام جامانده در باغي که صدها سرو داشت کوچ کردم از وطن، تنها براي روستا آمدم خوش خط شود تکليف شبها،آمدم نور يک فانوس باشم پيش پاي روستا ياد دارم در زمين وقتي مرا مي کاشتند پيکرم را بوسه مي زد کدخداي روستا حال اما خود شنيدم از کلاغي روي سيم قدر يک ارزن نمي ارزم براي روستا کاش يک تابوت بودم کاش آن نجار پير راهيم مي کرد قبرستان به جاي روستا قحطي هيزم اهالي را به فکر انداخته است بد نگاهم مي کند ديزي سراي روستا من که خواهم سوخت حرفي نيست اما کدخدا تير سيماني نخواهد شد عصاي روستا همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Mohammadreza Shajarian4_5942626152152567612.mp3
زمان: حجم: 28.9M
تصنیف صبح است ساقیا صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن زان پیشتر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند زنهار کاسه سر ما پرشراب کن ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم با ما به جام باده صافی خطاب کن کار صواب باده پرستیست حافظا برخیز و عزم جزم به کار صواب کن ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
عشق ویرانــــگر او در دلــم اردو زده است هرچه من قلب هدف را نزدم، او زده است بیستون بود دلم... عشق چه آورده سرش که به ارگ بــم ویران شده پهلو زده است؟ مــو پریشان به شکار آمــــد و بعد از آن روز مــن پریشانم و او گیره به گیسو زده است دامنش دامنـــه های سبلان است ...چقدر طعم شیرین لبــش طعنه به کندو زده است مثـــل مغرورترین کــــافر دنیــــــــا که دلش از کَــفَش رفته و حتی به خدا رو زده است ناخدایی شده ام خسته که بعد از طوفان تا دم مـرگ دعــــا خوانده و پارو زده است تا دم از مرگ زدم گفت: "دعا کن برسی!" لعنتـــی بـاز فقط حرف دو پهلو زده است! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
17.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تير برقي «چوبيم» در انتهاي روستا بي فروغم کرده سنگ بچه هاي روستا ريشه ام جامانده در باغي که صدها سرو داشت کوچ کردم از وطن، تنها براي روستا آمدم خوش خط شود تکليف شبها،آمدم نور يک فانوس باشم پيش پاي روستا ياد دارم در زمين وقتي مرا مي کاشتند پيکرم را بوسه مي زد کدخداي روستا حال اما خود شنيدم از کلاغي روي سيم قدر يک ارزن نمي ارزم براي روستا کاش يک تابوت بودم کاش آن نجار پير راهيم مي کرد قبرستان به جاي روستا قحطي هيزم اهالي را به فکر انداخته است بد نگاهم مي کند ديزي سراي روستا من که خواهم سوخت حرفي نيست اما کدخدا تير سيماني نخواهد شد عصاي روستا همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا