eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
397 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
سر نهادم بر سر زانوی او خیره گشتم در میان روی او تا به بیند چشم پنهان من گردن پیچیده در گیسوی او می ربودم بوسه های آتشین از هوس زا سینه گلبوی او می‌چکید از چشم او بر روی من دانه های اشک حسرت شوی او زندگی جو،چشم سرگردان من در نگاه گرم عصیان جوی او پر زنان افکار گردون گرد من چون پرستوئی بگرد کوی او او چو من مدهوش در آغوش من من چو او خاموش در بازوی او او ز شوق باده مینای من من ز ذوق طلعت مینوی او نعمت دنیا شمارا و مرا روز و شب آشفته در پهلوی او همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نمی داند دل تنها میان جمع هم تنهاست مرا افکنده در تُنگی که نام دیگرش دریاست تو از کی عاشقی؟ این پرسش آئینه بود از من خودش از گریه ام فهمید، مدت هاست ... مدت هاست ... به جای دیدن روی تو در خود خیره ایم، ای عشق! اگر آه تو در آئینه پیدا نیست، عیب از ماست جهان بی عشق چیزی نیست جز تکرار یک تکرار   اگر جایی به حال خویش باید گریه کرد اینجاست من این تکرار را چون سیلی امواج بر ساحل تحمّل می کنم هر چند جانکاه است و جانفرساست در این فکرم که در پایان این تکرار پی در پی اگر جایی برای مرگ باشد! زندگی زیباست ... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به رفتن تــو سفر نـــه فرار می گویند به این طریقه ی بازی قمار می گویند به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد هنــــوز مثل گذشته"نگار"می گویند اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر به من اهالـــــی جنگل شکار می گویند مرا مقایسه بــا تـــو بگو کسی نکند کنار گل مگر از حسن خار می گویند؟!! تو رفته ای و نشستم کنار این همدم به این رفیق قدیمی سه تار می گویند   ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم... ای کاش شبی بگذری از کوچه ی ما هم! خورشید به اندازه ی تو جلوه ندارد... تا بوده به دنبال تو بوده ست نگاهم! منطق سپر انداخته در جنگِ دل و عقل... مغلوب نگاهت شده بی جنگ سپاهم! چشمان تو یک عمر مرا کرده گرفتار... انداخته گل خنده ات از چاله به چاهم! وابسته ی چشمت شده احوال دل من... هم علت لبخندی و هم علت آهم! تا بین تو و قبله مردد شده مُهری... هربار به سمتت شده کج قلبم و راهم! دیوانه تر از این بکن ای ماه دلم را... بگذر شبی از دور و برِ کوچه ی ما هم! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناجوانمردانه زهرای جوان را می زدند روز روشن مادر صاحب زمان را می زدند خانه ای که بی وضو جبریل آن را در نزد دسته ای با پا درِ این آستان را می زدند صورت و دستی که می بوسید پیغمبر چه شد ؟ ... پیش قبر او هم‌این را و هم‌آن را می زدند بعد از آن ضرب لگد زهرا دگر جانی نداشت با همه نیروی خود آن ناتوان را می زدند زن زدن حتی زمان جاهلیت عار بود این مسلمان ها چرا شاه زنان را می زدند این زدن ها از مدینه باب شد ،.. در کربلا بی حیاها هم زنان هم دختران را می زدند زینب آمد روضه ای برپا کند در قتلگاه روضه را بر هم زدند و روضه خون را می زدند نیست از آغوش بابا هیچ جایی امن‌تر در همین جا دختر شیرین زبان را می زدند دختری گم شد به جایش کاروان را می زدند بیشتر بین اسیران عمه جان را می زدند همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به اخمت خستگی در می رود، لبخند لازم نیست کنار سینی چای تو اصلا قند لازم نیست به لطف طعم لبهای تو، شیرین میشود شعرم غزل را با عسل می آورم، هر چند لازم نیست مرا دیوانه کردی و هنوز از من طلبکاری بپوشان بافه‌های گیسویت را، بند لازم نیست به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را؟ عزیزم؛ بس کن! از این بیشتر ترفند لازم نیست فدای آن کمان‌های به هم پیوسته‌ات، هر یک جدا دخل مرا می آورد ، پیوند لازم نیست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان