eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
388 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
به رفتن تــو سفر نـــه فرار می گویند به این طریقه ی بازی قمار می گویند به یک نفر که شبیه تو دلربا باشد هنــــوز مثل گذشته"نگار"می گویند اگر چه در پی آهو دویده ام چون شیر به من اهالـــــی جنگل شکار می گویند مرا مقایسه بــا تـــو بگو کسی نکند کنار گل مگر از حسن خار می گویند؟!! تو رفته ای و نشستم کنار این همدم به این رفیق قدیمی سه تار می گویند   ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ای مطلع و معشوقِ غزل، حضرتِ ماهَم... ای کاش شبی بگذری از کوچه ی ما هم! خورشید به اندازه ی تو جلوه ندارد... تا بوده به دنبال تو بوده ست نگاهم! منطق سپر انداخته در جنگِ دل و عقل... مغلوب نگاهت شده بی جنگ سپاهم! چشمان تو یک عمر مرا کرده گرفتار... انداخته گل خنده ات از چاله به چاهم! وابسته ی چشمت شده احوال دل من... هم علت لبخندی و هم علت آهم! تا بین تو و قبله مردد شده مُهری... هربار به سمتت شده کج قلبم و راهم! دیوانه تر از این بکن ای ماه دلم را... بگذر شبی از دور و برِ کوچه ی ما هم! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ناجوانمردانه زهرای جوان را می زدند روز روشن مادر صاحب زمان را می زدند خانه ای که بی وضو جبریل آن را در نزد دسته ای با پا درِ این آستان را می زدند صورت و دستی که می بوسید پیغمبر چه شد ؟ ... پیش قبر او هم‌این را و هم‌آن را می زدند بعد از آن ضرب لگد زهرا دگر جانی نداشت با همه نیروی خود آن ناتوان را می زدند زن زدن حتی زمان جاهلیت عار بود این مسلمان ها چرا شاه زنان را می زدند این زدن ها از مدینه باب شد ،.. در کربلا بی حیاها هم زنان هم دختران را می زدند زینب آمد روضه ای برپا کند در قتلگاه روضه را بر هم زدند و روضه خون را می زدند نیست از آغوش بابا هیچ جایی امن‌تر در همین جا دختر شیرین زبان را می زدند دختری گم شد به جایش کاروان را می زدند بیشتر بین اسیران عمه جان را می زدند همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
به اخمت خستگی در می رود، لبخند لازم نیست کنار سینی چای تو اصلا قند لازم نیست به لطف طعم لبهای تو، شیرین میشود شعرم غزل را با عسل می آورم، هر چند لازم نیست مرا دیوانه کردی و هنوز از من طلبکاری بپوشان بافه‌های گیسویت را، بند لازم نیست به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را؟ عزیزم؛ بس کن! از این بیشتر ترفند لازم نیست فدای آن کمان‌های به هم پیوسته‌ات، هر یک جدا دخل مرا می آورد ، پیوند لازم نیست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شانه ات یک تنه درمانِ پریشانی هاست بی تو عُسرم، تو حضورت خودِ آسانی هاست شمس تبریزیِ شعر و غزلم می دانی؟! حسرت داشتنت در دلِ تهرانی هاست سلسله موی پریشان تو صدها سال‌ست... علت بی سر و سامانی سامانی هاست سیب من! بوی بهشتی که جهانم دارد... عطر جامانده ی تو در تن بارانی هاست آنقَدَر خوب و نجیبی که به جای یوسف... حسن بی وصف تو در خاطر کنعانی هاست قبله هم بین تو و کعبه مردد مانده... خنده ات آفت یک عمر مسلمانی هاست ترس طوفان به دلم راه ندارد وقتی... شانه ات یک تنه درمانِ پریشانی هاست همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ایرج بسطامی4_5771644118279127285.mp3
زمان: حجم: 3.5M
🍃 آواز دیلمان تشنه‌ام امشب، اگر باز خیال لب تو خواب نفرستد و از راه سرابم نبرد كاش از عمر شبی تا به سحر چون مهتاب شبنم زلف ترا نوشم و خوابم نبرد روح من در گرو زمزمه‌ای شیرین است من دگر نیستم، ای خواب برو، حلقه مزن! این سكوتی كه تو را می‌طلبد نیست عمیق وه كه غافل شده‌ای از دل غوغائی من می‌رسد نغمه‌ای از دور بگوشم، ای خواب مكن این نغمه جادو را خاموش، مكن! «زلف، چون دوش رها تا به سر دوش مكن ای مه، امروز پریشانترم از دوش مكن» در هیاهوی شب غمزده با اختركان سیل از راه دراز آمده را همهمه‌ای است برو ای خواب، برو عیش مرا تیره مكن خاطرم دستخوش زیر و بم زمزمه‌ای است چشم، بر دامن البرز سیه دوخته‌ام روح من منتظر آمدن مرغ شب است عشق در پنجه غم قلب مرا می‌فشرد با تو ای خواب، نبرد من و دل زین سبب است! مرغ شب آمد و در لانه تاریك خزید نغمه اش را به دلم هدیه كند بال نسیم آه... بگذار كه داغ دل من تازه شود روح را نغمه همدرد فتوحی‌است عظیم! ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان