eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
390 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
Salar Aghili ~ Music-Fa.ComSalar Aghili - Baradar Jan (320).mp3
زمان: حجم: 8.9M
🍃 تصنیف برادر جان گفت: محبت درست نشود مگر در میان دو تن؛ که یکی دیگری را گوید: ای من! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
‌ چقدر ساده به هم ریختی روان مرا بریده غصه ی دل کندنت امان  مرا قبول کن که مخاطب پسند خواهد شد به هر زبان بنویسند داستان مرا گذشتی از من و شب های خالی از غزلم گرفته حسرت دستان تو، جهان مرا! سریع پیر شدم! آنچنان که آینه نیز شکسته در دل خود صورت جوان مرا! به فکر معجزه‌ای تازه بودم و ناگاه خدا گرفت به دست تو امتحان مرا! نه تو خلیل خدایی، نه من چو اسماعیل بگیر خنجر و در دم بگیر جان مرا! تو را به حرمت عشقت قسم بیا برگرد بیا و تلخ تر از این نکن دهان مرا چه روزگار غریبیست، بعد رفتن تو بغل گرفته غمی کهنه آسمان مرا تو نیم دیگر من نیستی؛ تمام منی تمام کن غم و اندوه سالیان مرا همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بی تو در زندگیم رنگ خدا نیست که نیست بین عشاق چو من بی سر وپا نیست که نیست با غم دوری تو سوخته و ساخته ام اثری از چه بر این سوز و نوا نیست که نیست نیمه شب وقت مناجات بگویم با خویش گوئیا قلب تو از بنده رضا نیست که نیست من گنه کارم و آلوده قبول است قبول بی محلی ز کریمان که روا نیست که نیست بی جهت ناز طبیبان نکشم – چون دردم درد هجر است و به جز وصل دوا نیست که نیست هرکجا رو زده ام آبرویم را بردند هیچ کس غیر شما فکر گدا نیست که نیست در دعا فکر گرفتاری خود بودم و بس یاد تو در دل ما وقت دعا نیست که نیست بهر درمان پریشانی این نوکر ها چاره ای جز سفر کرببلا نیست که نیست از زمانی که شنیدم در آن کوچه چه شد داغییِ سیلی از این سینه جدا نیست که نیست مادرت دیده به راه است بیائی مهدی پشت در ناله ای آمد که کجایی مهدی همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
این صفای سینه هامان از صفای فاطمه است هر چه داریم و نداریم از عطای فاطمه است چادر خاکی او بر قلب ما هم نور داد باز هم در جان ما حال و هوای فاطمه است باز هم این سفره های هئیتی رونق گرفت رونق این روضه ها از اعتنای فاطمه است باز هم مهدی ما شال عزا انداخته باز دلخون از غم و سوزِ عزای فاطمه است بوی زهرا را گرفته باز شهر مصطفی کوچه های شهر مست ربنای فاطمه است آبرومان رفته اما بازهم ما را خرید آنچه آورده است ما را هم، وفای فاطمه است حاجت یک ساله می خواهیم این شب ها از او دستِ رحمت، بازوی مشکل گشای فاطمه است مریم و آسیه و حوا و آدم جای خود خوب می دانیم ما، عالم گدای فاطمه است من نمی دانم چه سری هست در خلقت ولی خلق مجنون علی، او مبتلای فاطمه است از همان اول خدا در شأن زهرا گفته بود او برای حیدر و حیدر برای فاطمه است کی فروشیم عزتِ خود از برای آب و نان بشنوید، این مملکت تحت لوای فاطمه است مادری کرده برای بی پلاکان شهید قبر این گمنام ها پائین پای فاطمه است گرچه پنهان ماند، قبر مادر آلاله ها سینه ی سینه زنان تا هست، جای فاطمه است علت این گریه های ماست، اشک فاطمه گریه های ما همه از گریه های فاطمه است گوش کن، از کوچه ها دارد صدایی می رسد یا صدای مجتبی، یا نه... صدای فاطمه است علت چشمان تارش بعد ها معلوم شد جای دست گرگ روی پلک های فاطمه است همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر چند سهم شادی‌ام از این جهان کم است آنچه مرا به شعر گره می‌زند، غم است دلشوره‌ها همیشه به من راست گفته‌اند دلشوره‌ام همیشه برای تو مبهم است! سرکش شدم، بهانه گرفتم، ندیدی‌ام یک بار هم نشد که بفهمی چه مرگم است! من باختم غرور خودم را در این میان یک شاه بی‌سپاه شکستش مسلم است باید که جای زخم تو با زخم گم شود هر داغ تازه‌ای برسد، مثل مرهم است بعد از تو نام دیگر آغوش بسته‌ام دیگر بهشت نیست عزیزم، جهنم است با چتر می‌روم که نسوزم از آتشش باران که نیست بارش داغی دمادم است عاشق شدیم و نظم جهان را بهم زدیم دنیا هنوز هم که هنوز است درهم است همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
قوامی شب جدایی4_5933749275090488121.mp3
زمان: حجم: 9M
🍃 🎼تصنیف شب جدایی 🎙آواز" استاد 🧡💫 🔸آهنگ: مجید وفادار 🔹کلام: رهی معیری 🔸نوازندگان: معروفی، یاحقی 🔹مایه: دشتی اي شب جدايي که چون روزم سياهي اي شب کن شتابي آخر ز جان من چه خواهي اي شب؟ نشان زلف دلبري، ز بخت من سيه تري، بلا و غم سراسري تيره همچون آهي امشب کني به هجر يار من، حديث روزگار من، بري ز کف قرار من جانم از غم کاهي اي شب تا که از آن گل دور افتادم خنده و شادي رفت از يادم سيه شد روزم بي مه رويش دمي نياسودم به سيل اشکم، گواهي اي شب او شب چون گل نهد ز مستي بر بالين سر من دور از او، کنم ز اشک خود بالين را تر خون دل از بس خورم بي او، محنت و خواري بردم بي او مردم بي او بي رخ آن گل دلم به جان آمد دگر از جانم چه خواهي اي شب همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا