مثلِ یک چهرهی غمگین وسطِ جمعی شاد
یا که یک خانهی ویران تهِ شهری آباد
بی تو ناجورترین وصلهی دنیا هستم
آدمی خسته که از چشمِ خودش هم افتاد
به چه تشبیه کنم این همه تنهایی را؟!
فکر کن؛ دستِ کسی یخ بِزَند در مرداد
خوابِ آشفته ببینی نتوانی بِپَری
زندگی بعدِ تو یعنی خفگی با فریاد
فرض کن صید شوی؛ بال و پَرَت را بِبُرند
بعد در گوش تو آهسته بگویند؛ آزاد
درد دارد نتوانی بِبَری از خاطر
چشمهایی که تو را برده زمانی از یاد
خستهام خسته از این "سخت" دوام آوردن
مثلِ جان کندن یک شعلهی کوچک در باد
لبهی پنجره و ترسِ پریدن ، ای کاش
یک نفر روحِ پریشانِ مرا هُل میداد
#سجاد_صفری_اعظم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
عطر و بوی مریمی ها را چو باد آورده است
شاعر امشب باز مریم را به یاد آورده است
میرود افتان و خیزان چون خماری درد کش
گوییا تریاک چشمت اعتیاد آورده است
نازنین از بس که در اوج کمالی بهر تو
حک نموده برنگینی وان یکاد آورده است
خواب را کرده حرام و نیمه شب در یاد توست
درد هایش گرچه شاعر رابه داد آورده است
در تمام عمر شاعر با عصای احتیاط
پیش تو بشکست آنرا اعتماد آورده است
در کلاس چشم تو دل کنده از زهد وریا
دست هارا شسته انگار ارتداد آورده است
نیستی اما سکوت شب گواهی می دهد
شاعر امشب نام مریم را زیاد آورده است
روز محشر را تصور کن که با سوزی عجیب
شاعری از ظلم تو آه از نهاد آورده است
#حسین_مرادی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
@tarabesstaan4_5987696959136205484.mp3
زمان:
حجم:
6.2M
🍃
"سر کوه بلند"
باصدای:
استاد #صدیق_تعریف💫
شاعر: #اخوان_ثالث
سر کوه بلند ، آهوی خسته
شکسته دست و پا ، غمگین نشسته
شکست دست و پا ، درد است اما
نه چون درد دلش ، کز غم شکسته
سر کوه بلند ، ابر است و باران
زمین غرق گل و سبزه ی بهاران
گل و سبزه بهاران ، خاک و خشت است
برای آنکه دور افتد ز یاران
سر کوه بلند آمد عقابی
نه هیچش ناله ای ، نه پیچ و تابی
نشست و سر به سنگی هشت و جان داد
غروبی بود و غمگین آفتابی
سر کوه بلند از ابر و مهتاب
گیاه و گل گهی بیدار و گه خواب
اگر خوابند ، اگر بیدار گویند
که هستی سایه ی ابر است ، دریاب
●برای لذت بیشتر از شنیدن این قطعه، پیشنهاد می شود حتما دور از دسترس بقیه و از هندزفری استفاده نمایید،بدون شک از شنیدن این موزیک لذت خواهید ببرید
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
از عکس به کیفیت رنگی چه بگویم؟
وقتی که تو اینقدر قشنگی چه بگویم!؟
هنگام هلو گفتن لب های لطیف است
درباره ی این توت فرنگی چه بگویم؟
چشمان تو بی سرمه خودش جنگ جهانی ست
وقتی پر باروت و فشنگی چه بگویم؟
پروانه شود لب، برسد بین دو ابروت
در بین دو آرایش جنگی چه بگویم؟
هرگز نرود سایه ات از سر، چه نگویم
هرگز نخورد آینه سنگی، چه بگویم
گل کاشتم و از تو نوشتم غزل اما
با یک غزل بیل و کلنگی چه بگویم؟
#محمدحسین_نجفی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
من شراب از شما نمی خواهم
شهدِ ناب از شما نمی خواهم
به سرابم ره گمان نزنید
سرِ آب از شما نمی خواهم
زشت و زیبای چهره ام خوش باد
من نقاب از شما نمی خواهم
ای ز اسبم فکنده نااصلان !
همرِکاب از شما نمی خواهم
من نپرسیدم از شما چیزی !
پس جواب از شما نمی خواهم
جانِ بیدارِ من نیاشوبید
جای خواب از شما نمی خواهم
شعله را در چراغِ من نکُشید
آفتاب از شما نمی خواهم
#حسین_منزوی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان