eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
395 عکس
169 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
Mohammad Motamedi4_5927285460979160488.mp3
زمان: حجم: 11.8M
🍃 به سوی تو به سوی تو به شوق روی تو به طرف کوی تو سپیده دم آیم مگر تورا جویم بگو کجایی نشانِ تو گه از زمین گاهی ز آسمان جویم ببین چه بی پروا رهِ تو می پویم بگو کجایی کی رود رُخِ ماهت از نظرم نظرم به غیر نامت کی نام دگر ببرم اگر تورا جویم حدیث دل گویم بگو کجایی به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی یکدم از خیال من نمی روی ای غزال من دگر چه پرسی ز حال من تا هستم من اسیر کوی توام به آرزوی توام اگر تورا جویم حدیث دل گویم بگو کجایی به دست تو دادم دل پریشانم دگر چه خواهی فتاده ام از پا بگو که از جانم دگر چه خواهی ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
گیرم که به هر حال مرا برده ای از یاد  گیرم که زمان خاطره ها را به فنا داد گیرم نه تو گفتی ... نه شنیدی ... نه تو بودی .. آن عاشق دیوانه که صد نامه فرستاد  تقویم دروغ است ! تو اصلا ننوشتی  میلاد عزیز دل من پنجم مرداد(۱۰دیماه) با آن همه دلبستگی و عشق چه کردی  یک بار دلت یاد من خسته نیفتاد  یعنی به همین راحتی از عشق گذشتی  یک ذره دلت تنگ نشد خانه ات اباد  این بود جواب من دل خسته ی عاشق  شیرین رقیبان شده ای از لج فرهاد باشد گله ای نیست خدا پشت و پناهت  احوال خودت خوب دمت گرم دلت شاد همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
یار گفت از ما بکن قطع نظر، گفتم به چشم گفت قطعاً هم مبین سوی دگر، گفتم به چشم گفت یار از غیر ما، پوشان نظر، گفتم به چشم وانگهی دزدیده در ما می‌نگر، گفتم به چشم گفت با ما دوستی می‌کن به دل، گفتم به جان گفت راه عشق ما می‌رو به سر، گفتم به چشم گفت با چشمت بگو تا در میان مردمان سوی ما هر دم نیندازد نظر، گفتم به چشم گفت اگر با ما سخن داری به چشم دل بگو تا نگردد گوش مردم با خبر، گفتم به چشم گفت اگر خواهی غبار فتنه بنشیند ز راه برفشان آبی به خاک رهگذر، گفتم به چشم گفت اگر خواهد دلت زین لعل میگون خنده‌ای گریه‌ها می‌کن به صد خون جگر،گفتم به چشم گفت جان من کجا لایق بود؟ گفتم به دل گفت می‌خواهم جزاین جای دگر،گفتم به چشم گفت اگر گردی شبی از روی چون ماهم جدا تا سحرگاهان ستاره می‌شمر، گفتم به چشم گفت اگر دارد "هلالی" چشم گریانت غبار کحل بینائی بکن زین خاک در، گفتم به چشم ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
saeed alif4_5897691718970512300.mp3
زمان: حجم: 3.5M
🍃 شاعر: خوانش: به غیرِ آینه، کس روبه‌رویِ بستر نیست و چشمِ آینه، جز ما به سویِ دیگر نیست چنان در آینه خورده، گره تنم به تنت که خود تمیزِ تو و من، زِ هم میسّر نیست هزار بار کتابِ تنِ تو را، خواندم هنوز فصلی از آن، کهنه و مکرّر نیست برایِ تو، همه از خوبیِ تو می‌گوید اگرچه آینه چون شاعرت سخنور نیست ولی تو زِ آینه چیزی مپرس، از من پُرس که او به رازِ تنت، از من آشناتر نیست مرا بنوش- همین من!- که هیچ می، جُز من بلورِ بارفتن! در خورِ تو ساغر نیست کدورتی است اگر، در میانهٔ دل‌هاست! و گرنه جسمِ من، از جسمِ تو، مکدّر نیست تنِ تو، بویِ خود افشانده در تمامِ اتاق و گرنه هیچ گلی، اینچنین معطر نیست به انتهایِ جهان می‌رسیم، در خلائی که جُز نفس نفس آنجا، صدایِ دیگر نیست خوشا رسیدنِ با هم، که حالتی خوش‌تر زِ حالتِ تو، در آن لحظه‌هایِ آخر نیست وز آن عزیزترین لحظه‌ها، چه خاطره‌ها که در لفافهٔ سیمابِ و شیشه، مُضمر نیست. ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
خود را اگر چه سخت نگه‌ داری از گناه گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه بر دوش تو نهاده شود باری از گناه گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم… گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه! سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم از این نفس کشیدن اجباری، از گناه بالا گرفته‌ام سر خود را اگر چه عشق یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند باید دوباره زاده شوم -عاری از گناه- ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Shahram Nazeri4_5767080225900856045.mp3
زمان: حجم: 9.7M
🍃 تصنیف دلا نزد کسی بنشین دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گل‌های تر دارد در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران به دکان کسی بنشین که در دکان شکر دارد ترازو گر نداری پس تو را زو ره زند هر کس یکی قلبی بیاراید تو پنداری که زر دارد تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید تو منشین منتظر بر در که آن خانه دو در دارد به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین که هر دیگی که می‌جوشد درون چیزی دگر دارد نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد نه هر چشمی نظر دارد نه هر بحری گهر دارد بنال ای بلبل دستان ازیرا نالهٔ مستان میان صخره و خارا اثر دارد اثر دارد بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمهٔ سوزن اگر رشته نمی‌گنجد از آن باشد که سر دارد چراغ است این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار از این باد و هوا بگذر هوایش شور و شر دارد چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی حریف همدمی گشتی که آبی بر جگر دارد چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی که میوه نو دهد دایم درون دل سفر دارد ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا