مناجات با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
لب ما و قصه زلف تو، چه توهمی، چه حکایتی!
تو و سر زدن به خیال ما، چه ترحمی، چه عنایتی!
به نماز صبح و شبت سلام، و به نور در نَسَبت سلام
و به خال کنج لبت سلام، که نشسته با چه ملاحتی
به جمال، وارث کوثری، به خدا محمد دیگری
به روایتی خود حیدری، چه شباهتی، چه اصالتی!
بلغالعلی به کمال تو، کشفالدجی به جمال تو
به تو و به قشنگی خال تو، صلوات هر دم و ساعتی
شده پر دو چشم تو ازل، یکی از شراب و یکی عسل
نظرت چه کرده در این غزل، که چنین گرفته قرابتی
تو که آینه تو که آیتی، تو که آبروی عبادتی
تو که با دل همه راحتی، تو قیام کن که قیامتی
زد اگر کسی در ِخانهات، دل ماست کرده بهانهات
همه جا گرفته نشانهات، به چه حسرتی، به چه حالتی!
نه مرا نبین، رصدم نکن، و نظر به خوب و بدم نکن
ز درت بیا و ردم نکن، تو که آستان سخاوتی
#قاسم_صرافان
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
آنجا که سحر، گونهی گلگون تو در خواب
از بوسهی خورشید چو برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد،
چشمم به تماشا و تمنای تو باز است!
من نیز چو خورشید، دلم زنده به عشق است
راه ِ دل ِ خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینهی جادویی خورشید
چون می نگرم، او همه من، من همه اویم!
#فریدون_مشیری
سلام
اولین روز هفته تون پر برکت به نگاه زیبای حضرت دوست.......🍃💫
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
تو زیبا نیستی، من کِلْکِ زیبا آفرین دارم
تو شیدا نیستی، من شورِ شیدا آفرین دارم
تو در بزمِ من این آوازهی مستی به خود بستی
تو رسوا نیستی، من بزمِ رسوا آفرین دارم
جنون گُل کرد و مجنونی چو من از نو هویدا شد
تو لیلا نیستی، من عشقِ لیلا آفرین دارم
تو مشغولِ خود و من با تو در بیداری و خوابم
تو رویا نیستی، من فکرِ رویا آفرین دارم
در این گلزار از هر سو خرامد سروِ آزادی
تو رعنا نیستی، من چشمِ رعنا آفرین دارم
تو سرگرمی که در جمعی، منم تنهای سرگردان
تو تنها نیستی، من بختِ تنها آفرین دارم
تو با شیرینیِ شعرِ من اینسان مجلس آرایی
تو گویا نیستی، من طبعِ گویا آفرین دارم
تو سودِ اشکِ من هستی که جوشانتر ز دریایی
تو دریا نیستی، من اشکِ دریا آفرین دارم
تو را چون طور و خود را همچو موسی در سخن دیدم
تو سینا نیستی، من برقِ سینا آفرین دارم...
#معینی_کرمانشاهی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
با مردم شب دیده به دیدن نرسیدیم
تا صبح دمی هم به دمیدن نرسیدیم
کالیم که سرسبز دل از شاخه بریدیم
تا حادثه ی سرخ رسیدن نرسیدیم
خون خورده ی دردیم و چراغانی داغیم
گل کرده ی باغیم و به چیدن نرسیدیم
زین هیزم تر هیچ ندیدیم به جز دود
شمعیم که تا شعله کشیدن نرسیدیم
خونیم و تپیدیم به تاب و تب تردید
اشکیم و به مژگانِ چکیدن نرسیدیم
بادیم که آواره دویدیم به هر سوی
اما چو نسیمی به وزیدن نرسیدیم
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
خشکید و به یک جرعه چشیدن نرسیدیم
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
دِلْ به دِلَْبر دادم و دلدار، دلْ را دلْ ندید
دلْ به دلبر دلْ سپرد، دلْدار پا از دلْ کشید
دلْ به دنبال دِلَشْ، دلْدلْکنان دلْخونِ دل
دلْ ز دلبر خواستم، دلبر دلْ از این دلْ برید
دلْ شکست و تیره روزی شد، نصیب دلْ، دِلا
دلْ در آتش سوخت، دلبر بیمهابا شد، پرید
حالْ، دِلْ ماند و غم دِلْدار و اینْ دِلْداده، آهْ
داده دِلْ، این دِلْ، دِلِ دلْدار، مُفتْ این دِلْ خرید
دل شکست، دلبر بریدْ و دِلْ ز دلبر سوخت، دلْ
دِلْ بماند و یاد دِلدار و دلِ بیدلْ، شهید
#فیض_کاشانی
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان
🍃
جان می دهم به گوشه زندان سرنوشت
سر را به تازیانه او خم نمی کنم!
افسوس بر دوروزه هستی نمی خورم
زاری براین سراچه ماتم نمی کنم
با تازیانه های گرانبار جانگداز
پندارد آنکه روحِ مرا رام کرده است!
جان سختی ام نگر، که فریبم نداده است
این بندگی، که زندگیش نام کرده است!
بیمی به دل زمرگ ندارم، که زندگی
جز زهر غم نریخت شرابی به جام من
گر من به تنگنای ملال آور حیات
آسوده یکنفس زده باشم حرام من!
تا دل به زندگی نسپارم،به صد فریب
می پوشم از کرشمۀ هستی نگاه را
هر صبح و شب چهره نهان می کنم به اشک
تا ننگرم تبسم خورشیدو ماه را !
ای سرنوشت، ازتو کجا می توان گریخت؟
من راهِ آشیان خود از یاد برده ام
یکدم مرا به گوشۀ راحت مرا رها مکن
با من تلاش کن که بدانم نمرده ام!
ای سرنوشت مرد نبردت منم بیا !
زخمی دگر بزن که نیافتاده ام هنوز
شادم از این شکنجه خدا را،مکن دریغ
روح مرا در آتشِ بیداد خود بسوز!
ای سرنوشت، هستی من در نبرد توست
بر من ببخش زندگی جاودانه را !
منشین که دست مرگ زبندم رها کند
محکم بزن به شانه من تازیانه را
#فریدون_مشیری
⚜همراه شو رفیق 👇
🔺ادبــــستان