eitaa logo
ادبــــسـتان
172 دنبال‌کننده
371 عکس
166 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
اى كاش ما را رخصت زیر و بمى بود چون نى به شرح عشقبازیمان دمى بود این نى عجب شیرین ‏زبانى یاد دارد تقریر اسرار نهانى یاد دارد مسكین به عیّارى چه درویش است با او در عین مهجورى عجب خویش است با او در غصه ‏هایش قصه پنهان بسى هست در دمدمه ‏ى او عطر دَم ‏هاى كسى هست زآن خم به عیّارى چشیدن مى ‏تواند چون ذوق مِى دارد، كشیدن مى ‏تواند خود معرفت موقوف پیمانه است گویى وین خاكدان بیغوله میخانه است گویى تقدیر میخانه است با مطرب تنیدن از ناى شكّر جستن و از دف شنیدن و آن ناى را دَم مى ‏دهد مطرب كه هستم وز شور خود بر دف زند سیلى كه مستم اى كاش ما را رخصت زیر و بمى بود چون نى به شرح عشقبازى ‏مان دمى بود لاكن مرا استاد نایى دف تراشید نى را نوازش كرد و من را دل خراشید زآن زخمها رنگ فراموشى است با من در نغمه ‏ام جاوید و خاموشى است با من استاد ⚜همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
موج اگر موج است، باید ترک آرامش کند هرچه ساحل سنگدل‌تر بیشتر کوشش کند ساقیا جام مرا پیش از طلب لبریز کن شاه را عیب است گر درویش از او خواهش کند این سخن بر تارک تاج سلیمان حک شده است محترم‌تر می‌شود سلطان اگر بخشش کند زینت ظاهر کجا، حسن خدادادی کجا زشت‌رو زیبا نگردد هرچه آرایش کند عشق رهوار است اما بر زمین هم می‌زند رخش اهلی را، سوار نابلد سرکش کند آن‌که در صلح است با خود، با جهان در جنگ نیست کاش می‌آموخت انسان با خودش سازش کند عشق زنجیر قوافی را ز دستم باز کرد می‌برم فرمان دل را تا چه فرمایش کند همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شنیدم آفتابی گریه می‌کرده است در چاهی عجب افسوس جانسوزی، عجب اندوه جانکاهی سکوتِ اهل غم را ترجمانی نیست غیر از اشک معانی هم نمی‌گنجند در ظرفِ بیان گاهی خدا می‌خواست خود را بنگرد در چشمِ او انگار که خورشیدی تجلّی کرد در آیینه‌ی ماهی عبادت نیست شرک‌آلود سر بر خاک ساییدن ندارد مقصد توحید جز حبّ علی راهی‌ کریمان آنچه را خود نیز می‌خواهند،‌ می‌بخشند ز‌ِ مسکین چشم پوشیدن محال‌است از چنین شاهی زِ درگاهش کسی با دست خالی برنمی‌گردد از این دریای بخشایش طلب کن هرچه می‌خواهی همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
شام آخر بود و بودم میهمان دخترم با همه گفتم که این باشد اذان آخرم کردم از خون سرم موی سپیدم را خضاب خواستم تا که روم این گونه نزد داورم تا گذارد مرهمی بر روی زخمم ای خدا کاش زهرا بود امشب در کنار بسترم کاش زهرا بود در مسجد که نگذارد عدو بشکند با تیغ زهرآلوده اش فرق سرم یک نفر بر فرق من شمشیر زد زهرا ندید وای بر من زآنچه دیدم بادو چشمان ترم من که دیدم روز تنهایی چهل نامرد پست راه را بستند در کوچه به تنها یاورم قنفذ از سویی ،مغیره می زد از سوی دگر تا میان کوچه ها نقش زمین شد در برم او کتک می خورد و می زد لطمه بر رخ زینبم او پدر می گفت و زینب ناله می زد مادرم تا نفس دارم همین باشد دعایم زیر لب بشکند دستی که سیلی زد به روی همسرم همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
904.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🥀 برای کُشتن امیرالمومنین علی علیه السلام نیاز به شمشیر نبود... همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
🥀 سلام ختم رسولان و والسّلام علی تمام، حجّتِ بر ما و ناتمام علی نمیرد آنکه سرش تیغ را هلاک کند «دَمَ العَوام» على و «على الدّوام» على اگرچه تیغ دو دم داشت شیر بیشه‌ی حق نکرده بود دمی فکرِ انتقام علی تمام مسئله در قد یک نگاه حسین تمام مسئله در حد یک کلام علی کدام شاه لباس گدا به تن دارد جز آن فروتنِ شایسته‌ی مقام علی من آن نی‌ام که به هر سفله اقتدا بکنم خوشا نماز جماعت؛ خوشا امام علی! به راه شمر نرفتم علی شناس شدم هر آنکه گفته علی، گفته‌ام کدام علی؟! همراه شو رفیق 👇 🔺ادبــــستان