💫
ای موی دماغ میهنِ ما
کاندیدای حال بهم زنِ ما
هتاکِ به نامِ حاج قاسم
ای جهل مرکبِ تو دائم
ای لحن تو لحن کوچه بازار
دست از سر کشورم تو بردار
میگفت ظریف که گُلی تو
افسوس که جنس بنجلی تو
از حجب و حیا نبرده ای بو
بردهست تو را جلیلی از رو
در بین شعارها گمی تو
روحانیِ دست چندمی تو
در چشم منافقان عزیزی
تو عاشق پست و جاه و میزی
مغز تو پُر از فریبکاریست
برنامهات آب دوغ خیاریست
اعصابِ تو دائما خراب است
ذهن تو درونِ منجلاب است
در اوج ریا و بی تقدس
آن کارشناسِ بی تخصص
کوبد به سرت هزار تن را
در آنتنِ زنده میکروفن را
یعنی که تو لایقِ همینی
ای بیخبر از ضریبِ جینی
قلب تو از اتحاد خالیست
ذهن تو از اقتصاد خالیست
از علم و ادب بگو چه دانی؟
باید بروی به بز چرانی...
دست تو به دامنِ کیان است؟
چشم تو به دست غربیان است
در بطنِ ستاد تو ظریف است
یعنی که ستادِ تو کثیف است
لفظ تو شبیه لاتِ شوش است
دور تو پُر از وطن فروش است
اطرافِ تو اندکی شلوغ است
چون حربهی دست تو دروغ است!
چون در تو نبوده هیچ مایه
مخفی شدهای تو پشتِ آیه
گفتی که فقط تو راستگویی
تو تیغِ شکسته در گلویی
دینداری تو ریا و ریب است
سر تا قدم تو غرقِ عیب است
زیبندهی تو دروغگوییست
مسئولِ ستاد تو دو روییست
#ناشناس
⚜همراه شو رفیق👇
🔺ادبــــستان
💫
بی لشگریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست
فرمانبریم؛ حوصله ی شرح قصه نیست
با پرچم سفید به پیکار می رویم
ما کمتریم، حوصله ی شرح قصه نیست
فریاد می زنند؛ ببینید و بشنوید
کور و کر ایم! حوصله ی شرح قصه نیست
تکرار نقش کهنه ی خود در لباس نو
بازیگریم! حوصله ی شرح قصه نیست
آیینه ها به دیدن هم خو گرفته اند
یکدیگریم! حوصله ی شرح قصه نیست
همچون_انار_خون_دل_از_خویش_می_خوریم
غم پروریم! حوصله ی شرح قصه نیست
آیا به راز گوشه ی چشم سیاهِ دوست
پی می بریم؟! حوصله ی شرح قصه نیست...
#فاضل_نظری
#شما_فرستادین🙏
⚜همراه شو رفیق👇
🔺ادبــــستان
💫
با حسرت دیدار، چه شبها که سحر شد
این عمر من و توست که بیهوده هدر شد
هرگاه نسیمی به سر زلف تو پیچید
خاکسترِ افروختهام زیروزبر شد
تا آمدم از وعدهی دیدار بپرسم
لبهای تو محدود به اما و اگر شد
از چشم تو افتادم و دیدم که به جز من
هر قطره که از چشم تو افتاد، گهر شد!
در کوزهی خشکیده، "نم"ی راه ندارد
بیچاره نگاهی که به امید تو تر شد
#حسین_دهلوی
⚜همراه شو رفیق👇
🔺ادبــــستان
💫
بیعفتی، حراجِ هویت، فروشِ تن
تعریفِ عدهایست همین از مقامِ زن!
در چشمِ این گروه، تمامِ زنانگی
یعنی که ریشهی شرفِ خویش را زدن
ای خواهرِ غیور! به جنگِ عدو برو
از چادرت بساز، برایِ خودت کفن!
این عزتی که رویِ سرت جاگرفته است
بر تو رسیده است، نه امروز... از کهن
میراثِ پاکِ خونِ شهیدان حجابِ توست
بهتر در این مجال، که کوتَه کنم سخن_
جان دادهايم در رهِ غیرت، گواهِ آن:
اشکِ عراق، غربتِ شام و غمِ یمن...
#عادل_حسین_قربان
#عفاف_و_حجاب
⚜همراه شو رفیق👇
🔺ادبــــستان
🏴
جهان به شور محرم پر از نوا شده است
شمیم یاد تو جانبخش و جانفزا شده است
دوباره هر نفسم ذکر کربلا گوید
که باز فصل غم و موسم عزا شده است
به گوشه گوشه عالم به اشک و ناله و آه
دوباره چتر غم و غربت تو وا شده است
هزار قافله ی دل به شوق کرب وبلا
ببین که از قفس سینه ها رها شده است
چو عطر روضه ی داغ تو در فضا پیچید
به عشق روی تو شاعر غزلسرا شده است
#اعظم_کلیابی
⚜همراه شو رفیق👇
🔺ادبــــستان
🏴
خانه ی پیرزن ته کوچه
پشت یک تیر برق چوبی بود
پشت فریادهای گل کوچک
واقعا روزهای خوبی بود
پیرزن هر دوشنبه بعد از ظهر
منتظر بود در زدن ها را
دم در می نشست و با لبخند
جفت می کرد آمدن ها را
روضه خوان محله می آمد
میرزا با دوچرخه آهسته
مثل هر هفته باز خیلی دیر
مثل هر هفته سینه اش خسته
"ای شه تشنه لب سلام علیک"
ای شه تشنه لب...چه آوازی
زیر و بم های گوشه ی دشتی
شعرهای وصال شیرازی
می نشستیم گوشه ی مجلس
با همان شور و اشتیاقی که...
چقدر خوب یاد من مانده
در و دیوار آن اتاقی که
یک طرف جمله ی "خوش آمده اید
به عزای حسین"بر دیوار
آن طرف عکس کعبه می گردد
دور تا دور این اتاق انگار
گوشه گوشه چه محشری برپاست
توی این خانه ی چهل متری
گوش کن! دم گرفته با گریه
به سر و سینه می زند کتری
عطر پر رنگ چایی روضه
زیر و رو کرده خانه ی او را
چقدر ناگهان هوس کردم
طعم آن چای قند پهلو را
تا که یک روز در حوالی مهر
روی آن برگ های رنگارنگ
با تمام وجود راهی کرد
پسری را که برنگشت از جنگ
هی دوشنبه دوشنبه رد شد و باز
پستچی نامه از عزیز نداشت
کاشکی آن دوشنبه ی آخر
روضه ی میرزا گریز نداشت
پیرزن قطره قطره باران شد
کمی از خاک کربلا در مشت
السلام و علیک گفت و سپس
روضه ی قتلگاه او را کشت
تا همیشه نمی برم از یاد
روضه ی آن سپید گیسو را
سالیانی است آرزو دارم
کربلای نرفته ی او را
#سیدحمیدرضا_برقعی
⚜همراه شو رفیق👇
🔺ادبــــستان