eitaa logo
مجله ادبــــسـتان
174 دنبال‌کننده
393 عکس
168 ویدیو
4 فایل
محفلی برای خوب شدن حال دلمون، خیلی دوست دارم در این مسیر با من همدل و همراه باشید
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
جایی اگر نبود خدا را صدا کنید باب الجواد و سایه‌ی ایوان طلا که هست ______________________ پرسیدند: فرق کریم با جواد در چیست؟ فرمودند: از شخص کریم همینکه درخواست کنید به شما عنایت می‌کند ولی «جواد» خود به دنبال سائل می‌گردد تا به او عطا کند...
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هر چه در حجره زدم داد به من آب نداد لبم از زمزمه افتاد به من آب نداد هر چه گفتم جگرم سوخت به من رحم نکرد پاسخ این همه فریاد به من آب نداد دست و پا بس که زدم خسته و بی حال شدم رفت هستم همه بر باد به من آب نداد آب آبم جگر فاطمه را آتش زد تا شود مادر من شاد به من آب نداد پیش لب تشنه کسی آب نریزد به زمین داد از این همه بیداد به من آب نداد لب خشکیده من دید و به حالم خندید کف زنان در برم استاد به من اب نداد گفتم آبم بدهی یا ندهی می میرم کربلایی شده بغداد به من آب نداد نوحه آخر من واعطشا وای حسین کردم از روضه او یاد به من آب نداد خیره بر حنجر طفل و گله از حرمله داشت نشود خانه اش آباد به من آب نداد دید نامرد سر کوچک طفلم زعطش بر روی شانه ام افتاد به من آب نداد بی حیا آخر عمری به چه روزم انداخت رو زدم بهر تو نوزاد به من آب نداد ماندم آخر به چه رویی به حرم برگردم کاش آبی به تو می داد به من آب نداد  
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مرغ بی بال و پر غمکده بغدادیم روضه و غصه و دردیم، غم و فریادیم قطره اشکیم که با آه رضا افتادیم سال ها با جگر پاره چنین سر دادیم: ما عزادار دل خون جوادیم همه با دل خون شده مجنون جوادیم همه عرش را غربت او یکسره غمناک کند رخت مشکی به تن پهنه افلاک کند گریه بر روضه او صاحب لولاک کند خواهری نیست که خون از لب او پاک کند این که پیچیده به خود تشنه و دور از وطن است خاک عالم به سرم گل پسر بوالحسن است مثل یک شمع کف حجره چکیدن سخت است وسط خانه خود زهر چشیدن سخت است از سوی همسر خود طعنه شنیدن سخت است پر خود را به روی خاک کشیدن سخت است نیست یک مرد، کمی یاری مظلوم دهد قطره ای آب به این تشنه مغموم دهد بی وفا خواست که آقای مرا پیر کند غصه را در دل محزون شده تکثیر کند پسر فاطمه را کوچک و تحقیر کند خواست او را وسط حجره زمین گیر کند بی حیا بر جگر سوخته اش می خندید با کنیزان جلوی حجره او می رقصید پسر شاه خراسان جگرش می سوزد از غم زهر جفا چشم ترش می سوزد دست و پا می زند و بال و پرش می سوزد وسط حجره، تن شعله ورش می سوزد باورم نیست که این ها به کمک برخیزند آب را پیش نگاهش به زمین می ریزند گاهی از شرم کمی رحم و مدارا خوب است نگذارید تنش را به تماشا خوب است نکشیدش به سوی بام، همین جا خوب است چه کسی گفته قد و قامت رعنا خوب است؟! حمل او روی سر چند نفر، دردسر است تیزی پله و تنگی گذر، دردسر است خوبی بام به این است مصیبت نکشد بدنش زیر سم اسب مشقت نکشد نیزه و سنگ به پیشانی حضرت نکشد آخر روضه او کار به غارت نکشد تشنه جان داده ولی در بدنش سر دارد صحن این بام چه خوب است، کبوتر دارد شاه عالم به زمین خورده و بی حال شده پیکرش در ته گودال لگدمال شده بر سر پیرهنش صحبت و جنجال شده شمر با خنجر خود وارد گودال شده داشت با خنجر خود ضربه به آقا می زد ناگهان صوت فراگیر بُنَیَّ آمد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بین محراب ازل گرم سجودي بانو اولين فاطمۀ صبح وجودي بانو سرّ «لولاک» که تکليف مرا روشن کرد علت خلقت افلاک تو بودي بانو کس ندانست که جبريل نگاهت يک عمر با خدا داشت عجب گفت و شنودي بانو هر سحرگاه تو معراج دمادم داري بال پرواز تو نشناخت فرودي بانو باز از جنت الاعلاي تو سمت ملکوت هر ملک آمده با کشف و شهودی بانو پلک بر هم زدی و عشق به جريان افتاد صد و ده پنجره اعجاز گشودي بانو آمدی آینۀ نور الهی باشی حسن مطلق شوی و لا یتناهی باشی عصمت حضرت حق شد متجلي در تو مي‌فرستد خود الله تحيت بر تو روي لب زمزمۀ نابِ تبسم داري با خدايت چه کليمانه تکلم داري آسمان با تو و تسبيح لبت مأنوس است روشني بخش دل و جان تو «يا قدّوس» است آمدی آینۀ عصمت ایزد باشی آمدی ام ابیهای محمد باشی نبي الله به ديدار تو عادت دارد با تماشاي تو هر لحظه عبادت دارد قلب پر مِهر تو گنجينة الاسرار نبي‌ست کوثري! سهم جهان در طلب تشنه لبي‌ست آمدی فاطمه صبح ازلي روشن شد آمدي فاطمه چشمان علي روشن شد چشم مولا که شد از نور تو روشن اي ماه گفت: لا حول و لا قوة الا بالله نام تو فاطمه يا فاطمه تسبيح علي ست ياد تو لحظۀ اعجاز مفاتيح علي ست عاشقانه تو که با ياد علي مي خواني دم به دم در همه جا نادعلي مي‌خواني شده تسبيح لبت نغمۀ حيدر حيدر ذکر هر روز و شبت نغمۀ حيدر حيدر با تو تکليف قدر حکم قضا معلوم است در کنار تو دگر صبر و رضا معلوم است تو که در بندگي و زُهد و وفا دريايي پارۀ قلب نبي، انسية الحورايي لحظه هايت همه ايثار، صداقت، تقوا راضيه، مرضيه ، صديقه ، زکيّه ، زهرا حب تو موهبت حضرت حق در دل هاست خانه ات تا به ابد مقصد سرمنزل هاست خانۀ ساده ات از صدق و صفا لبريز است قلب سجاده ات از شور دعا لبريز است رحمت و جود و سخا جلوه اي از آيۀ توست که مُقدّم به تو يا فاطمه همسايۀ توست خانه داري تو که شهرۀ آفاق شده عرش أعلي به تماشاي تو مشتاق شده هر کس از باغ بهشت تو سخن مي‌گويد از بزرگي و کرامات حسن مي‌گويد بر سر دوش نبي نور دو عيني داري جان عالم به فدايت! چه حسيني داري در کرمخانۀ لطف تو مقرب باشد هر که خاک قدم حضرت زينب باشد قدر يک گوهر يکدانۀ تو مکتوم است ام کلثوم تو مانند خودت مظلوم است از نگاه تو فقط نور خدا مي‌بارد هر کسي نام تو را روي لبش مي‌آرد نا خود آگاه دلش چشمه اي از ايمان است هر کسي نيست در اين دايره سرگردان است بين دستان تو دستاس اگر مي‌گردد گردش کون و مکان هم به تو بر مي‌گردد آسمان محو تو و این همه معصوميّت گرهي زد به پر چادر تو با نيّت چادرت مظهر تقوا و عفاف است ببین آسمان دور سرت گرم طواف است ببین هر کسي نزد تو احساس بهشتي دارد چادرت رايحۀ ياس بهشتي دارد چه بگويم که بود فاطمه جان درخور تو عالمي گشته مسلمان تو و چادر تو مدحت اي سورۀ بي خاتمه کی کار من است شرح اوصاف تو يا فاطمه کی کار من است جنتي هست اگر، شمس دل افروزش تو عالمي هست اگر، ماه شب و روزش تو کيست که رتبۀ والاي تو را دريابد خاک زير قدمت مرتبۀ زر يابد آب مهريۀ تو گشته و تطهير شده در دل شيعه فقط مهر تو تکثير شده حب تو روشني عرصۀ محشر باشد در دل هر که ولاي تو و حيدر باشد مي‌شود با نظر لطفت الهي، مادر به سوي جنت الاعلاي تو راهي، مادر اين تويي که همه جا اذن شفاعت داری تو که در هر نفست صبح هدایت داری انقلاب تو شده مبدأ ايمان مادر شده مديون تو و خون تو قرآن مادر با وفاداري تو راه ولايت باقي‌ست راه ايثار و صبوري و شهادت باقي‌ست یک تنه در وسط کوچه قیامت کردی بسته شد دست علی و تو امامت کردی با قيامت به همه درس بصيرت دادي تو به دين بار دگر شوکت و عزّت دادي نقش يا فاطمه سر بند مجاهدها شد امتداد ره تو نهضت عاشورا شد مکتب سرخ تو الحق که حسيني ها داشت نسل نوراني‌ات اي عشق، خميني ها داشت ماند نام تو و در کل جهان نامي شد نور تو مطلع بيداري اسلامي شد همه دنيا شده فرياد عدالت خواهي کاش اين جمعه شود با مددِ تو راهي آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست عالمي منتظر گفتن بسم الَّه اوست کاش مي‌آمد و بوديم کنارش، يارش هر کجا هست خدايا به سلامت دارش
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا