مناجات با خداوند متعال در دو ماه محرم و صفر
من کیم بنده گنه کارم
عبد شرمنده و گرفتارم
شده آلوده جسم و هم جانم
غرق در باتلاق عصیانم
من خجالت کشم ز روی حبیب
برده ام چونکه آبروی حبیب
هرچه یارم مرا حمایت کرد
در عوض نفس من جنایت کرد
دیگر هنگام فعل زشت و قبیح
من نمودم گناه خود توجیه
وقت عصیان به خلوت و جَلوَت
شد خیالم ز معصیت راحت
ملک دل را مباد آبادی
معصیت شد برای من عادی
شد به لذّات پست ، دل مایل
از ولی نعمتم شدم غافل
برده از طور دل شرار و فروغ
غیبت و تهمت و نگاه و دروغ
چشم خود را که گشته مایه غم
من نپوشیده ام ز نامحرم
شد سیه از من پریشان،بخت
غافلم از نماز اول وقت
دیگرم نیست نیکی فطرت
نور اخلاص و پاکی نیّت
من دگر از جنایت و عصیان
شده ام اهل لشکر شیطان
آن زمانها قسم به رحمت رب
دل من بود خوش به این مطلب
که شوم از فروغ تابش نور
در ، محرم ، صفر ، ز ظلمت دور
این دو مَه بود و روح افلاکی
این دو مَه بود و خوبی و پاکی
این دو مَه بود و فعل خیر و ثواب
این دو مَه بود و شرم از ارباب
هر زمان در دل خدایی من
شعله میزد شرار اهریمن
از حیای عزای آن دلدار
می نمودم ز دست نفس ، فرار
خاک غفلت ز سینه می رُفتم
لا ، به جرم و گناه میگفتم
ای خوش آن لحظه های نیکو نام
ای خوش آن روز ها و آن ایام
لیک،دیگر پر از خطا شده ام
بی حیاتر ز بی حیا شده ام
مثل آن روز ها نکویم؟نه
برگناهان دگر نگویم ، نه
بنده ای رو سیاه و پستم من
دل ارباب خود شکستم من
شد دلم قفل ، وای از این ذلت
روضه شد از برای من عادت
شور من گشته ساز و آوازی
گشته هیئت برای من بازی
بین برف ، همچو حالت کبکم
یار نه بلکه در پِی سبکم
بارالها غلط نمودم سِیر
کن سرانجام کارها را خیر
اول اخلاص ده مرا یا رب
حقّ کلثوم و حضرت زینب
بعد اشکی عطا نما به دو عین
جان زهرا و حیدر و حَسَنِین
حلقه ی بندگی به گوشم نِه
پرچم یا حسین به دوشم نِه
کن مرا ای خدا کریمانه
از ولای حسین دیوانه
چون شهیدان مرا فدایی کن
طینتم را تو کربلایی کن
بهرِ عقبیٰ بده مرا توشه
زائرم کن به قبرِ شش گوشه
🔴 این ابیات در سال ۸۴ سروده شده
#دلنوشته
#مناجات
@sherosabk
شعر درباره ی کلام الله مجید
کلان حی منّان است قرآن
چراغ راه انسان است قرآن
فروغ دین و ایمان است قرآن
بهار عفو و غفران است قرآن
بشر را رمز غاییِ حیات است
به بحر جهل کشتیِ نجات است
دهد قرآن طراوت جان و تن را
فلک را،کوه را،دشت و دَمَن را
نماید نور باران انجمن را
بفرموده است معصوم این سخن را
به اذن خالق حی مُهَیمِن
بُوَد قرآن بهارِ قلبِ مومن
شروعش باء و،سین ختم است آن را
ز عمق این دو حرف نیک معنا
بزرگی و سعادت هست پیدا
بُوَد ای دوست «بس» دیگر تمنا
تمنا از برای چاره سازی
که با قرآن ز عالم بی نیازی
به خلقت رهنمای راه باشد
به شامِ دهر همچون ماه باشد
به امّت شمسِ فخر و جاه باشد
امانت از رسول الله باشد
بُوَد آیاتی از معبود سرمد
که جاری گشته در جان محمد
در این مصحف بُوَد مستور،نعمت
عیان باشد در آن نور ولایت
اگر خواهی شوی مشمول رحمت
اطاعت کن ز قرآن و ز عترت
چو باشد بحر با ساحل مکمل
به قرآن هست عترت،همچو ساحل
بخوان نهج الفصاحه با دل و جان
که گفتار نبی،بینی تو در آن
ببین خیرالبشر آن کوه عرفان
چه فرموده است در توصیف قرآن
به درمان لازم است این مصحف عشق
غنای دائم است این مصحف عشق
هدایت را نشانه این کتاب است
عنایت را بهانه این کتاب است
فروغی جاودانه این کتاب است
عطایی بی کرانه این کتاب است
به بیت ذات اقدس هست چون باب
تقرب بر خدا را هست اسباب
سخن از مدح قرآن کار ما نیست
نه کار ما که کار ماسِویٰ نیست
به حرف معرفت چون و چرا نیست
کسی مدحت سرایش جز خدا نیست
به مدحش بس همینکه ز امر داور
مزین گشته با آیات کوثر
تمامی نور باشد آیه هایش
تمامی صُحُف مِدحَت سرایش
جهان با هرچه دارد در لوایش
فدای نقطه ی در زیر بایش
خورم سوگند بر آیات داور
به قرآن اصل قرآن است حیدر
ز قرآن کسب کن انوار دین را
ز گنج عرش دو دُرِّ ثمین را
تبرای جمیع ظالمین را
تولای امیرالمؤمنین را
کتابی که به حق همتا ندارد
بدون مرتضی معنا ندار
کسی که بین قنداقه دمادم
به گلبرگ لبش جاری چو شبنم
شده آیات معبود دو عالم
لبش بوسیده پیغمبر در آن دم
که ای مردم لبِ قاریِ قرآن
سزا باشد که گردد بوسه باران
ولی ای دل بسوز از داغ آلام
به یاد مجلسی در خِطّه ی شام
چه مجلس،ازدحامِ خاص با عام
کنار طشت زر،پیمانه و جام
حسین ابن علی سوزش عیان شد
چو قرآن خواند مزدش خیزران شد
خداوندا قسم بر نور عینت
به سلطان سریر نشأتِینت
به ثارالله ماه عالمینت
قسم بر صوتِ قرآن حسینت
به جانها کن روان شَریانِ قرآن
عنایت کن به ما عرفانِ قرآن
خداوندا قسم بر فجر و حُجْرات
به الرّحمن و قدر و طور و صافات
قسم بر حج و بیت الله و میقات
قسم بر اشک زهرا در مناجات
مدد کن تا به قرآن انس گیرم
به زیر پرچم عترت بمیرم
🔴 این ابیات در سال ۸۵ سروده شده
#دلنوشته
#قرآن #شعر_قرآن
@sherosabk