eitaa logo
شعر و سبک؛امیر عباسی
5.9هزار دنبال‌کننده
289 عکس
123 ویدیو
11 فایل
🔹 تمامی شعر های این کانال توسط حاج امیر عباسی سروده و بارگذاری میشود
مشاهده در ایتا
دانلود
مثنوی حکایت آمدن مرد اعرابی به قصد دیدار رسول الله و زیارت جمال پیغمبری شهزاده علی اکبر علیه السلام راویان شیعه گفتند اینچنین مردی از اعراب بادیّه نشین بود سرمست از سبوی مصطفی عاشق دیدار روی مصطفی بعد ایامی ز رحلت کردنش آمد از بهر زیارت کردنش بعد عمری که دلش در غم طپید عاقبت بر وادی یثرب رسید در مدینه در دلش غم جا گرفت چون نشان از خانه ی طاها گرفت مردمان گفتند ای مرد عرب ای که اَینَ المُصطَفی داری به لب چند سالی هست ای مرد حزین داده احمد جان به جانان آفرین ای محبِّ دل فکار مصطفی این تو و این هم مزار مصطفی رفت آن مرد سراپا رنج و درد سر بر آن تربت نهاد و گریه کرد با زبان ساده شرح راز کرد با پیمبر درد و دل ابراز کرد کِی فدای تربت نیکوی تو داشتم من آرزوی روی تو لیک قدّم از فراق تو خمید حال دیگر شد امیدم نا امید از قضا سلمان،همان عبدِ غفور می نمود از آن مکان آن دم عبور دید احوالات این آزاده را عشق بازیِ دل و دلداده را گفت از چه اینچنین آشفته ای از چه بین بستر غم خفته ای گفت من با دیده ی تر آمدم بهر دیدار پیمبر آمدم لیک فهمیدم که او جان داده است حال،داغش بر دلم افتاده است گفت ای دلداده ی دلبر طلب غصه کمتر خور تو ای مردِ عرب ای که مشتاق رخ جانانه ای خیز و همراهم بیا تا خانه ای وه چه خانه خُلد امّید همه ساکنانش لاله های فاطمه وه چه خانه باب اِکرام خدا حاجت تو میشود آنجا روا آمدند آن دو نگارِ منجلی تا درِ بیت حسین ابن علی در جلال کبریا فانی شدند وارد آن بیت نورانی شدند گفت سلمان بر امام عالمین کِی عزیز حیدر و زهرا حسین در حضورت آنچه می آرم به لب هست شرح حال این مرد عرب بعد شرح حال آن نیکو‌ نهاد بر حسین بن علی توضیح داد گفت مولا شکر حق آور به جا تا شوی از لطف حق حاجت روا من کنون روح و روانت میدهم روی احمد را نشانت میدهم گفت ای شیرین زبانم اکبرم قلب من،آرامِ جانم،اکبرم لحظه ای،اِی تو مرا نورِ بصر از پسِ پرده بیا نزد پدر ناگهان تمثال احمد جلوه شد مهر رخسار محمد جلوه شد دید آن مرد عرب با اشک عین ماه رخسار علی ابن الحسین گفت ثارالله ای دلباخته ای لوای عاشقی افراخته گر تویی مشتاق ختم المرسلین دیده بگشا روی اکبر را ببین چون دل ما عترت خیر الوری می شود تنگ جمال مصطفی سوی این کودک اشاره میکنیم بر جمال او نظاره میکنیم کرد از آن مرد ثارُالّه سؤال کی رسیده زین زیارت بر وصال راضی هستی تا فَلک مضطر شود؟ خاری اندر پای این اکبر رود گفت ان شاءالّه آن خارِ جفا بر دو چشم من رود ای با وفا آن زمان سبط پیمبر روضه خواند در غم جانسوز اکبر روضه خواند گفت ای مرد عرب روزی رسد روز سخت و ماتم افروزی رسد که گُلم پامال اعدا می شود جسم پاکش ارباً اربا‌ً میشود 🔴سروده شده در تاریخ ۸۶/۶/۱۹ @sherosabk
زبانحال حضرت ام لیلا با حضرت علی اکبر علیه السلام ای به خون خفته میانِ صفِ اعدا پسرم ای به امواجِ بلا یکّه و تنها پسرم تو امیدِ من و بابای غریبت بودی ای همه حاصلِ من خیز تو از جا پسرم چشمِ خود باز کن ای نورِ دلم اکبرِ من ای شده باعثِ مجنونی لیلا پسرم پس چرا یاسِ جمالِ تو شده چون لاله غرق خون گشته چرا آن رخِ زیبا پسرم ای تنِ پاکِ تو در معرکه ی کرببلا ارباً ارباً شده در اوجِ ستمها پسرم حال که رفته ای،اِی گل تو سلامم برسان محضرِ قدسیه ی حضرتِ زهرا پسرم بعدِ تو گشت عیان حالتِ سختِ پیری در جمالِ پدرت،حجّت یکتا پسرم چون که صورت به روی صورت ماه تو گذاشت خنده کردند بر آن مهرِ دل آرا پسرم کف زدند و ز جفا هلهله ها میکردند بر عزای تو و بر غربتِ بابا پسرم پدرت در برِ تو آمد و جان داد ولی داد جانی دگرش زینبِ کبری پسرم @sherosabk