از نبردهای رستم و سهراب و کیکاووس و اسفندیار و فریدون و جمشید و ... حماسه ها داریم، اما از نبرد حق برابر باطل در جبهه کربلا تنها یک حماسه هست و آن، «گنجینه اسرار» عمان سامانی است که دستمایه خلق چندین اثر موسیقایی قرار گرفته، و از آن جمله آلبوم « #وداع » از حسام الدین سراج.
آلبوم «وداع» در دو مجموعه «وداع 1» و «وداع 2» با آهنگسازی سید محمد میرزمانی و خوانندگی حسام الدین سراج توسط توسط مرکز موسیقی حوزه هنری منتشر شده است. این آلبوم شش قطعه دارد و قطعات آن «راز»، «آئینه و عشق»، «باده الست»، «غریب آشنا»، «یک دل و یک یار» و «سرّ حق» نام دارند.
در آلبوم «وداع» بهزاد فروهری، کورش بابایی، مجید اخشابی، جمال جهانشاد، مسعود حبیبی، ناصر رحیمی، محمدحسین پورمعین، همایون رحیمیان، ارسلان کامکار، مازیار ظهیرالدینی، عمادرضا نکویی، کریم قربانی، علیرضا خورشیدفر، محمود منتظم صدیقی و کورش بزرگ پور با نی، کمانچه، سنتور، عود، دف، فلوت، کلارینت، ویولن، ویولا، ویولنسل، کنترباس و سازهای ضربی و کوبه ای در این آلبوم به نوازندگی پرداخته اند.
دکلمه اشعار عمان سامانی در این آلبوم، توسط اصغر فردی انجام شده و سودابه شمس و شهرام رکوعی همسرایان آلبوم هستند. به جز گنجینه اسرار، شعر قطعه «غریب آشنا» نیز از غلامرضا کافی است.
بیپ تونز
🍃🌷🍃🌾🌸🌾🍃🌷🍃
🆔 @shervamusiqiirani
مصاحبه حسام الدین سراج در باره آلبوم #وداع
«حسام الدین سراج» از وداع سیدالشهدا (ع) میگوید؛
سراج: میخواندم و گریه میکردم
سیدمحمدرضا سراج معروف به سراجالواعظین، روحانی بود و صدای خوبی هم داشت. سیدحسامالدین سراج هم صدایش مانند پدر خوب است و هم مثل او شیفته و دلباخته اهلبیت (ع).
عقیق:مرثیهخوانیاش را در جلسات روضه شنیده بودیم و میدانستیم که اهل روضه است. اشعار عمان سامانی را در آلبومی به نام وداع سالها پیش عرضه کرده و حالا آرزو دارد، توفیق یابد و بخش دیگری از اشعار عمان را بخواند. یکی، دو بار در بین گفتگو چشمهایش بارانی شد، درست مثل زمانی که کنسرت وداع را اجرا میکرد.
شما بعضی وقتها در کنسرتهایتان منقلب میشوید و به گریه میافتید، مثل آخرین اجرایی که از آلبوم وداع داشتید. چرا این اتفاق میافتد؟
بالاخره اسم امام حسین(ع) و فضای خاصی که بوجود میآید آدم را منقلب میکند. گریه کردن کلاً خیلی خوب است و امر مثبتی است. خصوصاً که برای یک امر مقدس باشد.
به نظر من ارزش است که آدم دلش برای وقایعی مانند عاشورا و شخص امام حسین(ع) بلرزد.
چیزی که بزرگان ما گفتهاند این است که گریه کردن برای امام حسین(ع) حتی به صورت تباکی و تظاهر هم مانعی ندارد، چون سبب میشود که در دیگران حس رقّت و دلشکستگی ایجاد شود و متوجه بشوند که این واقعه بسیار بزرگ و عظیم است.
درباره آلبوم «وداع» و حستان در هنگام کنسرت این اثر برایمان بگویید.
بله. آلبوم وداع اصلا به نام حضرت سیدالشهداست. من یادم هست بار اولی که این برنامه را اجرا کردم، شعر قیصر را میخواندم که: شگفتا بیسرو سامانی عشق / به روی نیزه سرگردانی عشق.
من در یک فرازی از این شعر اشکم جاری شد و نتوانستم خودم را کنترل کنم. بعد دیدم تقریباً 60 درصد سالن با من اشک میریزند. این فضا برایم فضای جالبی بود. حتی تهیهکننده این کار که اتفاقاً سید هم هست، آمد پشت صحنه و من را بغل کرد و کلی اشک ریخت.
این حسی که شما نسبت به امام حسین(ع) دارید از کی و کجا نشأت گرفته است؟ آیا از تربیت خانواده بوده یا اینکه علاقه خودتان است؟
ببینید مهر حضرت سیدالشهدا در ایران به نوعی است که اکثر خانوادهها این علاقه را در باطن خود نهفته دارند. امکان دارد که برخی این علاقه را ظاهر نکنند ولی در باطن همه هست. یعنی اگر در آن فضا قرار بگیرند و فضا برایشان دلنشین باشد، قاعدتاً بروز میدهند. من هم مستثنی از آنها نیستم. من هم یک ایرانی هستم. در خانواده مذهبی و شیعه بزرگ شده ام. از پدرم خاطرات بسیاری دارم که شعرهای عمان سامانی را میخواند و اشک میریخت.
من فکر میکردم اگر روزی خدا توفیقی به من بدهد، اشعار عمان سامانی را کار میکنم. این قضیه سالیان بعد اتفاق افتاد و خدا به من توفیق داد و کار وداع شکل گرفت. من سر تدوین این کار خیلی گریه کردم به حدی که به مخاطره افتادم و خیلی حالم بد شد. یک بار یکی از دوستانی که موسیقی کار میکند به من گفت که من فلان کار را انجام میدهم چطور است؟ گفتم این را بدان که وقتی پسفردا ما را کفن میکنند، تنها اعمالمان را با خودمان می بریم. یعنی این آلبومهایی که کار کردیم را در کفنمان میگذارند. یعنی دقیقاً چیزی که در این دنیا به عنوان عملت بوده با خودت میبری و هیچ چیز دیگری با خودت نمیبری. حواست جمع باشد که چکار میکنی و چه اتفاقی در آینده برایت رخ میدهد و به روز سرنوشت و موعود فکر کن. در این مورد خاص خدا را شکر میکنم و امیدوارم که مورد قبول امام حسین(ع) قرار گرفته باشد.
احتمالاً در نوجوانی با پدرتان به مجلس روضه و هیئت هم میرفتید.
ایشان یکی از روحانیهای اصفهان بود. یعنی منبری مبارزی بود. نه اینکه چون پدرم است بخواهم تعریف کنم. دو نفر بودند یکی آقای مشکات که خدا رحمتش کند. ایشان منبری بسیار قوی بود و بعد از ایشان از نظر تأخر زمانی پدر من بود. حتی یک عدهای دنبال اینها راه میافتادند و از مجلسی به مجلس دیگر میرفتند. پدرم صدای خوشی هم داشت و روی منبر میخواند. خدا رحمتش کند، آدم حکیمی بود.
🆔 @shervamusiqiirani