شوکا
ای کاش که دکتر بشناسد مرضم را یک “تو” وسط این همه دارو بنویسد..
هواتو کردم، اسیر دردم
بزار منم بیام حرم، دورت بگردم
حالم عجیبه، دلم غریبه
فضای قلب من پر از شمیم سیبه...
شنیدی میگن انقد حالم بده، انقد گریه کردم که دیگه نه گریه دارم نه حس میکنم حالِ بدمو؟...
شوکا
یک نگاهی به همان برگه بینداز حسین .. اصلاً افتاده کسی از قلم آقا شاید :))
فکرش افتاده شبیهِ خورهای برجانم ..
اصلاً انگار بدت آمده از ما شاید ...
شوکا
فکرش افتاده شبیهِ خورهای برجانم .. اصلاً انگار بدت آمده از ما شاید ...
ولی ارباب؛ اگر زود به دادم نرسی؛
دگر از دست رود این دلِ شیدا شاید