ما از دلگیریِ روزهایمان
به شب پناه میبردیم،
و از دلتنگیِ شبهایمان به روز.
و اینگونه بود که تمامِ جوانیمان
در ناتمامِ یک اِنتظار تمام شد. .
مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی
خطکش و نقاله و پرگار، شاعر میشود
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم
از تو تا دورم دلم انگار شاعر میشود(: