eitaa logo
شیفتگان تربیت
12.1هزار دنبال‌کننده
3.4هزار عکس
19.7هزار ویدیو
1.4هزار فایل
﷽ « تربیت : یعنی که #خـــــــــود را ساختن بعد از آن بر دیگـــــــــران پرداختنـ ...💡» • مباحث تربیتی - معرفتی و بصیرتی 🪔 • راه ارتباطی در صورت کاملا خیلی ضروری : ⊹ @Gamedooiran 🕊༉ - کانال را به دیگران هم معرفی فرمائید🌱؛ #تبلیغات نداریم!
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 او خیلی تنهاست، این یک اعترافِ مهم است! •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 خطری بسیار سنگین و تهدید آمیز برای زنان جامعه ونظام خانواده @ShifteganeTarbiat
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🏴 آزار و اذیت‌هایی که بر شیخ الائمه امام صادق(علیه السّلام) روا داشتند ... ▪️حجت الاسلام عالی @ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
﷽ #مســــابقه‌ از کتاب تا قاف کرامت هدیه نقدی برای افراد برگزیده 😍🎁🎁🎁🎁 👈وقت کامل برای مطالعه است👌
مخاطبین گرانقدر این ۱۹ ماه از ساعت ۹ صبح تا ۹شب خواهد بود،روز مسابقه و ساعت ،لطفا از الان اطلاع رسانی لازم را محبت فرمائید اهدا خواهد شد 👈۴۰سوال تستی خواهد بود😌 👈شرکت برای عموم هموطنان آزاد است😍 👈به۱۶۳نفرهدایاتقدیم خواهد شد👌 👈مبلغ هدایا ۱،۷۲۵،۰۰۰،۰۰۰میلیارد ریال🎁 با نشر محتوا و مسابقه در ثواب کانال سهیم هستید،به تمامی بزرگوارانی که می شناسید ارسال فرمائید🙏 https://eitaa.com/joinchat/2153840705Cd3695f0b90
هر روز یک آیه: 🌺اَعوذُ باللّهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم🌺 🌹بسم الله الرحمن الرحیم🌹 «قَالَ بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هَذَا فَاسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ» (ابراهیم علیه‌السلام) گفت: «بلکه این کار را بزرگشان کرده است! از آن‌ها بپرسید اگر سخن می‌گویند!» تفسیر: اما ابراهیم(علیه السلام) آن چنان جوابى گفت که آن‌هارا سخت در محاصره قرار داد. محاصره‌اى که قدرت بر نجات از آن نداشتند گفت: بلکه این کار را این بت بزرگ آن‌هاکرده! از آن‌هاسؤال کنید اگر سخن مى گویند! (قالَ بَلْ فَعَلَهُ کَبِیرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ). اصول جرم شناسى مى گوید: متهم کسى است که آثار جرم را همراه دارد، در اینجا آثار جرم، در دست بت بزرگ است (طبق روایت معروفى ابراهیم(علیه السلام) تبر را به گردن بت بزرگ گذاشته بود). اصلاً چرا شما به سراغ من آمدید؟ چرا خداى بزرگتان را متهم نمى کنید؟ آیا احتمال نمى دهید او از دست خدایان کوچک خشمگین شده، و یا آن‌ها را رقیب آینده خود فرض کرده و حساب همه را یک جا رسیده است؟! 🌺🌺🌺 از آنجا که ظاهر این تعبیر، به نظر مفسران با واقعیت تطبیق نمى‌داده و از آنجا که ابراهیم(علیه السلام) پیامبر است و معصوم و هرگز دروغ نمى گوید، در تفسیر این جمله، مطالب مختلفى گفته اند. آنچه از همه بهتر به نظر مى رسد این است که: ابراهیم(علیه السلام) به طور قطع این عمل را به بت بزرگ نسبت داد، ولى تمام قرائن شهادت مى داد که او قصد جدى از این سخن ندارد، بلکه مى خواسته است عقائد مسلم بت پرستان را که خرافى و بى اساس بوده است، به رخ آن‌ها بکشد، به آن‌ها بفهماند این سنگ و چوبهاى بى جان آن قدر بى عرضه اند که حتى نمى توانند یک جمله سخن بگویند و از عبادت کنندگانشان یارى بطلبند، چه رسد که بخواهند به حلّ مشکلات آن‌ها بپردازند! نظیر این تعبیر، در سخنان روزمره ما فراوان است که براى ابطال گفتار طرف، مسلّمات او را به صورت امر یا اخبار و یا استفهام در برابرش مى گذاریم تا محکوم شود، و این به هیچ وجه دروغ نیست. دروغ آن است که قرینه اى همراه نداشته باشد . در روایتى که از امام صادق(علیه السلام) نقل شده، مى خوانیم: ابراهیم این سخن را به خاطر آن گفت که مى خواست افکار آن‌ها را اصلاح کند و به آن‌ها بگوید: چنین کارى از بت ها ساخته نیست. نکته دیگرى که باید به آن توجه داشت این است که باید از بت هاى دست و پا شکسته، سؤال شود این بلا را چه کسى بر سر آن‌ها آورده است، نه از بت بزرگ; زیرا ضمیر هُم و همچنین ضمیرهاى إِنْ کانُوا یَنْطِقُونَ همه، به صورت جمع است و این با تفسیر، سازگار است. (تفسیر نمونه/ ذیل آیه ۶۳ سوره‌ مبارکه انبیاء) @ShifteganeTarbiat
8.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻 احکام موسیقی •┈┈••✾❀🍃🌺🍃❀✾••┈┈• 🔗 ایتا : 🍃@ShifteganeTarbiat
22.94M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اینطورشیعه‌بودن به‌درد نمیخورد!! 🏴 به مناسبت سالروز شهادت حضرت امام صادق علیه‌السلام @ShifteganeTarbiat
15.19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📌شما خانم‌ها ختم کننده قائله باشید! 🎙 حجت‌الاسلام استاد حسین دهنوی @ShifteganeTarbiat
شیفتگان تربیت
* #هــو_العشـــق🌹 #پـلاک_پنهـــان #قسمت129 ــ چی شده؟ ــ سردار تماس گرفت،گفت که
* 🌹 نگاهی به خیابان انداخت،راه زیادی تا خانه نمانده بود ،اما پاهایش خیلی درد می کردند،و احساس می کرد از پیاده روی زیاد ،ورم کرده اند. امروز ماشین خراب شده بود و آن را به تعمیر برد و مجبور بود در این وقت شب مقداری از راه را پیاده بیاید. به سمت هایپر مارکت سر خیابان رفت و خرید کرد. خسته و کیسه به دست به طرف خانه رفت در این ساعت از شب کسی در خیابان نبود،تاریکی خیابان ترسی بر دلش انداخت. با افتادن سایه ای جلوی قدم هایش لحظه ای شوکه در جایش ایستاد اما دوباره به راه رفتن ادامه داد،اینبار به قدم هایش سرعت بخشید. با شنیدن صدای قدم هایی محکمی که پشت سرش برداشته می شد، متوجه شد که این سایه متعلق به مرد است. از اینکه مرد کاری نمی کرد،ترسش را بیشتر کرد،در همین افکار بود که کیفش کشیده شدو بر زمین پرت شد. جیغ بلندی کشید و با وحشت به عقب برگشت،با دیدن مردی درشت هیکل با صورتی خشن و زخمی،دوباره جیغی کشید و به عقب قدم برداشت. اما آن مرد پوزخندی زد و قدمی برداشت و فاصله را پر کرد، کیسه های خرید از دست سمانه بر روی زمین افتادند،سیب ها بر روی زمین ریختند و برای چند ثانیه نگاه مرد را به خود کشاندند. سمانه که تا این لحظه پاهایش بر زمین خشک شده بودند،فرصت را غنیمت شمرد و شروع به دویدن کرد،مرد نگاهی به سمانه انداخت که با سرعت به سمت در می دوید. لبخندی از سر رضایت زد،به هدفش رسیده بود،با گام های بلند اما آرام و محکم به سمت در رفت. سمانه به محض رسیدن به در دکمه ایفون را چندین بار فشرد، نگاه ترسانش را دوباره به سوی مردی کشید که خونسرد به سوی او قدم برمیداشت ،کشید. این آرامش و خونسردی برا چه بود؟ منظور این است که به راحتی او را در چنگ میگیرد؟؟ با این فکر سمانه وحشت زده با گریه ،پی در پی به در مشت می زد،و سمیه خانم را صدا می کرد. می دانست سمیه خانم تا از پله ها پایین بیاید و در را باز کند،زمان میبرد،اما باز امیدش را از دست نداد،و با صدای بلند اسم سمیه خانم را فریاد می زد،لابه لای فریاد هایش ناخوداگاه اسمی را فریاد زد،که برای چند لحظه مرد را در جایش خشک کرد. اما بعد از چند دقیقه مرد به سمتش امد. اما اینبار با قدم های بلند تر و سریعتر،سمانه محکم تر بر در می زد و هق هق هایش دیده اش را تار کرده بودند‌، با احساس نزدیک شدن مرد به او و دستی که به طرف او دراز شد. در باز شد و او داخل خانه رفت و سریع در را بست. تیمور نگاهی به در بسته انداخت،صدای هق هق و ترسیده ی دختری که پشت در بود،به او انرژی می داد و لبخند عمیقی بر لبانش نشاند. * ادامه.دارد.... *