shity summer
اوکی ارمان های امام پس چی؟ اما من دوس دارم ی سناریوی صحنه دار بنویسم. ن اونطور ک فک میکنین اما بنویس
صحنه دار ن
نمیدونم چطور بگم
شت =/
ده سال دیگه؟
ده سال دیگه شماره چشمام از صفر رسیده به ده و ضخامت شیشه عینکم اندازه ی بند انگشته
سرطان مری گرفتم از بس چایی و شیر و... رو داغ داغ خوردم
و از بس نگه داشتم خودمو ، تو لیست متقاضیای پیوند مثانه ام =)
داداشم سرما خورده
کم مونده وصیت نامشو بنویسه
با بغض دراز کشیده و با مامانم وداع میکنه🙂🤣🤣🤣🤣🤣
shity summer
داداشم سرما خورده کم مونده وصیت نامشو بنویسه با بغض دراز کشیده و با مامانم وداع میکنه🙂🤣🤣🤣🤣🤣
همیشه این بشر مریض شدناش فیلمه🤣🤣🤝🏿