shity summer
زنیکه خب دو روز نمیتونم بیام معاون ویس میده مث سگ پاچه میگیره مدیرم تو ویسش گوه خوری میکنه خب سگ بری
و ی درصد فک کن سر کلاسای امروز حاضر بشم
تا حالا شده وقتی ب کنار با بالای سر ابجی/داداشت که خوابه نگاه میکنی/خیره شدی و حس کنی حالت صورتش عوض شده؟
اره منو همکلاسیام هم فکر میکردیم فقط برا ما اتفاق افتاده و توهم یا خطای دیده
البته تا وقتی که یکی از همکلاسیام نصف شب به رفیق فابم زنگ زده بود و گفته بود ''منو از دست خواهرم نجات بده''
و صدای قهقه های خواهرش میومد
و فردا صبحش که جنازشو بردن برای کالبد شکافی مامان و باباش گفته بودن '' صدای خنده خواهرش میومد و فکر میکردیم دارن بازی میکنن''