بسم الله
.
سگ بازی خاندان پهلوی :
سگ در اسلام محترم است و حتی مانند انسانها برای او دیه وضع شده است. داشتن سگ گله و نگهبان در اسلام به رسمیت شناخته شده و مالکیت آنها نیز محترم دانسته شده است. اما سگ بازی در اسلام مردود است.
سگ در فقه اسلام عین نجاست است و نمیتواند در محل خواب و زندگی خصوصی باشد.
سگ بازی نزد شیعیان ناپسند است و یکی از تفریحات یزید بن معاویه بوده است.
خاندان پهلوی در این زمینه همیشه مورد انتقاد شیعیان بودند زیرا سگ عضوی از خاندان پهلوی شده بود. شاه همیشه چند سگ قوی الجثه در کنار خود داشت که هر تازه واردی را به وحشت می انداخت !
مارگارت لاینگ (روزنامه نگار انگلیسی) در مصاحبه ای که با شاه داشت ، سگ شاه او را غافل گیر کرد. وی می نویسد : ناگهان موجودی از ته تالار ظاهر شد و مرا بربر نگاه می کرد و می پایید ، یک سگ شکاری سفید و پشمالو از نژاد اسکای با هیکل درشت.
شمس پهلوی (خواهر شاه) در سگ بازی گوی سبقت را از سایرین ربوده بود. او همیشه در مسافرتها با سگهایش به این طرف و آن طرف می رفت و هر موقع شمس با هواپیما سفر می کرد ، معمولا یکی دو ردیف صندلی را نیز برای تامین آسایش سگهای همراهش اختصاص میداد. شمس چنان در سگ بازی افراط می کردکه گاه مورد سرزنش شاه قرار می گرفت. یک بار شاه درباره شمس به علم گفت :
"متاسفانه باید بگویم که این را هم باید حمل بر خودپسندی احمقانه وی کرد که با همراهانش ده سگ ، و دو برابر همین تعداد گربه به این طرف و آن طرف آمریکا جولان می دهد"
منبع : زنان دربار به روایت اسناد و مدارک ساواک (شمس پهلوی) ، مرکز بررسی اسناد تاریخی صفحه ۲۴ ، ۲۵
#مرگ_بر_شاه #خاندان_پهلوی #لعنت_بر_یزید #یزید لعنت الله #عنصر_وابسته #سگ_بازی #زنان_دربار #شمس_پهلوی #فرح_دیبا #محمدرضا_پهلوی #انقلاب #انقلاب_اسلامی #جمهوری_اسلامی_ایران #ایران #امام_خمینی ره #امام_خامنه_ای #رهبر #رهبری #رهبر_ایران #ایرانی #ایران_مقتدر #مرگ_بر_اسرائیل #مرگ_بر_آل_سعود #مرگ_بر_آمریکا #مرگ_بر_انگلیس #طاقوت #ظلم
بسم الله
.
رحیمعلی خرم آدمی قلچماقی با هیکل نتراشیده و نخراشیده بود و به کارگری اشتغال داشت.یک روز از اوایل تیرماه که برای آسفالت کردن خیابانهای کاخ سعدآباد او را برده بودند پس از کار زیر سایه درختی خوابیده بود که از قضا تاج الملوک(مادر محمدرضا) از آن محل عبور میکرد که چشمش به این گاومیش گردن کلفت که طاق باز روی زمین دراز کشیده بود افتاد و هوس می کند که این کارگر آسفالت کار را به کاخ اختصاصی خود ببرد!
از آن روز به بعد مدارج ترقی رحیمعلی اوج گرفت و یک کارخانه آسفالت سازی و چند هکتار پارک در محل کنونی پارک ارم تأسیس کرد.خرم جانور استثنایی بود. زنان و دخترانی را که حتی به اتفاق شوهر و اعضای خانواده به پارک خرم میرفتند توسط عوامل خود می ربود و در محوطه ی پارک زندانی میکرد و مورد تجاوز قرار میداد!!!
چندین بار در سالهای ۵۵ و ۵۶ اخبار گم شدن زنان و دختران در پارک خرم در مطبوعات چاپ شد. در سال ۵۶ عوامل خرم دختری جوان را بزور از دست نامزدش گرفتند و مرد جوان را هم تهدید کردند که در قفس شیر خواهند انداخت!
پس از پیروزی انقلاب اسلامی رحیمعلی خرم در دادگاه انقلاب محاکمه شد و به همه ی این جرایم و جنایتات سنگین اعتراف کرد. در جریان محاکمه خرم فاش شد که این مرد بیرحم و سنگدل در محل پارک و میکده خود چند شیر درنده داشته و قربانیان خود را در صورت مقاومت در قفس شیرها می انداخته است !
رحیمعلی خرم را "ناپدری شاه" می نامیدند!!!
.
منبع:کتاب دخترم فرح ، صفحه ۳۵۸
بسم الله
.
یک آمریکایی به نام فردریک ژاکوبی خاطره ی خود از ولیعهد ایران به مدرسه "له روزه" سوئیس را اینگونه بیان میکند:
در مدرسه ، او شاگرد متوسطی بود؛ مگر در زمینه ورزش . اتاق وسیعی به او داده بودند که به دیوارهای آن تابلوهای ورزشی از قبیل فوتبال نصب شده بود و کمی کتاب روی میز و جاهای دیگر بود. او میل نداشت مطالعه کند و جارختی هایش مملو از لباس ها و کروات های عالی بود و لباس های قیمتی به تن می کرد ... به امور مذهبی نمی پرداخت و اشتغال فکری اش فوتبال بود و تمام جزئیات و مراسم بازی های فوتبال و قهرمانان آن زمان را می شناخت.
در سن ۱۷ سالگی موضوع ارتباط او با یک زن خدمتکار [و حامله شدن او ] پیش آمد که او را از مدرسه اخراج کردند و این مسئله باعث تأسف بسیار شد. این اولین اخلال در مدرسه بود.
منبع :به نقل از : امیر علائی ، ص۱۶۲ _ ۱۶۴
بسم الله
.
فریدون هویدا در کتاب سقوط شاه می نویسد:
شاه در خلال دیدار از پاریس ، یکی دو روز عصر ها که وقت آزاد داشت به چند کاباره شبانه سر زد و مدتی را در مصاحبت با دختران معرفی شده از سوی دوستان خود گذراند که به آنها هدایایی گران قیمت نیز داد. چند ماه بعد در یک مجلس میهمانی به یکی از همان دخترهایی که مدتی را با شاه سر کرده بود برخوردم و او با افتخار انگشتر الماس را که از شاه هدیه گرفته بود به من نشان داد. (۱)
شهرت زن بارگی شاه در روزنامه های خارجی نیز انعکاس یافته بود و مطالب زیادی در مورد آن نوشته می شد. روزنامه "ناسیونال استار" در ۱۳۵۴/۴/۱۷ در مورد شاه می نویسد : اخیرا شرکت هواپیمایی ایران به منظور جلب توریست اقدامات وسیعی در ایالات متحده انجام داده است. به من گفته اند که شاه ایران که مورد توجه خاص زنان می باشد به مسئولین گمرکی دستور داده اند که هرگاه یک زن زیبا در فرودگاه مهرآباد از هواپیما پیاده شود ایشان را از ورود او مطلع نمایید. به دنبال آن نیز امکان دارد که به کاخ دعوت شوند. متاسفانه محمدرضا پهلوی این روحیه را تا روزهای پایانی حیاتش حفظ کرد و هنگام فرار از کشور در "پاناما" این روحیه را ادامه داد!!! (۲)
.
منابع: ۱.هویدا, فریدون, سقوط شاه , ج ۱، صفحه ۱۲۶ / ۲. احمد علی مسعود انصاری , صفحه ۱۶۸ / کتاب هدایای دربار پهلوی به بیگانگان به روایت اسناد.
بسم الله
.
سرلشکر فضل الله کودتاچی ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ، از افسران فاسدالاخلاق رژیم پهلوی بود که پس از کودتا علیه مصدق و بازگرداندن قدرت به محمدرضا , در دستگاه رژیم به جایگاه ویژه ای دست یافت. وی به واسطه ی معاشرت با زنان بدکاره با چند تن از سردسته های این زنان مرتبط بود و علاوه بر دریافت حق و حساب از آنان , به وسیله ی آنها با زنانی که تازه وارد این گونه مسائل غیر اخلاقی شده بودند رابطه برقرار می کرد. این زنان نیز از طریق این ارتباط ، سفارش افراد مختلفی را که متقاضی کار یا دریافت معافی از حذف و یا سایر گرفتاری ها بودند ، به رؤسای ادارات می کردند.
.
منبع:فساد در رژیم پهلوی دوم , عبدالکاظم مجتبی زاده , ص ۵۶
✅ چون مذاکرات [با شاه] قدری جدی شد و طولانی، صحبت را به مخدرات کشاندم. فرمودند خدا خواسته است که من به کسی دل نمی بندم. اما اگر در هفته یکی دو بار انسان تفریح نکند، نمی تواند بار گرانی این چنین را به دوش بکشد، بخصوص که در خانواده جز غرولند خبر دیگری نیست. عرض کردم کاملا حق به شاهنشاه می دهم، متاسفانه خانم های ما متوجه این امور نیستند.
#خاطرات_اسدالله_علم
جلد چهارم، صفحه ۶۰.
ویرایش از #علینقی_عالیخانی
۲۵ فروردین ۱۳۵۳
بسم الله
.
تیمور بختیار اولین رئیس ساواک ، قبل از رسیدن به ریاست ساواک از مال دنیا چیزی نداشت, اما فورا به یکی از ثروتمندان و سرمایه داران بزرگ کشور تبدیل شد. او غیر از آنکه از بودجه ی ساواک برای نفع شخصی استفاده می کرد , علنا از متمولین کشور باج خواهی هم میکرد و در صورت مقاومت , فورا برایش پرونده سازی و به جرم داشتن گرایشات توده ای یا مصدقی یا وابستگی به فدائیان اسلام زندانی اش می کرد.برخی از کارهای تیمور بختیار موجب بی آبرویی دولت و دستگاه اطلاعات کشور شده بود. مثلا اگر از یک دختر و یک زن در خیابان خوشش می آمد به مأمورانی که همراهش بودند دستور می داد که آن زن یا دختر را با توسل به زور به خانه اش ببرند تا او را تصاحب نماید.یکبار وقتی بختیار از خیابانی در تهران عبور می کرد متوجه زن جوانی شد که سرگرم پر کردن سطل حلبی خود از آب شیر فشاری خیابان بود. بختیار با دیدن زن جوان به راننده دستور داد که زن را به داخل اتومبیل بیاورند. در برابر چشمان مردم و به رغم اینکه زن فریاد می زد که شوهردار است , تیمور وی را به خانه اش برد و تصاحب کرد. پس از چند روز زن جوان که در خانه ی تیمور مورد بهره کشی جنسی قرار گرفته بود , از خانه بیرون انداخته شد و با آتش کشیدن خود , خودکشی کرد. جایگاه سیاسی بختیار به عنوان رئیس دستگاه اطلاعاتی رژیم , مانع از آن شد که به وی کوچکترین اعتراضی شود.
.
منابع:تاج الملوک آیرملو , خاطرات ملکه پهلوی , ص ۱۳۸ / اسکندر دلدم , من و فرح پهلوی , ص ۵۶۰ / فساد در رژیم پهلوی دوم , ص ۵۷
✅ سولیوان
: "محمدرضاشاه از نظر روحیه و کاراکتر با پدرش تفاوت زیادی داشته و مانند او با ایمان و اعتقاد باطنی به دنبال هدف معینی نرفته است. در ایام جوانی و اوائل سلطنت، بیشتر به دنبال تفریح و عیاشی بوده و از مسافرت به کشورهای خارجی لذت می برد... در خارج از ایران، بخصوص در جوانی و اوائل سلطنت، شاه به زن بازی و عیاشی هم شهرت داشت.
از نظر من که در اواخر سلطنت محمدرضاشاه از نزدیک در جریان اعمال و رفتار او بودم و بخصوص در ماههای بحرانی آخر سلطنت هفتهای چند بار او را ملاقات میکردم. چهره واقعی شاه بکلی با چهره یک سلطان مقتدر و مستبد که درباریان یا مخالفان از او ساخته بودند متفاوت بود. به طور خلاصه او زمامداری نبود که توانایی و قابلیت رهبری کشورش را در شرایط بحرانی داشته باشد."
خاطرات دو سفیر، نویسندگان: ویلیام سولیوان سفیر سابق امریکا در ایران و آنتونی پارسونز سفیر سابق انگلیس در ایران، ترجمه: محمود طلوعی، (چاپ اول، تهران: مرکز مطالعات و پژوهشهای سازمان بسیج دانشجویی، آبان ٨٥)، بخش اول: ماموریت در ایران به قلم سولیوان،ص ٢٤.
#خاطرات_دو_سفیر
#ویلیام_سولیوان
#آنتونی_پارسونز
#محمود_طلوعی
تجویز جنسی پزشکان دربار برای شاه
روابط نامشروع و خلاف اخلاق محمدرضا پهلوى، یکى از موارد اختلاف شاه با فرح بود و اسدالله علم به عنوان وزیر دربار تأمین کننده زنان بدکاره براى شاه بود و پزشک شاه تجویزهای عجیب و غریبی در این زمینه داشته است!
جزئیات در:
fna.ir/5L1KUN
تاریخگزارش: 13/3/48
از: 20 ه 3
شماره گزارش: 13529/20 ه 3
موضوع: حاج ابوطالب سلیمانیفر
نامبرده بالا در یك صحبت خصوصی اظهار داشت در بهمن ماه 1347 مجله امید ایران عكسی از راهروهای زیرزمینی نیویورك كه در آنجا رجال با یكدیگر رابطه جنسی دارند انداخته كه در میان این رجال عكس شاه، نیز میباشد یك شماره از این مجله را شخصی به مسجد و تكیه دباغخانه آورده بود كه من دیدم سپس یادشده به دوست خود متذكر گردید كه این مجله را پیدا كرده و برایش خریداری كند.
به گزارش عملیاتی خبر توجه شود.
✳️ آیا حقیقت دارد از سال ١٣٤٥ به بعد شما با عروس خودتان فرح حرف نمیزدید و بکلی قهر بودید؟
تاج الملوک ملکه مادر: بله، حقیقت دارد .
قبلاً عرض کردم که حدودای سال ١٣٥١ محمدرضا دست دختر سرلشکر آزاد را که یک نفر افسر نیروی هوایی بود گرفت و به کاخ آورد. فرح که تا قبل از آن به این قبیل اعمال حساسیت نشان نمیداد در برابر این دختر بیچاره جبهه گرفت و حتی چند بار به گوش او سیلی نواخت و موهای او را کشید و جلوی کارکنان دربار و خدمه کاخ آبروریزی کرد.
علت هم این بود که زنهای قبلی که با محمدرضا رفت و آمد داشتند به این قشنگی نبودند.
این دختر که اسم او گیلدا بود موهای طلایی یکدست داشت و عینهو یک دختر فرانسوی یا آلمانی بود. محمدرضا اسم او را گذاشته بود طلا!
فرح از زیبایی و وجاهت این دختر خیلی به خودش میپیچید و نسبت به این همه قشنگی حسادت میکرد.
عاقبت کار محمدرضا و فرح به آنجا کشید که فرح گفت یا باید این دخترک را از کاخ بیرون کنید یا من از اینجا میروم و طلاق میخواهم!
محمدرضا که این دختر – طلا – را دوست داشت و از طرفی میدانست طلاق دادن فرح هم برای آبروی سلطنت خوب نیست با فرح به این توافق رسید که من بعد با هم کاری نداشته باشند، یعنی رسماً و اسماً زن و شوهر باشند و فرح هم حفظ ظاهر کند و همچنان به عنوان مادر ولیعهد و ملکه باقی بماند اما او راه خودش را برود و محمدرضا هم راه خودش را!
📚منبع:
#خاطرات_تاج_الملوک_ملکه_پهلوی
صفحه ٤٦٥.
بسم الله
.
اردشیر فرزند سرلشکر فضل الله زاهدی در فساد دست کمی از پدر نداشت. اردشیر در سالهای دهه ی ۱۹۷۰ میلادی به عنوان سفیر ایران در واشنگتن , نقش یک مرد الواط شیفته ی خوشگذران را بازی می کرد و با استفاده از موقعیت سیاسی خود سیل اغذیه ی لذیذ و اشربه ی گرانبها را به حلق قدرتمندان , سرشناسان آمریکایی سرازیر می کرد. الیزابت تیلور (هنرپیشه زن آمریکایی) یکی از معشوقه های بی شمارش بود. اشخاص برجسته ی آمریکایی شیفته ی اردشیر بودند و ریخت و پاش ها و بذل و بخشش های بی حساب او شهره ی محافل بود. اردشیر همسر شهناز دختر محمدرضا و فوزیه بود که پس از هفت سال متارکه کردند.
.
منابع:ویلیام شوکراس , آخرین سفر شاه , ص ۱۲۲ / فساد در رژیم پهلوی دوم , ص ۵۶