eitaa logo
پاسخ به شبهات|سعید سپاهی
5.4هزار دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
820 ویدیو
249 فایل
ارسال شبهه @tadbir73 https://tadbirrr.blogfa.com/ هر سوال و شبهه ایی داری بدون تعارف بپرس
مشاهده در ایتا
دانلود
از بركات دولت تدبیر و امید همين بس كه ما ايرانيان را حالا نه در خانه خدا (عربستان) راه مي دهند و نه در خانه شيطان (آمريكا)! راستي چرا خانه خدا سياه و خانه شيطان سفيد است!؟ ✅◀️ پاسخ سوال: چرا (پرده ی) خانه ی خدا سیاه است؟ سابقه نصب پرده بر روی خانه کعبه به زمان حضرت اسماعیل (ع) می رسد. که در روایات این گونه بیان شده است: وقتى ابراهيم و اسماعيل (عليهما سلام) خانه كعبه را بنا كردند، همسر اسماعيل كه زن بسيار عاقلى بود گفت: چرا بر سر در خانه كعبه پرده ‏اى نمى‏ آويزيد؟ ابراهيم و اسماعيل (ع) پذيرفتند و پرده ‏اى آماده كردند كه دوازده ذراع طول داشت و آن را بر در كعبه آويختند، پس از آن همسر اسماعيل گفت: چرا سراسر كعبه را با پرده ‏اى پوشش نمى ‏دهيد تا اين سنگهاى خشن پوشيده شوند؟ اسماعيل پذيرفت و قوم همسر اسماعيل بوسيله پشم اقدام به بافتن اوّلين پرده كعبه نمودند. [۱] و ظاهرا پیامبر (ص) زمانی که پرده ای بر روی کعبه قرار می دهند، آن پرده مشکی بوده است. عباس بن عبد المطّلب مى‏ گفت رسول خدا در حج خود بر خانه كعبه جامه‏ هاى گرانبهاى سياه پوشاند. [۲] اما شاید پیامبر (ص) در انتخاب رنگ، با انتخاب های متعددی مواجه نبوده و با توجه به پارچه های موجود از رنگ مشکی استفاده کرده است. کما اینکه در روایتی، امام صادق (ع) بهترین رنگ برای پرده کعبه را رنگ زعفرانی خوانده اند: براى كعبه بهتر از رياط (پرده و ملافه) سابرى (معرب شاپورى) كه بزعفران رنگ شده باشد نيست. [۳] و شاید این رنگ با رنگ اصلی ستون های کعبه یکسان باشد. که در بعضی از روایات به آن اشاره شده است که در هنگام باز سازی کعبه، حضرت ابراهیم و اسماعیل زمانی که به سنگی سرخ رنگ می رسند، خدای متعال وحی می کند که بنای کعبه را بر همان سنگ قرار دهند. [۴] همچنین باید توجه نمود که رنگ پرده کعبه همیشه سیاه نبوده است و بعضی رنگ های مختلفی را در تاریخچه پوشاندن کعبه بیان کرده اند. مثل اینکه عمر و عثمان کعبه را با پارچه ای سفید و نازک پوشش داده اند. یا مامون با برداشتن پرده قرمز، با دیبای سفید کعبه را می پوشاند. یا محمد بن سبکتکین کعبه را با دیبای زرد رنگ پوشانده است. و شاید رنگ مشکی بیشتر از زمان الناصر لدین الله، خلیفه عباسی،(حکومت ۵۷۵-۶۲۲ه.ق) سنت شده باشد که با استفاده از آن کعبه را می پوشانند. پی نوشت ها: [۱]:الكافي، ج‏۴، ص: ۲۰۴ [۲]:الطبقات‏ الكبرى /ترجمه ،ج‏۱،ص۱۳۶ [۳]:مكارم الأخلاق، ص ۱۰۵ [۴]:من لا يحضره الفقيه، ج‏۲، ص ۲۳۵ منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی کاخ سفید، از زمان ساخت آن یعنی از سال 1798 سفید بوده است و دلیل آن استفاده از ماسه ی سنگ های سفید است. این بنا ابتدا عمارت ریاست جمهوری نامیده می شد اما از سال 1901 و زمان ریاست جمهوری روزولت، نام غیررسمی کاخ سفید واشنگتن به آن اطلاق شد. به نقل از: ویکی پدیا
نقویان: به آقای رئیسی گفتم اگر میخواهید مشهد شهر امام رضا باشد , باید در آن فقیر نباشد, 🔴 سخنی بی پرده با روحانیت همنشین با اشراف و سیاسیون فاسد‼️ tlgur.com/d/3GbXjVy4 🔹بودن یا نبودن فقرا در یک شهر شاید ربط چندانی به کنسرت نداشته باشه! 🔸ولی صددرصد وجود فقرا در یک جامعه نشان از وجود ابوموسی اشعری هایی داره که در مقابل ثروت بادآورده و چپاول برای سیاسیون و معاویه ها لال تشریف دارند، در مقابل ظلم و چپاول و تحریم استعمار جهانی کر شدن، و فقط و فقط چوب لای چرخ علی میذارن! 🔹وجود فقر در یک جامعه نشان از ابوموسی هایی داره که به علی فشار میاوردن که چون مثلا گرسنه ایم، سازش و تسلیم دربرابر ظالم و جنایتکار وظیفه ماست! 🔸فقر و بدبختی و ذلت عاقبت حتمی جامعه ایه که عمامه به سرش، بخاطر منافع یک عده حتی امام حسین رو هم مورد تحریف قرار دادن و مدعی دست دادن حسین و عمرسعد شدند! 🔹وجود فقر در یک جامعه نشان از خواص خود فروخته ای داره که به جای قرار گرفتن پشت انسان های صالح و دلسوز ، سنگ طبقه فاسد و ثروتمندان بی دغدغه جامعه رو به سینه میزنن! 🔸تا جایی که یادم میاد شما دقیقا از دولت قبل به بعد مدعی العموم فقرا و مساکین شدین جناب! آیا قبل از اون فقیر و مسکینی وجود نداشت؟ 🔹چرا اتفاقا! خوب یادم میاد دورانی رو که فقرا و روستا نشینان زیر چرخ های توسعه سوپر میلیاردرهای مورد حمایت الان شما در حال له شدن بودند و شما تو رسانه ها نحوه محبت به همسر و ناز و نوازش رو درس میدادید! 🔸حضرت آقای نقویان! همونقدر که فریاد زدن برای فقر جزو وظایف لباس شماست فریاد زدن علیه بی بند و باری های رواج یافته از دوران مدیران محبوبتون هم جزو وظایفتونه! 🔹اینکه در مقابل اشرافیت و بالانشینان و سوپر میلیاردرها و جنایتکاران جهانی و ترویج دهندگان بی بند وباری و هرزگی داخلی لال باشید و در مقابل نظام و انقلابیون خار ، فقط و فقط نشان از فروریختن انصاف و حق طلبی شما داره و
نخستین عکس رفسنجانی پس از مرگ آنچه که از گزارشهای پزشکی و شاهدان نزدیک خبر رسیده، حاکی برآن‌‌ است که ضربه بسیار سنگین به گیجگاه راست رفسنجانی سبب سوراخ و شکستگی شده و ضربه دیگری استخوان گونه سمت چپ و بینی رفسنجانی را، که نشان از یک درگیری شخصی دارد، سپس با حالت بیهوشی وی را به درون استخر آب پرت کردند که شش ها پر از آب شد. لازم است بدانید که از سرایدار محل شنا نیز خبری نیست، زیرا وی در یک گزارش به خبرنگاری گفته بود، دو مرد قوی هیکل آمدند و برق ها را خاموش کردند و گفتند آقا نمیخواهد مزاحم شوید. سپس سرایدار گفت: اقای هاشمی نیز بارها اینجا آمدند و شنا کردند ولی هرگز برق ها را خاموش نکردند!! زیرا با خاموشی کل ساختمان دوربین های مدار بسته نیز نمی توانستند فیلم بگیرند و تقریبا محیط تاریک تر شده بود. رفسنجانی از رختکن بیرون آمد و جویای برق رفتگی شده بود ناگهان با این دو مرد تنومند روبرو شد و رفسنجانی توان کشمکش و درگیری را نداشت ولی تلاش نمود آن دو مرد را از خود دور کند که بی نتیجه ماند. پزشک قانونی همه آثار زخم درگیری را تایید کرده است. تا کنون هم از سرایدار و هم از گزارشگر در محل، خبری نشده است. اگرچه نحوه نماز میت خواندن خامنه ای بر مرده رفسنجانی و حجت الاسلام خطاب کردن رفسنجانی و شیطان اکبر خطاب کردن رفسنجانی همه دلیل آشکار کشتن رفسنجانی و بیرون کردن رفسنجانی از مدار قدرت می باشد که ستون اصلی اعتدالگرایان و اصلاح طلب ها را تشکیل میداد. اکنون راه برای برچیدن مهره های کوچکتر بسیار هموار شده است. این همان کودتای سپاه است که دیگر نیازی به انتخابات مسخره چهار سال یکبار نظام نباشد، که برخی رسانه های حامی جمهوری اسلامی با بوق کرنا مردم را فریب می دادند و به پای صندوق می آوردند. اکنون سپاه و خامنه ای شمشیر را از رو بسته اند که دیگر دیر شده است زیرا صدای ریزش بلند سرنگونی می آید. حتی نمایش کشتار و کودتا به شیوه استالین و لنین نیز دردی برای سپاه و نظام سراسر خون و جنایت جمهوری اسلامی دوا نمیکند. چه زیباست شنیدن صدای سرنگونی که در راه است. ***اکنون در بحبوحه انفجار پلاسکو، عکس شیطان اکبر را برای انحراف منتشر نمودند پاینده ایران ✅◀️ پاسخ شایعات در مورد فوت آیت الله هاشمی رفسنجانی ✍اخیرا بعد از فوت آیت الله هاشمی(رحمه الله)عده ای از خارج و داخل شایعه ی قتل و کشته شدن آیت الله هاشمی را پخش می کنند.کانال هایی مثل آمدنیوز،نقدی براسلام و شبکه ی صدای آمریکا که گاو پیشانی سفید شایعه پراکنی و دروغگویی است. 🔴واقعا این رسانه ها چه هدفی را دنبال می کنند؟چرا ملت را احمق فرض کردند که هر حرف بی دلیل و مضحکی را باید باور کنند؟محمد هاشمی در اولین ساعات فوت برادرش مُهر باطل بر این یاوه گویی ها را زده بود.او می گوید من جزء اولین نفراتی بودم که بر پیکر برادرم حاضر شدم که هیچ اثری از خفگی یا امثال آن نداشت برعکس بدن آیت الله هاشمی روشن بود،برخلاف ادعای بی اساس مهدی خزعلی که گفته بود طبق نظر پزشکان معالج آقای هاشمی،لب هایش کبود بود و ریه هایش پر از آب و این نشانه ی خفگی است.نمی دانم منظورش از پزشک های معالج کیا هستن؟طوری حرف میزند که انگار خودش آنجا بود.این در حالیست که معاون وزیر بهداشت می گوید:90 دقیقه عملیات احیا بر روی او انجام شد ولی نتیجه ای نداد.خزعلی این بار هم دروغ گفت چون هیچ یک از پزشکان چیزی در مورد اینکه لب های آقای هاشمی کبود بود یا اینکه ریه اش پر از آب بود نگفته اند. 🔻چرا وقتی خانواده ی مرحوم هاشمی رفسنجانی کوچک ترین اشاره ای به این موضوع نمی کنند،رسانه های ضدانقلاب خارجی به آن دامن می زنند؟کسی می تواند ادعا کند که خانواده اش ترسیدند؟فائزه ی هاشمی صراحتا حرف از جدایی دین از سیاست می زند،صراحتا با بهائی ها نشست و برخواست می کند،حتی در جواب پدرش که گفته بود فائزه اشتباه بزرگی کرده است،گفته بود من عادت به پنهان کاری ندارم و تمام قد از بهائی ها حمایت کرد و برای حرف پدرش ارزنی احترام قائل نشد که حداقل قضیه را مسکوت بگذارد؛حالا در این ماجرا هیچ گونه اشاره و صحبتی نمی کند؟او که می گوید به هیچ وجه پنهان کاری نمی کند. http://www.mashreghnews.ir/fa/news/574063/
نهج البلاغه - خطبه: 207 در دنیای مدرن حکومت های فرد سالار ( فردی که فرامینش فوق قانون قرار گیرد) را حکومت های دیکتاتوری می نامند. مطابق تجربه بشر بدترین نوع حکومت حکومت دیکتاتوریست. امام متقین علی(ع) در هزارو اندی سال پیش تبعات و زیانهای حاکمیت یک دیکتاتور را چنین بر می شمارد: .......ا- « اخْتَلَفَتْ هُنالِكَ الْكَلِمَةُ / وحدت کلمه در جامعه از بین میرود و اختلاف میان مردم بوجودمی آید» 2-« وَ ظَهَرَتْ مَعالِمُ الْجَوْرِ / و نشانه هاى ستم آشكار گردد» 3-« وَ كَثُرَ الاِْدْغالُ فِى الدّينِ / و افساد و اختلال در دين زياد شود » 4- « وَ تُرِكَتْ مَحاجُّ السُّنَنِ / و راههاى روشن سنّت ها رها گردد » 5- « فَعُمِلَ بِالْهَوى / و از روى هواى نفس عمل شود » 6- « وَ عُطِّلَتِ الاَْحْكامُ / و اجراى احكام رو به تعطيلى رود » 7- « وَ كَثُرَتْ عِلَلُ النُّفُوسِ / و بيمارى روانها زياد شود—یاس و افسردگی بر جامعه حاکم شود » 8- « فَلايُسْتَوْحَشُ لِعَظيمِ حَقٍّ عُطِّلَ / در آن وقت مردم ز تعطيل حقّ عظيم نترسند » 9- « وَ لا لِعَظيمِ باطِل فُعِلَ / و بر انجام گرفتن باطل بزرگ وحشت نكنند » 10- « فَهُنالِكَ تَذِلُّ الاَْبْرارُ، وَ تَعِزُّ الاَْشْرارُ/ به آن هنگام است كه نيكوكاران خوار، و بدكاران عزيز شوند » ✅◀️ پاسخ خطبه ی 216 (و نه 207) نهج البلاغه با موضوع "حقوق متقابل رهبرى جامعه ی اسلامی و مردم" ایراد شده است و برخلاف آنچه که در متن حاضر و در چند بند با عنوان "تبعات و زیان های حاکمیت یک دیکتاتور" مطرح شده است، مربوط به آثار و پیامدهایی است که این حقوق متقابل رعایت نشده و بر مردم ستم شود. اما بخشی از این خطبه و موضوع مورد اشاره: پس، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب کرد، و آن حقوق را در برابر هم گذاشت، که برخى از حقوق برخى دیگر را واجب گرداند، و حقّى بر کسى واجب نمى‏شود مگر همانند آن را انجام دهد. و در میان حقوق الهى، بزرگ‏ترین حق، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است، حق واجبى که خداى سبحان، بر هر دو گروه لازم شمرد، و آن را عامل پایدارى پیوند ملّت و رهبر، و عزّت دین قرار داد. پس رعیّت اصلاح نمى‏شود جز آن که زمامداران اصلاح گردند، و زمامداران اصلاح نمى‏شوند جز با درستکارى رعیّت. و آنگاه که مردم حق رهبرى را اداء کنند، و زمامدار حق مردم را بپردازد، حق در آن جامعه عزّت یابد، و راه‏هاى دین پدیدار و نشانه‏هاى عدالت بر قرار، و سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم پایدار گردد، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حکومت امیدوار و دشمن در آرزوهایش مأیوس مى‏گردد. 👈امّا اگر مردم بر حکومت چیره شوند، یا زمامدار بر رعیّت ستم کند، وحدت کلمه از بین مى‏رود، نشانه‏هاى ستم آشکار، و نیرنگ بازى در دین فراوان مى‏گردد، و راه گسترده سنّت پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم متروک، هوا پرستى فراوان، احکام دین تعطیل، و بیمارى‏هاى دل فراوان شود. مردم از اینکه حقّ بزرگى فراموش مى‏شود، یا باطل خطرناکى در جامعه رواج مى‏یابد، احساس نگرانى نمى‏کنند پس در آن زمان نیکان خوار، و بدان قدرتمند مى‏شوند،👉 و کیفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناک خواهد بود. پس بر شماست که یکدیگر را نصیحت کنید، و نیکو همکارى نمایید. درست است که هیچ کس نمى‏تواند حق اطاعت خداوندى را چنانکه باید بگزارد، هر چند در به دست آوردن رضاى خدا حریص باشد، و در کار بندگى تلاش فراوان نماید، لکن باید به مقدار توان، حقوق الهى را رعایت کند که یکى از واجبات الهى، یکدیگر را به اندازه توان نصیحت کردن، و بر پا داشتن حق، و یارى دادن به یکدیگر است. هیچ کس هر چند قدر او در حق بزرگ، و ارزش او در دین بیشتر باشد، بى نیاز نیست که او را در انجام حق یارى رسانند، و هیچ کس گرچه مردم او را خوار شمارند، و در دیده‏ها بى‏ارزش باشد، کوچک‏تر از آن نیست که کسى را در انجام حق یارى کند، یا دیگرى به یارى او برخیزد... مطالعه ی بیشتر در این نشانی: امام علی (ع) – نهج البلاغه – خطبه 216 | ام الکتاب، پایگاه تخصصی امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام http://yon.ir/08R7
⛔️ برخی همواره درصددند به بهانه حفظ اخلاق رسانه اي و... مانع بیان فساد مسئولان و رسوايي نااهلان و نامحرمان توسط دلسوزان نظام بشوند و انتقادات صريح آنها از مسئولين را گناه غيبت و... معرفي مي کنند! ✅◀️ پاسخ حجه الاسلام و المسلمين قرائتي با رد اينگونه مغالطه ها پاسخ این ادعاها را به خوبی ارائه کرده اند: ⚠️غيبت براي مسئولين طوري نيست؛ حضرت امير(ع) مي فرمايد: پول بده غيبت بشنو: و ابعث العيون. به مالک اشتر مي فرمايد: پول بده به افرادي بروند بازرسي کنند بيايند عيبها را به شما بگويند. غيبت نکن يعني چه؟ (مثلا) رک بگو آقا قرائتي نهضت سوادآموزي رو خراب کرد. غيبت نشود يعني چه؟ 🚫 گاهي آنقدر در درس اخلاق معطل مي شويم که شتر را بارش مي برند و کشتي آهن را در دريا مي دزدند بعد مي گويند غيبت نکني ها!! يعني چه غيبت نکن؟ 😕 🔶نمونه اي از سيره اميرالمؤمنین(ع) در برملاساختن علني تخلفات مسئولين: حضرت امير(ع)‌ آبروريزي کرد. عثمان بن حنيف سر سفره اي رفت که اشراف بودند فقرا نبودند؛ حضرت امير نامه اي نوشت و اين کبابي که خورد کوفتش شد؛ هزار و چهارصد سال است که به خاطر آن سيخ کباب؛ عثمان آبرو ندارد.👏 📣📣📣 گاهي بايد داد کشيد؛ ما اخلاقمان اينهاست آقا! نه اينکه فقط بگي يواش بيا يواش برو! و نافله بخوان؛ نافله يکي از مستحبات است. http://yon.ir/UmJ
شيخ روزی با مريدان به باغی رفتندی از برای تفریحات سالم ناگه تابلوهايی در مسیر بديدندی: قليان ممنوع، سگ ممنوع، موسيقی ممنوع، رقص و شادی ممنوع، بد حجابی ممنوع، ديش ممنوع، آب بازی ممنوع، بادبادك بازی ممنوع، دوچرخه سواری برای زنان ممنوع .. شيخ به مريدان بفرمودندی: قدر بدانندیدی و شكر گزار باشندی كه حداقل "دزدى و اختلاس" را آزاد گذاشتندی .!! ✅◀️ پاسخ این هوشنگه! . هوشنگ معتقده باید با آقازاده ها مبارزه کرد! هوشنگ معتقده نباید امور مملکت دست آقازاده ها باشه! . هوشنگ سال پیش به دختر صفدر رای داده! هوشنگ نمیدونه دختر صفدر و رفقاش که رای آوردن آقازاده بودن! هوشنگ از سال نود کلی زیر فشار اقتصادی بوده و معتقده آقازاده ها قیمت دلار رو بالا بردن تا پولشو بزنن به جیب! هوشنگ نمیدونه دختر صفدر و رفقا تو اون سال صرافی تاسیس کرده بودن تا کلی دلار معامله کنن! هوشنگ معتقده تو مملکت شایسته سالاری نداریم! هوشنگ معتقده تو این مملکت هیچی سر جاش نیست و همه تو کاری که تخصصشو ندارن دخالت میکنن! هوشنگ سال پیش با توصیه چهار تا بازیگر و فوتبالیست و کارگردان و تکرار میکنم یه آقازاده دیگه چشماشو بست و به سی نفر که نمیشناختشون رای داد! هوشنگ سه ساله دانشگاهش تموم شده ولی بی کار و بی پوله! هوشنگ نمیدونه آقا صفدر تو فیش حقوقی چند ده میلیونیش چند میلیون بخاطر حق اوقات فراغت دخترش میگیره! هوشنگ سه ساله تو صف وام ازدواجه و هنوز نوبتش نشده! هوشنگ نمیدونه صفدر سیصد میلیون وام صفر درصد از صندوق توسعه ملی گرفته! صندوقی که باید خرج کار هوشنگ میشد! هوشنگ معتقده تو کشور کلی اختلاس گر داریم که خیلی پررو شدن و باید فکری کرد! هوشنگ نمیدونه دختر صفدر گفته پولی که باباش گرفته حق خودش و خانوادش از سفره انقلاب بوده! هوشنگ از پارتی بازی و رانت متنفره! هوشنگ نمیدونه دختر صفدر با فشار باباش و اون آقایی که تکرار میکرد، وارد لیست سی نفره شده بود! هوشنگ خیلی وطن پرسته و معتقده دلواپسان و سپاه و بسیج نباید باشن! هوشنگ نمیدونه صفدر و رفقاش دوران جنگ کارمند بودن و حس کردن که به جبهه نرن! هوشنگ دو سال لب مرز سربازی کرده و کلی خاطرات بد از اون دوران داره! هوشنگ نمیدونه شوهر دختر صفدر سربازی نرفته و دوست نداره بره! هوشنگ معتقده باید اصلاح کنه و دوستدار اصلاحه! هوشنگ نمیدونه از اصلاح و اصلاحات فقط اصلاح ریش و مو رو یاد گرفته! هوشنگ الان همه چیزو فهمیده! ولی هوشنگ افتاده رو دنده لج و تصمیم گرفته بازم راه قبلی رو بره! هوشنگ معتقده همه موارد بالا تقصیر دولت قبل بوده و بس! پ.ن؛ وجود چند هزار هوشنگ در یک کشور کافیه تا اونجا از اساس اصلاح بشه! حالا وجود چندین میلیون هوشنگ با یک مملکت چی کار میکنه؟ پ.ن2؛ با عرض پوزش از همه هوشنگ های عزیزی که هوشنگ نیستن!
دلهره خامنه‌ای از رییس‌شدن سیدحسن‌خمینی، دلیل حکم غیرقانونی ولایتی برای دانشگاه آزاد در حالی که مردم لحظه به لحظه و دل‌نگران، اخبار پلاسکو را دنبال می‌کنند آیت‌الله خامنه‌ای از فرصت استفاده کرده و در حکمی عجیب و غیرقانونی، جایگزین مرحوم هاشمی رفسنجانی در «ریاست هیئت مؤسس و امنای دانشگاه آزاد اسلامی» را تعیین کرده است. (خلاصه شده) ✅◀️ پاسخ سیدیاسرجبرائیلی⬇️ 1⃣دانشگاه آزاد اسلامی (اگربه عنوان یک دانشگاه درنظر گرفته شود)،بزرگ‌ترین دانشگاه جهان به شمار می‌رود و ازسرمایه معنوی و مادی بسیارگسترده‌ای برخوردار است. این دانشگاه 450 واحددانشگاهی،بیش از 1.5 میلیون دانشجو و حدود 30 هزار عضو هیأت علمی دارد.سرمایه مادی این دانشگاه نیزبیش از600 هزارمیلیارد تومان برآورد می‌شود. لذا طبیعی است که، حاکمیت و مسئولین ارشد نظام جمهوری اسلامی، باید به این مسأله مهم در آموزش عالی کشور اهتمام ویژه داشته باشند. 2⃣ارکان دانشگاه آزاد اسلامی عبارتند از👇 1- هیئت مؤسس 2- هیئت امناء 3- رئیس دانشگاه 4- شورای دانشگاه 3⃣ماده 10 اساسنامه مصوب 89/11/26 شورای عالی انقلاب فرهنگی، ترکیب و تعداد اعضای هیئت امناء دانشگاه آزاد را مشخص کرده است. براساس تبصره یک همان ماده، در اولین جلسه، هیئت امنا باید از بین اعضاء یک نفر به ریاست هیئت امناء انتخاب شود و براساس ماده 12، ✳️یکی دیگر از وظایف هیئت امناء👈(تنظیم و تصویب آئین نامه داخلی هیئت امناء دانشگاه است). بنابراین نحوه‌ انتخاب رئیس هیئت امناء، در ماده 10 اساسنامه و تصویب آئین نامه داخلی آن هیئت در ماده 12 ذکر شده است و این معنا مشعر به آن است که، اهمیت انتخاب رئیس هیئت امناء فراتر از آئین‌نامه داخلی است و لذا به صورت جداگانه بدان تصریح شده است. 4⃣بر اساس ماده 8 اساسنامه نیز هیئت مؤسس مرکب از 9 نفر است، ولی در اساسنامه مزبور، هیچ تصریحی نسبت به نحوه انتخاب رئیس هیئت مؤسس نشده است (برخلاف نحوه انتخاب رئیس هیئت امناء) و صرفاً تنظیم و تصویب آئین نامه داخلی به هیئت مؤسس ارجاع شده است و همان‌طور که در بند قبلی گفته شد، در این اساسنامه میان تنظیم و تصویب آئین نامه داخلی از یک سو و چگونگی انتخاب رئیس هیئت از سوی دیگر تفکیک قائل شده است و به عبارت دیگر اساسنامه، از جهت چگونگی انتخاب رئیس هیئت مؤسس، ساکت است. 5⃣نکته مهم دیگر آن است که، با توجه به ارتحال آیت الله هاشمی رفسنجانی (رئیس فقید هیئت مؤسس و هیئت امناء)، تشکیل جلسه هیئت مؤسس با ابهام مضاعف مواجه می‌شود و قانوناً مشخص نیست چه کسی مسئول دعوت و تشکیل جلسه است. 6⃣با توجه به درگذشت،سه نفر از اعضای هیئت مؤسس👈(آیت الله موسوی اردبیلی ـ آیت الله هاشمی رفسنجانی ـ دکتر حسن حبیبی)، و همچنین بر اساس برخی اخبار منعکس شده در شبکه های اجتماعی، مبنی بر اینکه یک نفر از اعضای هیئت مؤسس بر این باور است که در زمان حیات آقای هاشمی از تداوم عضویت در هیئت مؤسس عذر خواسته و فعلاً نیز انگیزه‌ای برای حضور مجدد ندارد -در صورت صحت این گزارش- تعداد اعضای حاضر هیئت مؤسس به 5 نفر کاهش می‌یابد و براساس تبصره ماده 9 اساسنامه، ترکیب هیئت مؤسس باید در هر حال مشتمل بر تعداد دو سوم اعضاء، یعنی «شش نفر» باشد؛ بنابراین تشکیل جلسه هیئت مؤسس، با این تعداد با مشکل قانونی مواجه است، مگر آنکه بر اساس تبصره 2 ماده 8 اساسنامه، شورای عالی انقلاب فرهنگی رأسا،ً پس از گذشت سه ماه نسبت به تکمیل اعضای هیئت مؤسس اقدام کند، که طبیعی است این فترت و فاصله در فرآیند اداره‌ دانشگاه، یک چالش قانونی بزرگ محسوب می‌شود. 7⃣براساس ماده‌ 12 اساسنامه مصوب 89/11/26 شورای عالی انقلاب فرهنگی، جلسات هیئت امناء دانشگاه آزاد، با حضور اکثریت کل اعضاء، معتبر خواهد بود و در شرایط کنونی با توجه به انقضای دوره سه نفر از اعضای منتخب هیئت امناء، توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی و نیز ارتحال رئیس هیئت امناء (آیت الله هاشمی)، نصاب اکثریت کل اعضاء هیئت امناء نیز،با مشکل مواجه می‌شود. مگر آنکه هیئت مؤسس پس از انتخاب رئیس جدید توسط مقام معظم رهبری یک نفر از اعضا‌ء خود را به‌عنوان جایگزین آیت الله هاشمی در هیئت امناء مشخص کند و درنتیجه، نصاب لازم هیئت امناء برای تشکیل جلسه تأمین شود. با توجه به مراتب پیش گفته و اهمیت دانشگاه آزاد اسلامی، فقدان رئیس هیئت مؤسس و امناء، و همچنین نظر به عدم امکان حل مشکل قانونی دانشگاه براساس مواد اساسنامه، وظیفه مدیریت عالی نظام اقتضاء می‌کرد که،برای حل این مشکل و بازسازی فرآیند قانونی مدیریت دانشگاه، اقدام شود. شاید بتوان گفت مداخله‌ مدیریت عالی نظام در این زمینه نه تنها حق، بلکه تکلیف است. http://yon.ir/8GoO
آیا های خانواده ی شهدا و جانبازان از روی عدالت است؟ آیا لزومی دارد به خانواده شهیدی این مزایا داده شود؟ ❇️ پاسخ ❇️ 🛑 از منظر دین مبین اسلام، شکر مخلوق مقدمه شکر خالق شمرده شده است(1) براستی چگونه می توان شکر جانثاری را ادا نمود؟ 🔸تمام افرادی که سینه ی خود را سپر گلوله ی دشمن کرده مستحق پاداشی بی پایانند، حتی اگر خراشی برنداشته باشند،؛ چون یک ساعت حضور در جبهه، یعنی آماده ی فنا شدن برای حفظ جان و مال و ناموس مسلمین، و این با هیچ تشکری جبران نمی شود، زیرا جان، قیمت ندارد، و صد البته دنیا با تمام عظمتش، ظرفیت جبران آن خدمات را ندارد، و ایثارگران حاضر نیستند جزای اخروی را با این امتیازات مادی عوض نمایند. 🔹حضرت امام خمینی (رحمة الله علیه) در رابطه چرائی این تکریم می فرماید: با اينكه اطمينان داريم كه خانواده‏‌هاى معظم شهدا و جانبازان و اسرا و مفقودين هيچ گاه راضى نشده و نمى‏شوند كه در برابر ايثار عزيزانشان كه فقط به خاطر خدا و رسيدن به كمال بوده است سخن از رفاه و ماديات به ميان آيد و همت آنان بلندتر از اين مقوله‏‌هاست، ولى بر دست اندركاران نظام است كه ذوق و استعداد و توان خود را در هر چه بهتر رسيدن به امور معنوى و مادى و ارزشى و فرهنگى اين يادگاران هدايت و نور به كار گيرند و از خدمت بى‏ شائبه و بى‏‌منت به آنان دريغ نكنند؛ هرچه انقلاب اسلامى ايران دارد از بركت مجاهدت شهدا و ايثارگران است. من می‌دانم كه بسيارى از خانواده‏هاى عزيز شهدا و و اسرا و مفقودين به خاطر مناعت طبع و بزرگوارى و اخلاق كريمه خود در مصايب و مشكلات زندگى به مسئولين مراجعه نكرده ‌اند و يا مراجعه‏ شان به حداقل بوده است. و همه نيز می‌دانيم كه اكثريت اين قشر و رزمندگان عزيز اسلام از طبقات محروم و كم درآمد بودند و مرفهين كمتر دل براى انقلاب سوختند، ولى وظيفه ی ماست كه در حد توان و مقدورات، قدرشناس زحمات آنان باشيم و من ميل ندارم كه اين قدرشناسى فقط در حد تعريف و تمجيد ظاهرى خلاصه شود بلكه بايد در همه نوع امتيازات اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى به آنان بها داده شود و ضرورتى نمی‌بينم كه به‏ اين عزيزان سفارش و نصيحت كنم و رسالت بزرگ حفظ امانت خونهاى مقدس شهيدان را بازگو نمايم كه بحمداللَّه تا به حال ‏_شهدا و اسرا و مفقودين و جانبازان خود حافظ و نگهبان ارزش شهادت و ايثار بوده‏ اند و بعد از اين نيز به يارى خدا پاسدار آن خواهند بود.(2) 🔺علاوه بر دلائل متعدد عقلی و انسانی مبنی بر تکریم ایثارگران و خانواده آنان، سیره اهل بیت پیامبر (علیهم صلوات الله) نیز مؤید چنین تکریمی است: 🔸امیرالمؤمنین (علیه السلام) در نامه معروفشان به مالک‌توصیه می‌کنند که آنقدر مال در اختیار قوای نظامی خود بده که بتوانند به سربازان و بازماندگان شهداء بذل و بخشش نمایند. (3) 🔸در پيمان صلح امام حسن (ع) آمده است: معاويه موظف است همواره از خراج دارابگرد، مبلغ يك ميليون درهم تسليم حسن بن على نمايد تا ميان بازماندگان شهداى جنگ جمل و صفين كه در ركاب امیرالمؤمنین كشته شدند تقسيم شود.(4) 🔸یکی از یاران امام صادق (ع) می گوید: امام، هزار دينار به من داد و دستور فرمود آن را در ميان بازماندگان كسانى كه با زيد كشته شدند پخش كنم. ‏(5) ✅ بسیار مفتخریم که پیرو اهل بیتی هستیم که دستورات انسانی آنها پس از 14 قرن در ممالک پیشرفته نیز عمل می شود، در آن ممالک، پس از جنگ جهانی دوم، امکانات، حقوق، مزایا و تسهیلاتی برای بازماندگان از جنگها در نظر گرفته اند. منبع: انجمن گفتگوی دینی پی نوشت ها: 1. ِعَنِ الرِّضَا علیه السلام: قَالَ مَنْ لَمْ يَشْكُرِ الْمُنْعِمَ مِنَ الْمَخْلُوقِينَ لَمْ يَشْكُرِ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ، بحارالانوار ج 68 ص 44 ح 47. 2. پيام به ملت ايران، سياستهاى كلى نظام در دوران بازسازى، ‏صحيفه امام، ج‏21، ص: 157- 158. 3. وَ أَفْضَلَ عَلَيْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ بِمَا يَسَعُهُمْ وَ يَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِيهِمْ، نهج البلاغه صبحی صالح، ص 433. 4. ر.ک: بحارالانوار ج 44 ص 3. 5. ر.ک: بحارالانوار ج 46 ص 170.
8.95M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ چرا بعد از ۴۰ سال، نوشابه در ۲ ریاله اما در اینطور نیست❓ 🛑❗️چند درصد مردم ایران زیر هستند❓ ☝️ مقایسه در ایران و دنیا 🎙 حجت الاسلام راجی
الله زاده ذهن بشر باید در یک دادگاه بی طرف محاکمه شود... متهم ردیف اول نام: الله نام فامیل: ندارد نام پدر:بی پدر فرزند: نامشخص سن: حدودشش هزار سال اتهامات: راندن مخلوق خود برای خوردن یک دانه سیب که جلوی چشم انان گذاشته بود. نفرین کردن فرزندان آدم و ما به جرم خوردن سیب توسط والدین آنها. غرق کردن کل زمین در آب و کشتار همه موجودات ائم از نوزادان و حیوانات بدلیل پشیمانی از خلقت. نابود کردن دو شهر صدوم و عموره با تمام زنان کودکان و بیماران و سالمندان. صادر کردن حکم مرگ برای یک کودک(فرزند ابراهیم). ایجاد صدها دین رنگارنگ و ایجاد تفرقه و نفرت در بین بشر و جنگها و کشتارهای میلیاردی بر سر دین در طول تاریخ. کشتن تمامی کودکان در سرزمین مصر در زمان موسی. دادن اختیار به دوست و شریک خود شیطان در روی زمین (بدلیل شرط بندی با شیطان). صدور وعده های نسیه و چکهای بی محل در سرتاسر تاریخ. کشتارهای وحشتناک مسیحیان و مسلمانان و یهودیان بدست هم و به فرمان او. نفرت داشتن و توهین به مخلوقات خود و توهین به شخصیت و شعور آنان. کشتارهای وحشتناک انگیزاسیون در قرون وسطی. نابودی کشورهایی مانند ایران زمین توسط اعراب به فرمان او و غارت همه چیز آنان. توهین به زنان و کالا دانستن آنان. مجاز دانستن برده داری. زیر پا گذاشتن حقوق مدنی و حقوق بشر. کلاهبرداری و غصب اموال. جعل اسناد. کشتار تمامی سرخپوستان آمریکا برای پیشبرد دین مسیحیت و غارت همه چیز آنان. خلق کردن روزانه هزاران کودک بی گناه ناقص. عدم هیچگونه احساس مسئولیت نسبت به مرگ روزانه 26000 کودک در جهان از فقر و گرسنگی. و....... انقدر هست که اگر همه را بگویم از 20 صفحه هم تجاوز میکند اگر جنایت باشد به امید رهایی از خرافات مذهبی شک اولین قدم برای رسیدن به آزادیست ✅◀️ پاسخ ی زندگی انسان را با جهت گیری تامین هم زمان سعادت دنیوی و اخروی اداره می نماید. اگر به تاریخ گذشته که توجه کنید،معلوم می شود که جنگ ها،خونریزی ها،تخریب ها،به آتش کشیدن ها،اسارت ها،شکنجه ‌ها و قتلها،توسط نمرودیان،فرعونیان، سُفیانیها، یزیدیان،سزارها،نرون‌ها،چنگیزها،هیتلرها و...به راه افتاده است! 🔰🔰🔰 و اگر به تاریخ معاصر (2 قرن اخیر) نیز توجه کنید،معلوم می شود که چه جنگ های جهانی اول و دوم،چه جنگ های صلیبی،چه تشکیل رژیم اشغالگر قدس و اشغال فلسطین و جنگی 80 ساله،چه جنگ الجزایر،چه جنگ ویتنام و ویتکنگ،چه صرب‌ها و بوسنی،چه جنگ تحمیلی عراق علیه ایران،چه حمله نظامی آمریکا و متحدان اروپایی ‌اش به افغانستان و عراق...و بالاخره جنگ های داخلی و تروریستی،همه و همه به عاملیت انگلیس،فرانسه،آمریکا و صهیونیسم بین ‌الملل (یعنی همان شیطان ‌پرست های فراماسون) به راه افتاده است...! چرا که منافع مستکبران،از به یغما بردن سرمایه ‌های دیگران تأمین می شود! با بررسی عوامل پیشرفت تمدن اسلامی و بررسی علل رکود این تمدن نتیجه کلی این است: مسلمانان از زمانی که به اسلام پایبند بودند و با مشوق های قرآن به سمت علم و دانش رفتند،زمینه ی شکل گیری تمدن اسلامی فراهم شد... حاکمان خودکامه دوست داشتند دیکتاتوری را حاکم کنند و پرچم دموکراسی بلند کنند... تروریسم را جهانی کنند و سردمدار مبارزه با تروریسم شوند... دنیا را به فساد و تباهی بکشند و خود را مصلح جهانی بنامند... و بالاخره مسلمانان را قتل عام کنند و بعد بگویند: "چرا دینداری (به ویژه میان مسلمانان)،سبب جنگ شده است؟! آخر خدا برای چه این دین را فرستاد"؟! در واقع می گویند: خداگرایی،معادگرایی و دین گرایی،که امروز فقط در "اسلام" تبلور دارد،مزاحم سلطه ی ما شده است! اگر خدا این دین را نمی فرستاد،ما به راحتی بر مردمان ربوبیت می کردیم و مخالفی هم نداشتیم! ⚠متن شبهه سعی کرده با فرافکنی به صورت زیر پوستی اسلام و مسلمین را هدف قرار دهد. جایی که به صورت جزیی شروع به نقد اسلام می کند در حالی که دیگر ادیان را به طور گذرا می کوبد! 🌺اسلام در دوره ای برای زن کرامت و حقوق مختلف در ابعاد مدنی ، اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی قائل شده که در جایجای جهان ، زن بدون کوچکترین حق فردی یا اجتماعی و در حکم یک کالا خرید و فروش می شد و یا همراه جسد شوهرش سوزانده می شد و ... http://goo.gl/yNteId 🌺حكومت اسلامی تفاوتهای زیادی با حکومتهای بى اعتنا به دین دارد. این تفاوتها در اهداف، كار ویژه هاى دولت، روشها، خاستگاه قانون، مبانى، زمامداران و كارگزاران می باشد. پس شاخصه های اصلی نظام اسلامی درکشورهای غیر اسلامی یا کشورهای به ظاهر مسلمان اما فاقد حکومت صحیح اسلامی، دیده نخواهد شد! http://yon.ir/tafavotha
{عکس} این عکس نمایانگر واقعی جمله؛ چو بیشه تهی ماند از نره شیر شغالان در آیند آنجا دلیر حالا شده داستان این عکس و آخوندها... به دست هاشون دقت کنید!!!! میکربهایی که مهار شده بودن ولی به خاطر خریت و خیانت یک مشت بی وطن سال 57 همه قدرت گرفتن و کشور ما را آلوده و بیمار کردن آنان که به شیخ شهر، میدان دادند... این مُلک به دشمنان ایران دادند... یا از سرِ مزدوری یا نادانی…. ✅◀️ پاسخ 1⃣تصویر،مربوط به افتتاح آرامگاه مادر فرح دیبا، در لاهیجان است . روحانیون حاضر در این عکس، افرادی کاملا گمنام و محلی بوده اند، حتی برای افراد محلی هم بخوبی شناخته شده نیستند. (1) عناصر ضدانقلاب سعی دارند، با انتشار این تصاویر روحانیت را سرسپرده رژیم نشان دهند. فراموش نکنیم، که بیشترین ضربات بر پیکره استعمار،در تاریخ توسط روحانیون مبارزوارد شده، مانند ⏪ «نهضت تنباکو ونهضت مشروطه ، مبارزه میرزا کوچک خان و..... همچنین طومار حکومت 2500 ساله شاهنشاهی در ایران با مجاهدتهای روحانیون مبارز و رهبری امام خمینی (ره) در هم پیچیده شد». 2⃣وجود آخوندهای فاسد درباری، پدیده ی جدیدی نیست، بلکه از قرون اولیه اسلامی، همیشه روحانیون درباری و وابسته به حکومت با آراء و فتاوایی که بر اساس میل و مصلحت حکومت! ارائه می دادند، مردم را در حمایت از دولت گمراه می کردند . با اینحال تعداد چنین افرادی در مقایسه با خیل عظیم روحانیت متعهد و آگاه، آنقدر کم بوده که از آنها به عنوان مواردی استثنا یاد می شود و هیچ گاه مورد اقبال و توجه مردم قرار نگرفتند. 4⃣ روحانیون درباری زیادی در زمان پهلوی اول و دوم در خدمت حکومت بودند،افرادی چون سید حسن امامی ، آخرین امام جمعه تهران که آبا و اجدادش روحانی، و از زمان صفویه بصورت تام در همکاری با حکومت و رژیم وقت بوده اند. (4) درکارنامه او⬇️ سرسپردگی به انگلیس، فعالیت علیه مصدق ، همکاری با جعفر شریف امامی در تشکیل لژ نور( لژ فراماسونری) و ... به چشم می خورد (5) برخی از این عناصر درباری، پس از انقلاب به مبارزه علیه انقلاب پرداختند،تا حدی که رهبری گروه های ضد انقلاب ( کوموله ) را به عهده گرفتند.(6) برخی خلع لباس شدند.(7) و برخی اعدام شدند، برخی هم توبه کردند و در همان لباس باقی ماندند. (8) 5⃣امام خمینی ( ره)،در مورد آخوند فاسد و درباری می فرماید 👇 «خدای متعال می‌داند که، من نسبت به آخوندهای فاسد آن‌قدر شدید هستم،که نسبت به سایر مردم نیستم. ساواکی پیش من محترم‌تر است از آخوند فاسد [...] آن‌قدر صدمه‌ای که، اسلام از یک آخوند فاسد می‌خورد، از محمدرضا نمی خورد..» (9)
این شعر فردوسی رو بخونید که ۹۰۰ سال پیش سروده، واقعا که دل و تن آدم رو ميلرزونه : ​چو ناکس به ده کد خدایی کند​ ​کشاورز باید گدایی کند ...​ در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین همه دینشان مردی و داد بود وز آن ، کشور آزاد و آباد بود چو مهر و وفا بود خود کیششان گنه بود آزار کس پیششان ✅◀️ پاسخ ⛔️ شعری که از "فردوسی" نیست! " در این خاک زرخیز ایران زمین نبودند جز مردمی پاک دین همه دینشان مردی و داد بود وزآن کشور آزاد و آباد بود نگفتند حرفی که ناید به کار نکشتند تخمی که ناید به بار چو مهر و وفا بود، خود کیششان گنه بود آزار کس، پیششان همه بنده ی ناب یزدان پاک همه دل پر از مهر این آب و خاک پدر در پدر آریايی نژاد ز پشت فریدون نیکو نهاد بزرگی به مردی و فرهنگ بود گدايی در این بوم و بر ننگ بود کجا رفت آن دانش و هوش ما؟ که شد مهر میهن فراموش ما که انداخت آتش در این بوستان؟ کز آن سوخت جان و دل دوستان چه کردیم کین گونه گشتیم خوار؟ خرد را فکندیم زین سان ز کار نبود این چنین کشور و دین ما کجا رفت آئین دیرین ما؟ به یزدان که این کشور آباد بود همه جای مردان آزاد بود در این کشور آزادگی ارز داشت کشاورز، خود خانه و مرز داشت گرانمایه بود آنکه بودی دبیر گرامی بد آنکس که بودی دلیر نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت نه بیگانه جائی در این خانه داشت به یزدان که هرگز جهان آفرین نه با بنده ای مهر ورزد نه کین ز نیک و بدت هر چه آید به سر ز خود بین و از کرده ی خود شمر از آن روز دشمن به ما چیره گشت که ما را روان و خرد تیره گشت از آن روز این خانه ویرانه شد که نان آورش مرد بیگانه شد چو نا کس به ده کد خدائی کند کشاورز باید گدائی کند چو دانش پژوهنده بیند زیان که بندد به دانش پژوهی میان؟ به یزدان که گر ما خرد داشتیم کجا این سر انجام بد داشتیم؟ بسوزد در آتش گرت جان و تن به از بندگی کردن و زیستن اگر مایه ی زندگی بندگی است دو صد بار مردن به از زندگی است بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم برون سر از این بار ننگ آوریم " ✅ شعر بالا برخلاف آنچه که در بخشی از فضای مجازی به نام حکیم ابوالقاسم فردوسی منتشر شده، از شاعر معاصر ایرانی، "مصطفی سرخوش" است. شعر بالا در همان بحر و وزنی سروده شده که شاهنامه ی فردوسی. شاید یکی از دلایل انتساب اشتباه آن به فردوسی همین بوده باشد. باید دقت داشت که ترکیباتی چون "خاک زرخیز" "بنده ی ناب" "آریایی نژاد" "نان آور" و "ناکس" همه نوساخته بوده و در هیچ کجای شاهنامه نیامده اند. برخی از کسانی که این شعر را منتشر کرده اند، چند بیت پایانی آن را نیاورده اند تا معلوم شود، شاعر خود از فردوسی نام می برد و بیتی هم از وی تضمین کرده است: بیاریم آن آب رفته به جوی مگر زان بیابیم باز آب روی شود مردمی کیش و آئین ما نگیرد خرد، خرده بر دین ما ز فردوسی ام آمد این گفته یاد که داد سخن را چو او کس نداد: "چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد" سرشت من از مهر میهن بود من از میهن و میهن از من بود. این شعر که به نام "مهر میهن" شهرت یافته است، همانطوری که گفتیم از شاعری ملی گرا به نام "مصطفی سرخوش" است. محمدعلی همایون کاتوزیان درباره ی وی می گوید: بسیار احساساتی و ناسیونالیست و پان ایرانیست بود و مثل بقیه همفکران خود درباره ایران کهن دیدگاهی کاملا ایده آلیستی داشت. همه شعرهای او از نوع مثنوی شاهنامه فردوسی بود و بیشتر آنها آکنده از تحسین احساساتی نسبت به ایران پیش از اسلام و مابقی اشعار به نقد شدید از ایران معاصر می پرداخت. او نیز همانند عارف و عشقی، شاعران ملی گرای پرشور اوایل قرن بیستم، دوران کهن را می ستود و ایران معاصر را به دیده تحقیر می نگریست... (البرز و معلمان آن، ترجمه ی فرزانه قوجلو، مجله ی بخارا، شماره ی 74)