🔅سندشماره1
💠بی اعتمادی شاه به اطرافیان خود بعد از سرنگونی مصدق
#اسناد
#فساد
#محمدرضاشاه
📖حقیقت هم این است که شاه بعد از قضیۀ مصدق دیگر به هیچکس جز دوستان نزدیک خود اعتماد نکرد، و پس از گذشت مدتی ــ به طوری که خود من ضمن خدمت در دربار شاهد بودم ــ چنان اطمینانش را نسبت به همه از دست داد که هر چه پست و مقام کلیدی در سطح مملکت وجود داشت، همه را به دست اعضای خانوادۀ سلطنتی و یا دوستان و نزدیکانشان که با سیاستهای اربابانش بخصوص آمریکاییها روی خوش داشتند، سپرد. چنین رویهای هم گرچه نتیجهای جز محاصرۀ شاه توسط گروهی وابسته به اجنبی، ریاکار و متملق و نالایق به بار نیاورد، ولی رفتار شاه به صورتی بود که گویی هیچ چیز جز « قدرت مطلقه» خوشنودش نمیکند و از مقامات مملکت نیز جز اطاعت محض و پذیرش سیاستهای دیکته شدۀ بیگانگان و ستایش از خودش انتظار دیگری ندارد.
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص.42-43
🔅سند شماره 2
💠فساد سازمان یافته در ارکان حکومت شاهنشاهی
#اسناد
#فساد
#محمدرضاشاه
📖منهم مثل بقیۀ مردم ایران به مرور با ماهیت سازمان امنیت رژیم شاه آشنا شدم. و در پی آن، به خاطر موقعیت و مقامی که داشتم، در پشت پردهای که ظاهراً از عظمت و شکوه سحرانگیز دربار تخت طاووس حکایت میکرد، به اسراری نهان واقف شدم و پی بردم که تشکیلات دربار ـ به علت فساد موجود ـ مرز بین خدمت برای رژیم و استفادههای شخصی را از بین برده است، و مقامات درباری از طریق کانالهایی که بوجود آورده بودند ثروت عمومی را به جیبهای خود سرازیر میکنند
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، ص12
🔅سند شماره8
💠سند مربوط به دخالت ارازل و اوباش معروف تهران در کودتا (شعبان بی مخ )
#اسناد
#کودتا
#محمدرضاشاه
📖سرانجام از طریق شبکۀ برادران «رشیدیان» بود که مبالغ هنگفتی پول نقد در اختیار یکی از ورزشکاران گردن کلفت معروف به «شعبان بیمخ» و همکارانش قرار گرفت. و آنها نیز با حمایت یکی از ژنرالهای سرشناس ارتش به نام «زاهدی» و پسرش «اردشیر» توانستند شورشی علیه مصدق در تهران بپا کنند.
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص 37
🔅سند شماره10
💠بازی با سگ و گربه در موریس، عاقبت دیکتاتوری به نام رضاشاه!
#خاطره
#رضاشاه
شمس پهلوی می نویسد:
اعلیحضرت پدرم اصولا نسبت به حیوانات مانند سگ و گربه رئوف بودند و در کشتی، سگ کوچکی من داشتم که روزها گاهی باعث سرگرمی ایشان می شد ولی آن حیوان با وفا که در کشتی گاهی باعث سرگرمی ایشان می شد، مرد و همه را متاسف ساخت.
در موریس یکی از بانوان، گربه ای برای من آورده بود و من گربه را تقدیم اعلیحضرت پدرم کردم. اعلیحضرت در تمام مدت که در موریس بودند، با این گربه که هیچ وقت از ایشان جدا نمی شد و در ساعات و دقایق تنهایی هم نزد ایشان بود، انس غریبی پیدا کرده بودند و شخصا مراقبت می کردند که آب و غذای این حیوان به موقع داده شود و تنها سرگرمی و وسیله تفریح ایشان، بازی با گربه و سگ کوچک من بود.
📚منبع:
تاریخ بیست ساله ج 8/حسین مکی/ ص 476
🔅سند شماره9
💠نوکری محمدرضاشاه برای غرب
#اسناد
#نوکری
#محمدرضاشاه
راس ساعت 8 از سفارت خارج شد. جلو آمد و دست داد.گفتم ولیعهد من را فرستاده که بپرسم وضع او چه خواهد شد. جواب داد: ما خبر موثق داریم که ولیعهد به اخبار جنگ گوش می کند و تو میزان پیشروی آلمان ها در جبهه ها را روی نقشه با سنجاق مشخص می کنی. همان شب جریان ملاقاتم با سفیر انگلستان را به محمدرضا گفتم و او دستور داد رادیو را از اتاق بیرون ببرم و تمام نقشه ها را پاره کرد. چندروز بعد با سفیر تماس گرفتم و جریان را گفتم. او نیز قول داد سفارت انگلستان و امریکا را راضی کند که سلطنت در ایران بهتر از جمهوری است در نهایت در 24 شهریور بود که سفیر انگلستان با من تماس گرفت و گفت محمدرضا هرچه زودتر به مجلس برود و سوگند بخورد. آنها هم مقدمات رفتن رضا خان را فراهم خواهند کرد.
📚منبع:
ظهور و سقوط سلطنت پهلوی , خاطرات ارتشبد حسین فردوست .تهران . اطلاعات.1382. ص 103
🔅سندشماره5
💠مهمترین تشکیلات ضد رژیم شاه در خارج از کشور به نام «کنفدراسیون محصلین ایرانی»
#اسناد
#محمدرضاشاه
📖... در خارج از کشور مهمترین تشکیلات ضد رژیم شاه را اعضای «کنفدراسیون محصلین ایرانی» تشکیل میدادند. ولی چون این سازمان ترکیبی از گروههای مختلف بود، به همین جهت ایدئولوژی ثابت و مشخصی بر آن حاکمیت نداشت و اعضایش دسته دسته از خط مشی جداگانهای پیروی میکردند: بعضی طرفدار جبهۀملی، گروهی تودهای، و تعدادی هم مارکسیست ـ لنینیست یا تروتسکیست و مائوئیست بودند.
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص.42-43
🔅سند شماره6
💠دستگیری مخالفان رژیم شاهنشاهی پس از ورود به ایران
#اسناد
#ساواک
#محمدرضاشاه
📖قبلاً پدرم بارها مرا از نزدیک شدن به «کنفدراسیون» (که در اکثر شهرهای اروپا فعالیت سیاسی داشت) منع کرده بود، و میگفت: عضویت در کنفدراسیون شانس بازگشتم به ایران و اشتغال به کار در وطن را از بین خواهد برد. خودم نیز از گوشه و کنار شنیده بودم که: بعضی دانشجویان مرتبط با «کنفدراسیون» وقتی برای دیدار پدر و مادر خود به ایران پرواز کردهاند، بلافاصله پس از ورود به فرودگاه تهران دستگیر شدهاند.
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص 34-35.
🔅سند شماره 4
💠سرکوب شدید مخالفان توسط ساواک
#اسناد
#ساواک
#فساد
#محمدرضاشاه
📖با مطالعۀ نشریات «کنفدراسیون» به این نتیجه رسیده بودم که «ساواک» سازمان بسیار قدرتمندی است و هر کس را که مخالف رژیم باشد به شدت سرکوب میکند.
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص.42-43
🔅سندشماره7
💠نقش انگلیس و سیا در براندازی مصدق
#اسناد
#کودتا
#محمدرضاشاه
📖یکی از اقدامات انگلیسها درجهت براندازی حکومت مصدق، اجیر کردن برادران «رشیدیان» بود؛ که توسط آنها آخرین اطلاعات از وضع داخلی کشور و روحیۀ مردم به دست انگلیسها میرسید، تا برای طرح توطئۀ سرنگونی مصدق مورد استفاده قرار گیرد. البته در این جریان، سازمان «سیا» نیز با تقبل پرداخت هزینۀ طرحهای مورد نظر، شرکت داشت.
📚منبع:
کتاب خاطرات مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص 37
🔅سند شماره 3
💠برخورد شدید و نابودی مخالفان توسط محمدرضاشاه
#اسناد
#فساد
#محمدرضاشاه
📖طبق مندرجات اعلامیههای «کنفدراسیون»: زندانهای ایران انباشته از مخالفان سیاسی شاه بود، و در بین آنها از هر صنف و طبقهای اعم از دانشجو، معلم، روحانی، و افراد عادی جامعه وجود داشت. ولی در عین حال از مضمون اعلامیهها چنین بر میآمد که: گرچه شاه مخالفان خود را با بیرحمی فراوان نابود میکند، لیکن برای طرفدارانش اجر و پاداش بسیار در نظر میگیرد. که البته این مطالب بعدها بر اثرشنیدن صحبتهای عمویم ــ در جریان سفرش به سوئیس ــ که مشخص میکرد شاه تا چه اندازه مستبد و دمدمی مزاج است، به نظرم حرف قابل قبولی نیامد.
📚منبع:
مینو صمیمی، پشت پرده تخت طاووس، ترجمۀ دکتر حسین ابوترابیان، انتشارات اطلاعات، تهران، 1368، صص.42-43
🔅سند شماره11
💠یک وسیله شیک و مجلسی برای افزودن ثروت خانواده سلطنتی
#از_نگاه_دیگران
#رشوه
#فساد
فریدون هویدا در بخشی از خاطرات خود می نویسد: به هر حال، چون رشوه خواری بعضی از اعضای خانواده شاه و مقامات عالیرتبه مملکت محرز بود جامعه حق داشت که صداقت شاه را نیز به دیده شک و تردید بنگرد و حداقل وجود "بنیاد پهلوی" را گواهی بر این نظر خود بداند.
چنان که یکی از کارشناسان آمریکایی نیز در شماره ژانویه 1979 مجله "نیروهای مسلح" آمریکا ( آرمدفور سز جورنال) اشاره کرده بود که : «... بنیاد پهلوی تبدیل به یک وسیله قانونی برای افزودن به ثروت خانواده سلطنتی ایران شده است...»
📚منبع:
سقوط شاه/ فریدون هویدا / ص 92
✅بیماری محمد رضا پهلوی
قسمت اول
❌نخستين بارى كه شاه متوجه نشانه اى از بيمارى خود شد، در تعطيلات نوروز ۱۳۵۳ در ساحل كيش بود. او يك روز هنگامى كه در ساحل قدم مى زد متوجه وجود تورمى در زير قفسه سينه خود شد و موضوع را با دكتر ايادى در ميان گذاشت. علم خاطره آن روز را چنين ثبت كرده است: «(يادداشت روز ۲۰ فروردين) صبح از منزل خودم در كيش به كاخ رفتم. خيلى خوشحال و سرحال بودم. منتظر تشريف فرمايى اعليحضرت بودم كه يقين داشتم بايد خوشحال باشند، چون ديروز بعدازظهر و ديشب را به حمدالله خوش گذرانده اند. ايادى طبيب مخصوص پائين آمد. مرا به گوشه اى خواست و در گوشم گفت بايد پروفسور برنار، طبيب متخصص خون را از فرانسه بخواهى كه بيايد شاهنشاه را معاينه كند. گفتم براى چه؟ نگفت، فقط گفت لازم است.
❌واقعاً جهان در ديده من تيره و تار شد… شاهنشاه پائين آمدند. به ظاهر سرحال بودند ولى من مناسب نديدم كه آنجا سئوالى بكنم. در اتومبيل به من فرمودند: «آخر دو هتل ديگرى كه قرار بود اينجا بسازيم چه مى شود؟ عجله كنيد، من مى خواهم زودتر اين كارها را تا زنده هستم ببينم.» بيشتر از اين فرمايش شاه نگران شدم كه خدايا موضوع چيست... (يادداشت روز بعد:) صبح شرفياب شدم.
❌اولين سئوالى كه در تنهايى از شاهنشاه كردم همين مسئله سلامتى بود... عرض كردم... به من بفرمائيد چه باك داريد؟ فرمودند طحالم مثل اين كه بزرگ شده و چون مركز توليد خون است بايد ببينم در سيستم خونى من تغييرى به وجود آمده يا نه؟ عرض كردم مرا كه نيمه جان كرديد! اين كه مطلبى نيست!»
❌پروفسور برنار به همراه دكتر ژرژ فلاندرن چند هفته بعد به دعوت وزير دربار به تهران آمدند و شاه را در كاخ سلطنتى معاينه كردند. شاه براى جلوگيرى از انتشار هر نوع شايعه حاضر نشد به هيچ بيمارستانى مراجعه كند و بنابراين پزشكان ناچار بودند نمونه هاى آزمايشگاهى او را همراه خود ببرند. با وجود اين هر دو در معاينه بالينى فوراً متقاعد شدند كه شاه به نوعى سرطان غدد لنفاوى مبتلا شده است.
❌دكتر ايادى آنها را از به كار بردن لفظ سرطان يا لوسمى ممنوع كرد و آنها بيمارى را براى شاه «ماكرو گلوبولنميا والدنستروم» معرفى كردند.