شهید مطهرى انقلاب را اینگونه تعریف میکند: «انقلاب، عبارت است از طغیان و عصیانى که مردم علیه نظام حاکم موجود براى ایجاد وضع و نظمى مطلوب انجام میدهند؛ یعنى انقلاب از مقوله عصیان و طغیان است علیه وضع حاکم براى وضعى دیگر. پس ریشههاى انقلاب دو چیز است: یکى نارضایتى و خشم از وضع موجود و دیگر آرمان یک وضع مطلوب»
از نگاه شهید آیت الله سید محمد باقر صدر؛ انقلاب، جنبشى سرسختانه و بر مبناى اصول مکتبى معیّنى است که با درک واقعیتهاى موجود، به دنبال تغییر و دگرگونى بنیادین در تمامى ابعاد زندگى فردى، اجتماعى و سیاسى و معیارها، اصول و ارزشهاى حاکم است
ساموئل هانتینگتون میگوید: انقلاب یک دگرگونى سریع، بنیادین و خشونتآمیز داخلى در ارزشها و اسطورههاى مسلط جامعه، نهادهاى سیاسى، ساختار اجتماعى، رهبرى، فعالیتهاى حکومتى و سیاستهاى آن است
میتوان انقلاب را به معناى تغییر در ساختار حاکمیت و ساختارهاى اجتماعى در نظر گرفت
کودتا اقدام معدودى از نیروهاى نظامى با حمایت برخى نیروهاى حاکم است که هدف از آن، رسیدن به قدرت و برکنارى حاکمى است که در رأس قدرت قرار دارد
پهلوی ها به کمک انگلیس دست به کودتا زدند و قاجارها رو کنار زدند.
استفاده از این نقطه ضعف که با انتخاب مردم نبوده ولی انقلاب رو مردم حمایت کردند.
پهلوی ها به دنباله یک حکومت پادشاهی بودند اما امام یک الگوی جدید حکومتی ارائه دادند و تقلیدی نبود..
.اصلاح یا رفرم، تغییر آرام و تدریجى، مسالمتآمیز و روبنایى در یک نظام است که معمولاً در جامعهاى متعادل اتفاق میافتد. اصلاحات، از بالا و از سوى خود دولتمردان به وجود میآید، ازاینرو، چه بسا پایگاه مردمى نداشته باشد. اصلاحات ممکن است با رسیدن به تغییرات هدفمند و منتج از نیازهاى جامعه، از وقوع انقلاب نیز جلوگیرى کند
جنبش، مفهومى است که بسترهاى تحوّل در جامعه را شکل میدهد که این تحول میتواند به انقلاب یا اصلاحات تبدیل شود. تفاوت عمده جنبش با انقلاب و اصلاح، در شیوه اجرایى و رفتارى و نیز در هدف نهایى آن است. تغییرات اجتماعى حاصل از جنبش اگر به گونهاى مسالمتآمیز به تغییرات آرام و تدریجى منجر شود، رفرم یا اصلاح نام دارد و اگر این تغییرات، اساسى و بنیادى، توأم با خشونت باشد، به انقلاب خواهد انجامید. ازاینرو، انقلابها در فرایند راهبردى جوامعِ خواهان جنبش -که مستلزم آگاهى اجتماعى است- شکل میگیرد
تفاوت اساسى انقلاب و اصلاح در این است که اصلاحات از سوى حاکمان و به منظور بهبود شرایط یا جلوگیرى از وقوع انقلاب روى میدهد، اما انقلاب از سوى مردم و براى براندازى نظام حاکم پدید میآید. ناگفته نماند که اصلاحات در برخى موارد ممکن است موجب تسریع انقلاب یا فروپاشى رژیمهاى سیاسى گردد. معمولاً در اصلاحات، خشونت دیده نمیشود، بلکه تلاش میشود تا اصلاحات در فضایى آرام صورت گیرد
شورش حرکتى مقطعى در اعتراض به موضوعى خاص است. شورشیان غالباً نارساییهاى موجود را نه به نهادها و ساختهاى اجتماعى، بلکه به افراد نسبت میدهند. ازاینرو، هدف آنها محدود به از میان برداشتن افراد خاصى در حاکمیت و یا زدودن موضوع خاصى در حکومت است، بیآنکه ترکیب نظام سیاسى-اجتماعى را تغییر دهند. از سویى دیگر، در مواردى که شورشیان بافت اجتماعى را نشانه میروند، طرحى براى آینده ندارند و معمولاً اعتراض آنها مقطعى و براى موضوعى خاص است