جنبش، مفهومى است که بسترهاى تحوّل در جامعه را شکل میدهد که این تحول میتواند به انقلاب یا اصلاحات تبدیل شود. تفاوت عمده جنبش با انقلاب و اصلاح، در شیوه اجرایى و رفتارى و نیز در هدف نهایى آن است. تغییرات اجتماعى حاصل از جنبش اگر به گونهاى مسالمتآمیز به تغییرات آرام و تدریجى منجر شود، رفرم یا اصلاح نام دارد و اگر این تغییرات، اساسى و بنیادى، توأم با خشونت باشد، به انقلاب خواهد انجامید. ازاینرو، انقلابها در فرایند راهبردى جوامعِ خواهان جنبش -که مستلزم آگاهى اجتماعى است- شکل میگیرد
تفاوت اساسى انقلاب و اصلاح در این است که اصلاحات از سوى حاکمان و به منظور بهبود شرایط یا جلوگیرى از وقوع انقلاب روى میدهد، اما انقلاب از سوى مردم و براى براندازى نظام حاکم پدید میآید. ناگفته نماند که اصلاحات در برخى موارد ممکن است موجب تسریع انقلاب یا فروپاشى رژیمهاى سیاسى گردد. معمولاً در اصلاحات، خشونت دیده نمیشود، بلکه تلاش میشود تا اصلاحات در فضایى آرام صورت گیرد
شورش حرکتى مقطعى در اعتراض به موضوعى خاص است. شورشیان غالباً نارساییهاى موجود را نه به نهادها و ساختهاى اجتماعى، بلکه به افراد نسبت میدهند. ازاینرو، هدف آنها محدود به از میان برداشتن افراد خاصى در حاکمیت و یا زدودن موضوع خاصى در حکومت است، بیآنکه ترکیب نظام سیاسى-اجتماعى را تغییر دهند. از سویى دیگر، در مواردى که شورشیان بافت اجتماعى را نشانه میروند، طرحى براى آینده ندارند و معمولاً اعتراض آنها مقطعى و براى موضوعى خاص است
براى شکلگیرى هر انقلابى یک عنصر فکرى و دو عامل انسانى مورد نیاز است. عنصر فکرى همان ایدئولوژى و مکتبى است که انقلاب بر پایه آن استوار میگردد و عنصر انسانى نیز یکى مردمند و دیگرى رهبرى
الف. مکتب: انقلاب اسلامى بر پایه اندیشه و جهانبینى اسلامى استوار است. تفسیر انسان، تفسیر تاریخ، تحلیل حوادث حال و گذشته و آینده، تفسیر طبیعت، تبیین همه علایقى که انسان را با دنیاى بیرون از وجود او مرتبط میکند و نیز فهم و درک آدمى از وجود خود و همه چیزهایى که نظام ارزشى جامعه را میسازد و آنرا بر اداره مطلوب خود قادر میسازد، از این جهانبینى الهى ریشه و مایه میگیرد
اساسیترین مبناى جهانبینى الهى و اسلامى، اصل توحید به معناى اعتقاد به وجود خدا و قدرت غیبى او و حاکمیت علم، قدرت، عزّت، جلال، جمال مطلق، اراده و مشیّت او بر هستى، است و همه امور دیگر به نحوى از انحاء به توحید باز میگردند. یکى از نکات برجسته و قابل توجه در زمینه انقلاب اسلامى این است که دین اسلام سازنده فرهنگ ملّى میباشد و به همین جهت امورى نظیر جهاد، شهادت، پیروى از انسان با تقوا و عادل، بیزارى از ظلم و ظالم، اتحاد و همبستگى، توکل به خدا و ... در متن این فرهنگ قرار دارد و خمیرمایه حرکت انقلابى مردم و پیروزى آنها را به ارمغان میآورد
ب. رهبر: قدرت و قوّت رهبرى در انقلاب اسلامى با اتکاى به اسلام، ناشى از موقعیت دینى او است که مشروط به برخوردارى از ویژگیهایى؛ نظیر فقاهت، عدالت، علم، معرفت، زهد، مدیریت، شجاعت، بینش سیاسى و تدبیر است، بر خلاف انقلابهاى دیگر که غالباً انسانهایى به عنوان سیاستمدار حرفهاى با تکیه بر زر و زور و تزویر در جایگاه رهبرى قرار میگیرند.
رهبر انقلاب اسلامی پس از اثبات حقانیت مکتب سیاسى خود، میتواند مردم را آرام آرام وارد میدان مبارزه کرده، به همراهى آنها، انقلاب بزرگ اسلامى را شکل دهد و در نتیجه آثار شوم تسلط قدرتهاى ستمگر را در کشور خود برطرف و دنیا را متحوّل کند
ج. مردم: بزرگترین اهرم پیشبرد انقلاب اسلامى، حضور عظیم مردم در عرصههاى انقلاب است، به چند دلیل؛ اولاً: چون اسلام بیشترین حق را در اداره نظامهاى اجتماعى به مردم میدهد و هر دستگاه حاکم را یک دستگاه خدمتگزار براى مردم میداند. ثانیاً: چون مردم تشکیل دهندگان و به وجود آورندگان یک نظام اسلامی هستند. ثالثاً: چون دخالت و نظارت مردم بیشترین تضمین را براى حفظ یک نظام اسلامی از انحراف میکند
1. لزوم خروج انسان از یوغ بردگى و بندگى طاغوت و رستن از ذلت و خوارى