شکلات نیمهشب؛
خونه دوم من
یادمه یه بار زلزله اومده بود و خونه داشت میلرزید خیلی زیاد و من به سقف نگاه کردم و دیدم لوستر خونه داره تکون میخوره
(الان منتظری که بگم پا شدم فرار کردم یا رفتم یه جا پناه گرفتم «باید بگم سخت در اشتباهی »)
نشستم ادامه فیلممو دیدم
فیلمه چی بود ؟باب اسفنجییییی