چه بسا مرگ دشوارترین مرحله زندگی نقاش نباشد؛چون به شخصه اعلام میکنم: «چیزی دربارهاش نمیدانم»
اما منظره ستارگان همیشه مرا به رویا پردازی وا میدارد. به خودم میگویم: «چرا نقطههای نور موجود در فلک،باید از دسترس ما خارج باشند؟» شاید بتوانیم مرگ را برداریم به ستارهای ببریم شاید مردن در آرامش و در سن پیری مثل این باشد که پیاده به آنجا برویم... فعلاً میخواهم بروم بخوابم،چون دیر وقت است. برایت موفقیت و شبی خوش آرزو میکنم و دستانت را میفشارم!
«دوستدار تو، ونسان»